میز نهار بدون تو...
یک عاشقانه همراه با دلتنگی

میز نهار بدون تو...

نویسنده : مریم نیک‌پور

دیگر حوصله‌شان را ندارم، زیادی بلند شده‌اند. من هم دست از به اسارت کشیدن‌شان بردارم و بگذارم روی کمرم برقصند باز هم خودشان کز می‌کنند لای آن گیره پلاستیکی و جمع می‌شوند روی سرم. حوصله گل‌های خانه را هم ندارم، خیلی وقت است که دیگر نسترن نمی‌چینم و نمی‌گذارم بنشیند کنارمان و شام خوردن‌مان را تماشا کند. با همین گیاه‌های ساده کوهی سر می‌کنم، نسترن‌ها دیگر به درد میز غذا خوری نمی‌خوردند.

این آخرها رو میزی را هم عوض کرده بودم، می‌خواستم از آن سبز ساده راحت بشوم و میزمان پر بشود از سیب‌های ریز و هی بگویم چقدر خوب می‌شد اگر یک درخت نیم وجبی سیب توی باغچه داشتیم و تو هم سیب‌های ریزش را نبینی و تا شاکی بشوم از ندیدن‌هایت بگویی نگاهم پر شده از تو، جایی دیگر برای سیب‌های ریز رومیزی ندارد.

یادت هست که دوست داشتی مرغ را با فلفل دلمه‌ای بخوری و من حلقه‌شان می‌کردم کنار مرغ‌های بشقابت؟ من یادم هست که غذای مورد علاقه‌ات مرغ بود و از هویج‌های آبپزش خوشت نمی‌آمد ،برای همین همیشه سر جهازی بشقاب من بودند!

به چه چیزها فکر می‌کنم من! وقتی نیستی دیگر چه فرقی دارد غذا مرغ باشد یا سیب‌زمینی، چه فرق دارد همه هویج‌های آب پز شده توی بشقابم باشند یا نباشند؟ وقتی نیستی چه اهمیت دارد موهایم را روی سرم جمع کنم یا بگذارم روی کمرم برقصند؟ وقتی نیستی حتی دیگر فرقی ندارد میز دو تا صندلی داشته باشد یا یک دانه. هیچ هم مهم نیست که گلدان روی میز نسترن نداشته باشد.

وقتی نیستی همه نبودنت را می‌دانند و نیامدنت را بیشتر اما من دلم می‌خواهد دست زیرچانه بگذارم و خیره بشوم به جای خالی‌ات و با نگاهم بفهمانمش که زیادی است.

می‌دانی، دلم می‌گیرد از این بشقاب غذا، از همه یک‌نفره‌های این میز، حتی از این سیب‌های ریز رومیزی هم دلم می‌گیرد. بیشتر از همه دلم از خودم می‌گیرد، از خودم که هنوز هم منتظرم...

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
:))) خیلی قشنگ و عالی بود :)) آفرین بر تو :دی چشمم روشن :دی
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
تشکرات!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
شما هم عاشق شدید به سلامتی پس :دییییی
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
ما شکر بخوریم بخاهیم از اینا که شما میگین بشیم بعله!خخخ
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
عه این عکس نوشت بود نمیدانم چرا عکسشو نفرستادم!!!!!!!!ببخشین:|
همتا
همتا
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
خخخخخخ خسته نباشی!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
سلام: انشاءا... که همواره شاد و سلامت باشید.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
بی نظیر بود و عالی و بی نقص. .. وقتی که نیستی دیگر چه فرقی دارد... . محشر بود. موفق باشید.
rafie.r
rafie.r
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
پرفکت بود...:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
خخخخخخخخخخخ
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
همون که خانوم رفیعه گفتند و ما نمدونیم چیه بود //:دیییییی
rafie.r
rafie.r
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
خخخخخخخخ عالی بود منظورشونه!!!
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
فوق العاده بود:)))) از دست رفتی ها:دییی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
الان دوباره خوندم... دوباره هم همون نظر رو دارم. شکوفه های دلتون همیشه بهاری.
همتا
همتا
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
وقتی تو نیستی ، نه هست های ما چنان که بایدند ... نه باید ها !‌:))) عالی بود مریم :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد/که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد ... زیبا بود.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤