اعتراف... / شعر
شعری سروده خودم

اعتراف... / شعر

نویسنده : hamid_kh

دمار از روزگار من درآوردی، چه می‌خواهی؟

و «یاء» را از دیار من درآوردی، چه می‌خواهی ؟

زمینم قطعه‌ای از دل میان آه و باران شد

طبیعت از بهار من درآوردی، چه می‌خواهی؟

سکوتم، هیس، حرفم را نکن باور، چرا؟ زیرا،

صدا را از هوار من درآوردی، چه می‌خواهی؟

نگاهت را نگیر از من که بی‌چشم تو سرما شد

تو خورشید از مدار من درآوردی چه می‌خواهی؟

همیشه حکم با سود تو صادر شد، نفهمیدی !

که دل را از قمار من درآوردی، چه می‌خواهی؟

نوشتن از لبانت کار سختی بود، اما تو

«الف» را از شعار من درآوردی، چه می‌خواهی؟

به یادت هست «یادم نیست»ها؟ من «متهم» بودم! *

دمار از روزگار من درآوردی، چه می‌خواهی؟

========================

* : برای اینکه منظور این مصراع ( مصراع آخر از بیت اول ) را بیشتر متوجه بشین، به شعر «متهم آدم نیست ، بیت هفتم»  مراجعه کنین .

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
خییییییییلی قشنگ بود :) / راستی چطوری شعر میگین شما؟ یهویی به ذهنتون میزنه؟ افراد معمولی هم میتونن شعر بگن؟ یا فقط بعضی افراد خاص توانایی شعر گفتن دارن؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٥
١
٠
من معمولا وقتی سر کلاس باشم و درسو نفهمم شعر خودش میاد خخخخخ ... شعر گفتن کار سختی نیست ، فقط گذاشتن آهنگین کلمات در کنار هم ... همین ...
MILAD
MILAD
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
درس ها به حمید خیلی فشار آورده،ذهنش خود به خود شعر میگع ،نه حمییبید؟ خخخ
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
خخخخخخخخ دقیقا !!!
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
دوستان اون مصراع اول از بیت آخره خخخخخ
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
سلام حمید خان:خیلی قشنگ بود.قلمتان ماندگارباد. و البته کلاستان پر بار.سپاسگزارم
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٥
١
٠
لطف دارین ... حالا این مال کلاس مدار بود ... یکی دیگه هم سر کلاس مغناطیس گذاشتم اونو زیرش می نویسم که ببینید هر چی کلاس سخت تره شعرش قشنگ تره :-)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
سلام: موفق باشیدحمید آقا!!.
mahboobeh
mahboobeh
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
باریک...جا داره ی کف مرتب ک نمیشه محرمه، ولی ی صلوات(!!!)بفرستیم واسه شعرتون:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
کلا تمایل داره به باب اسفنجی زیاد میشه خخخخ ... لطف دارین ...
s_mohsen
s_mohsen
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
قشنگ بود حمید خان:) ولی نیم ساعت فقط فکر میکردم مصراع اخر از بیت اول یعنی چی!!!!!خخخ
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
منظورت مصراع اول از بیت آخره دیگه خخخخخخ ... خودمم قاطی کردم وقتی می نوشتم ...
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
چه عجب حمید خان ما شما رو دیدم.... ممنون بابت این شعر قشنگ :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
سعادت ندارین خخخخ ... شما کجایین ؟؟؟ من سمنانم خخخ
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
پشت درم دیگه درو باز میکنید !؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
ما خونه نیستیم خخخخ
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
وایمیستیم تا بیاین :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
پس جابه جا بشین که علف ها جاهای مختلف دربیان به طبیعتم کمک کرده باشین خخخخخ
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
نمی خواد عجله کنین کلید زیر گلدونو پیدا کردم رفتم تو بیزحمت فقط سر را میاین غذا بگیرین :))))
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
من رفتم سمنان اصلا ... نمیام تا آخر ترم خخخخ
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
فوق العاده زیبا و دلنشین و موزون. موفق باشید.
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٥
١
٠
نظر لطفته داداش ... مرسی :-)
mahboube_a
mahboube_a
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
بیت ششم خیلی خیلی قشنگ بود ، دم شما گرم!!
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
چشاتون قشنگ می بینه :-) ممنون از شما :-)
MM_sh
MM_sh
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
خیلی زیبا بود :) قلمتان مستدام :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
قربون شما :-) ... مرسی از نظرتون :-)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
ایول منم سر کلاسای دانشگاه همه کار میکردم جز درس گوش دادن :))))))))))))
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
ماشالا همه حرفه این ... من از اولشم می دونستم ما جیمیا آخرش به هیچ جا نمی رسیم خخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
باریکلا حمید :-) همسر محترم خوبن؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
سکینه خانوم ؟؟؟؟ خخخخخ ... سلام دارن خدمتتون ... میگن علیرضا رو یه بار دعوت کن در خدمت باشیم ... میای ؟؟؟ خخخ
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
خیلی زیبابود،ممنون
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
سپاس از خوندن شعر :-)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
سلام و درود ..مثل همیشه....عالی بود....مال من دگه سر کلاس جواب نمیده...فقط شب امتحانایی که قراره فرداش بیفتم.....تراوشاتش شروع میشه...!!!!
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
آخ آخ این شب امتحانیا هم خیلی می چسبه شعر گفتن خخخخخ :)
admincheh
admincheh
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
با این اوضاع نابه سامان الان زند ه این؟:دی
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
خخخخخخ خودم نمی دونم چجوری زندم خخخخخخ !!!!
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات