به نظر شما این پرنده از جان من چه می‌خواهد؟! / همراه با فیلم

به نظر شما این پرنده از جان من چه می‌خواهد؟! / همراه با فیلم

نویسنده : 2nyadideh

این پرنده را در زبان محلی به اسم ملاقوشی می‌شناسند که احتمالا همان دم جنبانک فارسی باشد. جثه‌ای کوچک و دم بلندی دارد. بسیار سریع راه می‌رود و معمولا خیلی از انسان نمی‌ترسد. در بهار و پاییز در کنار آب و پارک‌ها دیده می‌شود.

منتهی این موردی را که شما در تصویر می‌بینید، همزاد پنداری عجیبی با خروس‌های سحر خیز دارد و میل شدیدی به دنیادیده آزاری!  چرا که صبح خروس خوان، یعنی هنوز آفتاب نزده، لب پنجره اتاق اینجانب شروع به خودنمایی می‌کند. البته ناگفته نماند که این پرنده گویا از دارکوب بودن هم بدش نمی‌آید! از بس که نوک مبارکش را مثل دارکوب به پنجره اتاق ما کوبیدند، سرسام شدیم.

این است که بنده شدیدا به همفکری شما نیازمند می‌باشم. مدتی گمان می‌کردم، از آن‌جایی که شیشه‌های ساختمان رفلکس هست، این پرنده از انعکاس تصویر خودش در آن، غرق خرسندی گشته و این چنین شادی می‌کند! اما اشتباه یک روز، 2 روز ، 3 روز ، نه یک هفته ده روز؟! جدای از آن، ساختمان ما  4پنج تا پنجره همین مدلی دارد، چرا پنجره اتاق من؟! چرا فقط صبح ها؟! چرا از ساعت 6 هر نیم ساعت یک بار؟! آیا من حق ندارم آن را سادیسمی خطاب کنم؟!

+ لینک زیر پرنده مورد نظر را حین ارتکاب جرم و مردم آزاری نشان می‌دهد:

http://www.aparat.com/v/Xb8Yx

+ حالا به نظر شما من با این پرنده چکار کنم؟ یا حکمت این کارش چه می‌تواند باشد؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
اینکه بد نیست... کاش یه پرنده هم هر روز می اومد پیش من! حکمتش دل زلال شماست. خدا حواسش به شما هست. پیک و فرستاده خداست، باهاش خوش رفتار باشید.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
مامانمم همینو میگه...گفته شاید پی روزی اومده...من حتی پشت پنجره براش دون پاشیدم...اما یه نوک ناقابل هم به اون همه خوردنی که براش ردیف کردم نزد...هی میاد نوک میزنه به شیشه....یعنی چی میخواد ؟!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
یک نگاه و توجه بی توقع میخواد... .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام: شیشه را باز کنید بگذارید بیاید داخلواگر برای تصویر خودشاست که یک روزپشت شیشه را روزنامه بزنید.ولی جالب بود ها چقدر کنه است.متشکرم
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام؛ آره اتفاقا بچه ها میگن پنجره رو باز کن بذار بیاد داخل...شاید پرنده شانست باشه...فوقش نوکت میزنه نمیخورتت که (^_^)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
شاید حرفی داشته باشد ... شاید فقط به تو اعتماد کرده بین همه اهالی شهر ... مراقبش باش.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
موندم تو کارش.... الان شد 2هفته... تازه اینکه چیزی نیست... امروز از صبح یه ریز بارون میبارید بازم اومد سراغم (0_o)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام ... بايد خوشمزه باشد.
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٣٠
١
٠
یکی اون نارنجک منو بده :|
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٣٠
١
٠
سلام؛ دلتون میاد؟!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
سلام ... اين كه چه عرض شود مطلبي مينويسم بنام گنجشكهاي سر كنده اگر منتشر شد بخوانيد . دل را خواهيد ديد.
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
ببین دنیا دیده یک چیزی واست تعریف کنم. دختر خالم وقتی می خواست واسه دکترا بخونه واقعا از خدا می خواست که عزمشو جزم کنه تا صبحا ساعت 7 بیدار بشه. از اون موقع به بعد یک کبوتر هر روز صبح ساعت 7 اینا میومده دم پنجره هی نوک میزده تا دختر خالم بیدار بشه. به مدت یک هفته این کارو کرد و بعد دختر خالم دیگه عادت کرد کبوتره هم رفت...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
نمیدونم والله (-_-)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
چه جالب :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
چه جذاب....
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
و وقتی بیشتر جذاب میشه که به محض اینکه ضربات نوکش به شیشه رو جواب میدی تو اون روز دیگه نمیاد!!!
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
خخخ...حکمتش سحز خیزیه .خخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
نه دقیقا !!! یه چیز عجیب که درموردش کشف کرد اینه که .این پرنده وقتی مهممون دارم صبای زود نمیاد...
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
خیلی دوست داشتنیه این ملاقوشی شما :)) منم میگم پنجره رو باز کنید بیات تو ببینید حرف حسابش چیه :دی
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
اینروزا اینقدر به حکمت اینکارش فکر میکنم...تو خوابم درگیرش شدم....همین دیشب خواب دیدم بلاخره پنجره رو باز گذاشتم تا هروقت خواست بیاد تو....یه دفعه دیدم 7هشت تا ملاقوشی ریزو درشت ریختن تو خونه...این تعداد خب یه مقدار ترس داره... نوکم نمیزدن ولی مدام به پرو پام میپیچیدن و نمیذاشتن هیچ کاری رو درست انجام بدم...بد فرم رو اعصابم بودن و خونمونو داغون کردن... میترسم واقعا بره و من حکمت این اتفاقو نفهمم :/
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
سلام....نه با جان ابن خبرا نیست...این بنده خدا احتمالا اومده شمارو با خودش ببره...،
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
حکما :))
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
پنجره رو باز بزارید...البته قبلشی زره هم تن کنید...منکه ترسیدم. ازش....ان شاالله خیره.....اگه خوب بود من رو بی نصیب تزارید....🐤🐦🐦🐦
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
باز کردم پنجره رو نیومد داخل....چندین بار :( الان دیگه کوچ کرده تا اواخر آذر هم میومد پیشم ولی الان یه 20 سی روزی میشه ندیدمش :( از آخر نفهمیدم هدفش چی بود؟؟!!
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
من بهش گفتم که دیگه نیاد👮
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢٨
٠
٠
میاد آقا میاد :)))))))) من این یک ماه صبای زود میرفتم بیرون...نمیفهمیدم اومده یا نه...خونه پرسیدم گفتن هرچند روز یه بار طرفای 8 نه میومده.....پریروز صبم ساعت 8ونیم اومد :))))))))) ولی دیگه کم کم باید بره، زمستونای اینجا خیلی سردو خشکه...حیوونی اگه بمونه تلف میشه :(
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
بابت اینکه موضوع شعر عاشقونه در اومد شرمنده...چند تا شعر گفتم تا سوسن....بعد توش میموندم...رها می کردم...یکیش این بود سکوت کرده ای اما ،پرازحرف است نگاه تو/فرورفته در خویش،نشسته غم در آه تو/
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢٨
٠
٠
مشکلی نداره..... چون من زیاد سر این دوستم غر میزنم بیشتر وقتا بهم میگه تو از شوهرمم بدتری :)))))))))))) من همیشه میذارم 2سه روز از تولدش رد شه بعد کادوشو میدم...اینجوری کلی حرص میخوره که من کیف میکنم :)))))))) این شعرو میدم بهش باز حرص میخره من بیشتر کیف میکنم :))))))))))))) به هرصورت دست شما درد نکنه :)))من باباتش خیلی ازتون ممنونم (^_^) حتمــــا جبران میکنم :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
من از دست تو چکار کنم :(( شیش ماه شدا....امروز فیکس 50 بار اومدیو رفتی.... از دست تو :|
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
کم غصه دارم...باید غصه ی تورو هم بخورم :((
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣