نگران نباش پسرم؛ ما سربازی رو دُور می زنیم! / یادداشت طنز

نگران نباش پسرم؛ ما سربازی رو دُور می زنیم! / یادداشت طنز

نویسنده : وبگردی

اخبار اعلام کرد با این‌که خدمت سربازی بیست و یک ماهه است، تبصره‌هایی برای متاهلان و پدران در نظر گرفته شده است:

متاهلان سه ماه تخفیف خدمت میگیرند. سربازانی که پدر می‌شوند نیز، به ازای هر فرزند سه ماه از خدمت‌شان کم می‌شود. حساب کرده‌ام که اگر بخواهم گل پسرم سربازی نرود باید متاهل شود و شش فرزند هم داشته باشد. داشتن شرایط تاهل و شش فرزند، مظنه به قرار هر رأس گوسپند می‌شود بیست و یک ماه تمام. نوه‌هایم هر کدام طبیعتا نه ماه برای فرآوری وقت می‌خواهند، و حداقل فاصله استاندارد دو سال بین بچه‌ها را هم اگر پسر و عروسم مراعات کنند می‌شود:

|| عروسی+ سه ماه تنفس + نه ماه...؛ فرزند اول

|| بیست و چهار ماه؛ فرزند دوم

|| بیست و چهار ماه؛ فرزند سوم

||بیست و چهار ماه؛ فرزند چهارم

|| بیست و چهار ماه؛ فرزند پنجم

|| بیست و چهار ماه؛ فرزند ششم

3+9+24*5=132

132/12=11

یعنی بی‌حرف پیش، با رعایت قواعد و امید به اجرایی شدن برنامه‌ها، دست کم یازده سال وقت لازم است که پسرم پدر شش بچه بشود و از سربازی معاف! تازه حالات مختلف را هم بررسی کرده‌ام:

1- در هجده سالگی برایش زن بگیرم و وادارش کنم تا به دنیا آمدن فرزند ششمش درس بخواند و معافیت تحصیلی داشته باشد. تا پایان مقطع دکترایش تقریبا می‌شود یازده سال. (ضریب امنیت این مورد از دیگر موارد بالاتر است.)

2- سرچ کنم و عروسم را از خانواده‌های چندقلو بـِزا برگزینم و دعا بخوانم و ختم انعام نذر کنم که او هم چندقلو بزاید و مثلا به دو شکم شش بچه دنیا بیاورد! در این صورت می‌توانم در پانزده سالگی برای پسرک زن بگیرم و خیالم راحت باشد که در هجده سالگی بابای شش بچه است و از سربازی معاف. ( این مورد ریسکش بالاست.)

3- در شانزده سالگی برایش چهار زن بگیرم و با ایجاد فضای رقابتی، پسر را پدر شش بچه بکنم. بدین ترتیب که بگویم هر کدام از زن‌ها طی دو سال باقیمانده تا سن سربازی دلبندم، تعداد بچه بیشتر به دنیا بیاورد، سوگلی می‌شود و بقیه به حاشیه می‌روند! (این مورد مخارج و اعصاب خرابی‌اش زیاد است.)

...

حتما راه‌های دیگری هم هست که به ذهن من نمی‌رسد. قطعا کسانی هستند که ازین آب، کره بگیرند...

کافی‌ست قانونی وضع شود، همه‌ی راه‌ها ممکن جهت دور زدن‌ و سوءاستفاده از آن قانون نیز پیدا می‌شود. این خاصیت جامعه ماست...

...

+ هدف شما از ازدواج و پدر شدن چی بود؟

_ خواستم از قانون تخفیفات سه ماهه سربازی بهره مند بشم!

...

پسر: بابا برام تفنگ می‌خری؟

پدر: کره خر! تو سَرخور دنیا اومدی که من سه ماه از دست سربازی و میدان تیر و تفنگ خلاص باشم! حالا می‌گی تفنگ!؟

...

دختر: چی باعث شد منو انتخاب کنید؟

پسر: خبر ساعت 14 شبکه یک! 

==============

 منبع:

http://noondalalef.blogfa.com/post-450.aspx

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
بسیار بسیار زیبا، حسابگرانه و مدبرانه! لذت بردم.
faride
faride
٩٣/٠٧/٢٦
١
٠
وای خدا ! :)))...حالت دو خیلی خوب بود...و 3 هم هم :))))
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
عی خدااااا !!! =)) ایجاد فضای رقابتیش عااالی بود خخخخخخخخ
Mahziar
Mahziar
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
البته خدمت سربازی الان 24 ماهه شده ................
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
سلام ... خوش بحال جوانان
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٢٦
١
٠
قوانین مسخره ای گذاشتن
ali
ali
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
باید در مورد راه سوم با بابام صحبت کنم هر چند مگه بخوای زن بگیری و الا رفتن به سربازی چندان توفیقی هم نداره و اما اگه کسی خواست زن بگیری اونم تو این شرایط حقشه یه سربازی هم بره :) البته شوخی کردم هااااا
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٢٧
٠
٠
خخخخخخخ.....خیلی باحال بود مخصوصا مورد سوم:))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٧
٠
٠
سلام: واقعا باید به این مسائل خندید.اگر هدف تشویق اولادآوری است که این قوانین کمدی چیست.متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠