غم مترسک‌ها...
شعری سروده خودم

غم مترسک‌ها...

نویسنده : saiideh70

من،

دعا کردم تو را،

وقتی که ابر چشمانت،

رخ آسمان را گرفته بود

من،

دعا کردم تو را،

وقتی که ماه شب،

قصه تنهایت را،

برای ستاره‌ها می‌خواند...

من،

دعا کردم تو را،

جایی میان مرگ برگ،

و دلتنگی درخت.

من دعا کردم.

برای قلب کاهیت،

برای چشمان غمگینت،

برای گندم زار و کلاغ‌هایت،

و برای این‌که از یاد ببری،

لبخند،

آن پرنده سبک بال را...

===============

(سعیده.ت)

پ.ن: برای من نه ،برای یه نفر که دلتنگه دعا کنید!

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
faride
faride
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
:))))))))))))))))))))))))))))))))))))
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
سلام: انشاءا... که همه به خواسته هایشان برسند.التماس دعا.متشکرم
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
سلام... ممنون استاد
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
سلام ... تشكر جالب ناك بود.
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
سلام ... تشکر از شما :)
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
دعا کردم تو را، وقتی که ماه شب، قصه تنهایت را، برای ستاره‌ها می‌خواند...
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
منم این تیکشو دوس دارم :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
چقدر پاک لطیف... . احساس خوبی پیدا کردم. ممنونم سعیده خانوم.
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
خوشحالم که حس خوبی پیدا کردین :))))
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
زیبا بود:) ممنون
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
خواهش میکنم :)
admin
admin
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
به نظرم اگر در بند دوم می نوشتید: قصیه تنهایی ات بهتر در می اومد
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
اشتباه تایپی بوده ادمین می خواستم تنهاییت بنویسم نوشتم تنهایت :)))))
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
مثل همیشه شعر قشنگی بود :)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
سلام سعیده جان شعرت خیلی زیباست ..مخصوصا پایانبندیش که مثه یه عکس هنرمندانه از یه مزرعس..آفرین واقعا
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
مثل همیشه ممنون :)
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
مممنون عزیز دلم ... یه عکس از یک مترسک که یه عالمه غم توشه
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
من تو را به همه وقت ها و مکان ها و همه چیز دعا کردم ... زیبا بود سعیده جان :)
Cold
Cold
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
الآن داره بارونم میاد خوندن این شعرا خیلی میچسبه....ممنون :)
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
البته من یه موسیقی بی کلامم میزارم تنگش که دوبل میچسبه!
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات