استعفای ماه... / شعر

استعفای ماه... / شعر

نویسنده : فاطيما

ديشب ماه ...

خبرى از تو آورد

بعد از آن

گل باغچه‌ام  پژمرد

آينه‌ام شکست

ديوار ترک خورد 

و خنده روى عکس‌ها

رفت !

ما مانديم و يک چاى تلخ و سرد

خبر داغ ماه و 

جاى سرد نبودنت 

ما مانديم و سيگار روشن

سوزش چشم و 

درد سر 

ما مانديم و چمدان بسته

ظرف‌هاى شسته

گلدان هاى آب داده !

ما مانديم و سياه پوشى آسمان

چشم‌هاى بسته و

نيش زهردار لحظه‌ها !

بعد از آن

هنوز هم 

خبرى از ماه نيست !

انگار برگه‌اى روى ميزم جا مانده باشد

با رد و امضا

استعفاى ماه !

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
چقدر زیباااا.... استعفای ماه... . استعاره زیبایی بود. مرسی.قلم تون همیشه سبز.
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٧/٣٠
١
٠
خواهش ميشه
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٧/٣٠
١
٠
چشاتون زيبا ميبينن :)
p_a
p_a
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
بیگ لاااااااایک...........من نمره ی بیشت و ب شما میدم قشنگ بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام: زیبا و دلنشین.متشکرم.موفق باشید.
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
ممنون :)
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
خیلی خیلی دلنشین!
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
خيلي خيلي ممنون
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
بحححححححححح بححححححححح ... خیلی اینجور شعرا رو دوست دارم ... قشنگ به دلم نشست ... :))
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
قابلي نداره :9
F-jafari
F-jafari
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
واقعا خوب بود مرسی
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام ... متشكرم زيبا بود موفق باشيد
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
:)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ بود فاطیما:)))))
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
مرسي عزيزم :)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
سلام و درود....زیبا بود...قلمتان مستدام...!!! :)
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
قلم شما هم :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
دوباره الان اول صبح خوندم و دوباره همون احساس خوب اومد سراغم... چقدر صادقانه و زلال... مرسی.. باز هم بنویسید.
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
خوشحالم كه شعرام ايت حال خوبو بهتون ميده :)
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات