اندر باب مشهدي جماعت و گردشگري

اندر باب مشهدي جماعت و گردشگري

نویسنده : sepehr-g

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٢٨
١
٠
خیلی جالب بود.کلی خندیدم.و واقعا هم همینجوریه ها!
parisa
parisa
٩١/١٠/٢٨
١
٠
لهجه مشهدی رو عشق اس...
H.K.T
H.K.T
٩١/١٠/٢٨
٠
٠
عجب ... !
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٠/٢٨
٠
٠
لهجه هاشون منو کشته...جالب بود..این نیسان و مهمون نوازی واقعا راست بود
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٢٩
١
٠
عالی بود مرسی
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/٢٩
٠
٠
جالب...زیبا...عالی...مرسی
a_davoodi
a_davoodi
٩١/١٠/٢٩
٠
٠
یَرَه دَمِتا قییییییییییییییژژژژژژژژژژژژ بِچِه مِشَدیاش بِرِن رو لَهجَه
maryam
maryam
٩١/١١/٠٢
٠
٠
خيلي باحال بووود اون تعارفش كه حرف نداشت.
bye
bye
٩١/١١/١٢
١
٠
جالب بود دوست عزیزم !
bye
bye
٩١/١١/١٢
١
٠
جالب بود دوست عزیزم
A.hosseiny
A.hosseiny
٩١/١١/١٣
٠
٠
البته با این که مشهدی نیستم اما این بیشتر در مورد تهرانی ها صدق میکنه با اون آدرس دادناشون...
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات