عشقِ ربانی / شعر
شعری سروده خودم

عشقِ ربانی / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

روشنایِ شامِ ظلمانی، بیا

رامشِ دریایِ طوفانی، بیا

نارفیقان، فکرشان آلوده است

دشمنِ افکارِ شیطانی، بیا

مجلسِ شادی مهیا گشته است

صاحبِ این جشن و مهمانی، بیا

تنگ شد دل‌ها برایِ دیدنت

چون هوایِ پاک و بارانی، بیا

ما زِ تو، تو از خدا، بنما طلب

محرمِ در گاهِ یزدانی، بیا

مِهرِ تو، ما را هوایی کرده است

عاشقم، ای عشقِ ربّانی، بیا

شیعیان بیمارِ هجرت گشته‌اند

تو طبیبِ دردمندانی، بیا

ظلم‌هایِ دشمنان از حدّ برون

تو پناهِ هر چه انسانی، بیا

بویِ تو، برتر زِ عطرِ یا‌س‌ها

خود به تنهائی گلستانی، بیا

از خدا خواهم سلامت بهرتان

بهرِ جمعِ عاشقان، جانی، بیا

جز شما کی بر کَنَد کاخِ ستم

پهلوان و مردِ میدانی، بیا

هر مرام و مسلکی جوید تو را

آشنایِ جمعِ ادیانی، بیا

شیعه‌یِ مظلوم، باشد منتظر

ظلم‌ها را خطِ پایانی، بیا

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
بسیار زیبا. لطفا آموزش شعر و شاعری هم بگذارید. من که در این زمینه کمیت ام لنگ است. :)))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
سلام: از لطفتون متشکرم.برای ولادتها چند بار فراخوان شعر گذاشتم.دوستان خوب شرکت کردند.الان هم خود سایت فراخوان مطلب گذاشته برای محرم.زنده و سلامت باشید.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
زیبا و احساسی. قلمتون همیشه سبز.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
سلام:سپاسگزارم از محبت شما.پاینده باشید.
maede
maede
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
آید آن روز که خاک سر راهش باشم/ترک جان کرده و آشفته رویش باشم...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
سلام: خیلی متشکرم از حضورتون.
mahboube_a
mahboube_a
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
چه دایره ی لغتی دارین خداییش ! خیلی قشنگ بود.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
سلام: خیلی متشکرم.یک زمانی جدول زیاد حل میکردم به جائی رسید که تمام جدولها را حفظ بودم وجذابیتش از بین رفته بود.جدول ابجدوریاضی وسودوکو واعداد و..... هم همینگونه شد. خوشحالم که شعر را پسندیدید.زنده و پاینده باشید.
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
قافیه و ردیف خیلی زیبایی داشت... دلنشین و بی نهایت.. ممنونم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
سلام:خیلی متشکرم از شما.زنده و سلامت باشید.التماس دعا
پربازدیدتریـــن ها
من هیچوقت نفهمیدم

مشکل دقیقا چیست؟

٩٦/١١/٢٣
یا بنا کن فیلمی در خور ما

یا مکن با فيلمسازان دوستی

٩٦/١١/٢٢
با چاشنی سوتی

اولین جلسه موفق

٩٦/١١/٢٢
شعری سروده خودم

روی مرز هالیوود

٩٦/١١/٢٣
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
آرامش و لبخند

از پری تا پری

٩٦/١١/٢٣
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
500 تومان به او بدهید

گدای محتاج تر

٩٦/١١/٢٤
از دانشگاه رفتن و نگاه دیگران

يك ترم بعد

٩٦/١١/٢٣
سکوت می کنم

هر چه بادا باد

٩٦/١١/٢٤
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
چطور می توانید چیزی ننویسید؟

جادوی نوشتن

٩٦/١١/٢٤
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
انقلاب تدریجی

اصلاح یا انقلاب؟

٩٦/١١/٢٢
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨