کبوترانه برای تو می‌رقصم...

کبوترانه برای تو می‌رقصم...

نویسنده : PDrAM

 

در آغوشم گرفتم باز امشب خاطراتت را

 

به سوز چنگ مي‌نازم من آن آواز سازت را

 

در آن دشتي كه صيد باز باشد بره، مي‌رقصد

 

كبوتر بچه‌اي، تا باز بيند روي بازت را

 

سحر گاهان ز دشت گل رها بنموده پيمانه

 

كه بويد بوي عطر سرخوش چادر نمازت را

 

نمي‌خوابم، اگر خوابم زنم فرياد از دوري

 

امان از درد مهجوري كه فاحش كرده رازت را

 

به جانم مي‌خرم اما بود كالاي بي‌ارزش

 

اگر عالم فدا گردد برابر نيست نازت را

 

به ایامی که کس مجنون و شاعر را نمی فهمد

 

به جز مژگان خونینت نشان است پاکبازت را !؟

 

دل بشگسته‌اي دارم، ز آتش گر گرفت جانم

 

مريض از دست رفت صادر نما حکم جوازت را

 

از آن دادار مي‌خواهم كه عشق بي‌ثمر بيني

 

اگر از من بگيري صوت زیبای حجازت را

 

نه خارج مي‌شود اين حلقه رندانه از گوشم

 

قیامت داغ می یابی به سینه خرقه بازت را

 

هزاران سال می‌گریم به زیر خاک تا شاید

 

 

 

خبر آید : که می جوید به زاری او مزارت را

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/٠٧/٢٨
١
٠
هعییییییییییی....مثل همیشه فوق العاده بود..... آقای شاعر موتاد!!!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام و درود....o____O..!!؟؟ موتاد..!!؟؟ باور بفرمایید ما موتاد نیستیم فقط و فقط تفریحی و اونم روزی سه چهار بار.... به عشقی مبتلا گشتم که عیشش را نمیخواهم.../خماری خوش تر از آن است که مست باده می خواند...
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٢٨
١
٠
به دلم نشست! فکر کنم زیادی به دلم نشست!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام و درودو تشکر از حضور شما...مواظب باشید..در رگ های دلتان رسوب نکند....که خدایی نکرده دچار آترواسكلروز سرخرگ های قلب نشوید.....و جای ما نیایید....و زیر میزی ندهید...و عملتان نکنیم.....چون ممکن است به علت الهام شعر به ما در هین عمل ....عملتان طولانی شود.....و به رحمت ایزدی نایل شوید....خخخخخخ....و خدایتان رحمت کناد!!!
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
حین دیگه! :دی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٧/٢٨
١
٠
:)بح بح اورین اورین قلمتان مستدام
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام و درود وتشکر از حضور شما :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٨
١
٠
سلام: شعرتون عالی است فقط در مصرع11 >>دراین ایام که کس<< در این مقداری مکث دارد که روان نیست میشود مثلا به جای در این ایام نوشت >> به ایامی که کس مجنون و شاعر را نمی فهمد<< روان تر میشود ومکث هم میرود.البته پیشنهاد بود وعذرخواهم.سپاسگزارم از شعر زیبای جنابعالی.در تخته هم گاهی که میام شعرهاتون را میبینم خیلی خوبه.موفق، زنده و سلامت باشید.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
سلام و درود...پیشنهاد بسیار عالی بود....ویرایش را انجام خواهم داد....متشکرم :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
سلام دوست گرامی:من پیشنهاد دادم دکترعزیز و مثال گفتم.از شما عذرخواهم.زنده و پاینده باشید.
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
بیت منم پی نوشتی چیزی می کردین خب:(
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
سلام و درود.....متاسفانه سیوش نکرده بودم:(( ....اگر یادتون هست بنویسید...لطفا
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند...
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام و درود بر شما...بلیا...به راستی که هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند....و این عمل را دل باید و بی دل را نشانی از دلبری نیست.... متشکرم از حضور شما :))
mahboobeh
mahboobeh
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
جدیدا خیلی ctrl c ‎‏ ‏ موکونم:))
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام و درود...با ذکر منبع و لینک پروفایلم دشواری ندارد....ctrl c ‎‏ ‏ یتان مستدام.!!! :))
Niva
Niva
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
به به چقدر زیبا... اصن آدم لذت میبره :)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام و درود بر بانوی گرامی....اصلا ما بوجود اومدیم که شوما لذت ببرید مگه نمی دونستید....!!؟؟
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
زیبا بود... .
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام و درود بر شما...نظر لطفتان است...حضورتان مستدام :))
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
خیلی زیبا:)))) ممنون
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام و درود....متشکرم از حضورتان...میانترم بافت چه طوری بود....حدس میزنم بنا بر اصل کشتن گربه دم حجله کمی سخت بوده باشد....ولی شما که خوب خونده بودید ...انشا ء الله نمره ی کامل را بگیرید :))
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٠٦
١
٠
سلام آقای پدارم ... شعرتون واقعا قشنگه شوروع به این زیبایی: در آغوشم گرفتم باز امشب خاطراتت را.. آدمو به خوندن ادامش وادار میکنه .. و همینطور این بیت هنرمندانه :در آن دشتي كه صيد باز باشد بره، مي‌رقصد-كبوتر بچه‌اي، تا باز بيند روي بازت را... اما هرچی پیش میریم یکسان نبودن قافیه ها بیشتر به چش میاد.. توو بیت اول که بخاطر قافیه نبودن "خاطرات" با "ساز" میشه اینطور تصور کرد که قالب شعرتون قطعه س(خاطراتت با سازت قافیه نیست چون برای تشخیص قافیه حرفی که نقش یکسان داره رو از کلمه مون جدا میکنیم-که این جا همون ضمیر" اَت" هستش- و برامون "ساز" و "خاطرات" باقی میمونه که بدیهیه که قافیه نمیشن باهم مثلا "درختان " با "گیاهان" قافیه نیس چون هر دو حرف مشترک قافیه شون از یه جنسه("ان" جمع) اما "درختان" میتونه با "جان" یا مثلا "کماکان" قافیه بشه) ... حالا به فرض اینکه این شعر قطعه باشه توو 5بیت اول قافیه ی صحیحی رو داریم که به ترتیب میشن: ساز-باز-نماز-راز-ناز اما از بیت 6ام به بعد قافیه ها تغییر میکنه ... همشون (بجر طبابت) حرف مشترک قافیه شون ضمیر دوم شخص مفرد (ات)هستش... ینی در اصل کلمات : کمان - سلام-داغ- جواب -هستن که به عنوان قافیه قرار گرفتنن که مشخصه که قوافیه درستی نیستن ... اما یه توضیح برای طبابت: ببینین "کمانت" یا "سلامت" یا "داغت" یا "جوابت" هرکودومشون -به تنهایی- میتونن با "طبابت" قافیه باشه چون "ات" در کلمه ی "طبابت" از جنس ضمیر نیس ..واسه خودشه و اینکه ازیه جنس نیستن باعث میشه بتونن قافیه بشن ... خیلی حرف زدم نمیدونم چقدش مفید بوده.. ببخشید واقعا
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
کاملا صحیح است :) متشکرم از گوشزد و راهنمایی شما
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٠١
٠
٠
سلام دوباره .. بله قافیه هاش واقعا خوب شدن.. فقد درباره تکرار قافیه "باز" اطلاعی ندارم توو قطعه چطوریه.. اصن مجاز به تکرار هستیم یا نه.. حتما اگه تونستم مطلبی دربارش پیدا کنم میگم.. و آخریه .. که مزار هستش ایراد داره .. اگه "مراز" بود درس میشد!!!!😊
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
سلام و تشکر!!! یک فکری می کنم براش!!!ممنون از راهنماییتان!!! :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨