تا کجا اخم می‌کنی بانو؟ / شعر

تا کجا اخم می‌کنی بانو؟ / شعر

نویسنده : ahmad.sedaghat

چهره‌ات باز سرد و غمگین است، باز آورده‌ای زمستان را

تا کجا اخم می‌کنی بانو؟ باز کن پسته‌های کرمان را

فکر این روزهای زیبا باش، خش خش برگ‌های پاییزی

گر دلت توی سینه‌ات لرزید، بشکن میله‌های زندان را

چندمین روز لعنتی هم رفت، با سکوتت عذاب باریدی

و سکوتی که می‌کشد آخر، شاعر خسته خراسان را

بوی پیراهنت اگر باشد یا صدای کجا؟ نرو، برگرد

مگر از نیمه راه  باز آرد، عاشق عازم بیابان را

با تو حتما عبور خواهم کرد، از شب و روزهای طوفانی

با تو باید به زیر باران رفت، اول و آخر خیابان را

صندلی‌های چوبی و میزی، در تراسی که رو به خورشیدست

با نگاهت ز یاد خواهم برد، طعم چایی و دود قلیان را

فتبارک، تبارک الله و احسن  الخالقین گوارایش

از تو تفسیر تازه خواهم کرد، تک تک آیه‌های قرآن را

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٧/٢٨
١
٠
واییییییییییییی خیلی خوشمل بود ممنون:)خودتون سروده بودین:)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٧/٢٨
٠
٠
ممنون،بله
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٢٨
١
٠
واسه پسته های کرمون تبلیغ میکنین :دی زعفرون خراسان چی پس؟! :دی
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٧/٢٨
٠
٠
خب قبل ازینکه پسته هارو باز کنه لازمه که یه چایی زعفرونی خراسونی بخوره،وگرنه اصلا خنده ش نمیاد
ف-گ
ف-گ
٩٣/٠٧/٢٨
١
٠
سلام. سروده ی خودتون بود؟!! احسنت! فوق العاده بود. موفق باشید
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٧/٢٨
٠
٠
سلام،بله،ممنونم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٨
١
٠
سلام: خیلی قشنگ بود. دست شما درد نکند.ممنون
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٧/٢٨
٠
٠
سلام آقای حسنی،خواهش میکنم،ممنون
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٧/٢٨
١
٠
خیییییییییییییلی عالی سرودید افرررررررررین ادامه بدید حتما:))
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٧/٢٨
٠
٠
ممنون،دیگه از ما گذشته
mahboube_a
mahboube_a
٩٣/٠٧/٢٨
١
٠
خداییش دمتون گرم! خیلی قشنگ الفاظ امروزی رو تو شعرتون جا دادین به جز یکی دوجا مثل : (زیاد و گر دلت و باز آرد )که زبونش قدیمیه و به کل شعرتون نمیخوره. البته چیزی از ارزش های شعر شما کم نمیکنه . :) آها راستی یه چیز دیگه ، به جز اشکال وزنی مصراع چهارم که فک میکنم جاموندگی تایپی باشه( !؟) اون قسمت " باز آورده ای زمستان را" وزنش درسته؟ انگار خوب تو ذهن آدم نمیشینه؟؟
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٧/٢٨
٠
٠
سلام،از نگاه دقیق و فنی تون متشکرم،ممنونم که وقت گذاشتین،اما در مورد اشکالات وزنی؛ اگه اینجوری بخونید درست میشه:باز، آورده ای،زمستان را، وبعدی رو هم beshekan بخونید حله
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
خیلییییییییییییییییی قشنگ بود
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
ممنونم،لطف دارین
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
خدا قوت. شاد باشید.
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
ممنون،همچنین
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
خیلییییییییی خوب بود:))) عشقولانه:))) ممنون
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
ممنون،لطف دارین
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٠٢
١
٠
تا کجا اخم می‌کنی بانو؟ باز کن پسته‌های کرمان را چقد زیباست ... خیلی خوب شعر میگین شما
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
ممنونم،لطف دارین
salma
salma
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
نظم ونثراتون خیییییییییییییییییییلی عالی مطمءنیدکه فیزیک خوندیدبیشتر میخوره که دبیرادبیات باشید.
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
لطف دارین،بله،فیزیکم قشنگه،مث ادبیات
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/١٥
١
٠
وااای ! گریه م گرفت . :( خیلی زیبا بود اقا . توی شعر غرق شدم. :) دوست دارم کلی شعر بذارید توی سایت تا بخونم . ممنون .:)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
ممنونم خانم عارفی،چشاتون قشنگ می بینه
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات