اولین سیگار...

اولین سیگار...

نویسنده : r_roshnavand

چند روزی گرفتار اندیشه خصمانه‌ای شده بودم که گوشه چشمی به سیگار داشته باشم. سوپر محل ویترینی زیبا از سیگار دارد، جز چند نام قدیمی، بیشتر بسته‌های سیگاری را که گذاشته نمی‌شناختم.

روی این‌که از او بپرسم برای یک تازه سیگاری چه سیگاری خوب است را نداشتم. به ناچار به دوستی که سال‌ها دست با سیگار بود تماس گرفتم، بعد از این‌که کلی تیکه بارم کرد. نام یک سیگار کره‌ای را برد. بدون خداحافظی تلفن را قطع کردم تا به قول بزرگی، حد خودش را بداند. اسم سیگار را وقتی به فروشنده گفتم در جوابم گفت: عکسدار یا ساده؟

منظورش را نفهمیدم به ناچار از هر دو نوع سیگار گرفتم. در خانه فرصتی مناسب برای سیگار کشیدن داشتم. همسرم برای تهیه ترشی به خانه مادرش رفته بود. ولی آن روز تا شب نتوانستم سیگار را روشن کنم. دو بسته سیگار یک هفته‌ای روی میز اتاقم گذاشته بود. تا این‌که یک شب دل به دریا زدم و اولین سیگار را روشن کردم.

بعد از این‌که سیگار را کشیدم. دهانم تلخ شده بود و بوی سیگار تمام فضای خانه را گرفته. از این‌که سیگار کشیده بودم وجدانم ناراحت نبود، حس بدی هم به خودم نداشتم، کسی هم بروی خودش نیاورد.

همسرم در تمام مدت داشت نگاهم می‌کرد و وقتی خاکستر سیگار خطرناک می‌شد که بریزد روی فرش می‌گفت: مواظب باش و نگاهش هم نشان نمی‌داد که عصبانی باشد. فکرش را نتوانستم بخوانم ولی احساس می‌کردم با خودش درگیر است.

در پاسخ به سوالم که به چه فکر می‌کنی؟ خیلی آرام گفت: کاش از 15 سال قبل گذاشته بودم که حداقل حالا ترک می‌کردی!

آن روزها فکرش سلامت من بود و حالا فکرش سلامت و آینده بچه. 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٦
١
٠
چه زیبا...! از زاویه قشنگ و تازه ای موضوع رو بررسی کردید. قلم توانایی دارید. موفق باشید.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
سلام ... اينقدر قشنگ تعريف كرديد كه ميخواهم براي تايمز مقاله بنويسم. مرسي
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٦
١
٠
من آدم صریح و رک ی هستم. شغلم انتقاده!( جدا عرض میکنم، منتقد و تحلیلگر سینما هستم) بنابراین اطمینان داشته باشید تعارفی در کار نبوده و چنانچه اشکالی میدیدم حتما بیان میکردم... سرشار باشید از زندگی.
faride
faride
٩٣/٠٧/٢٦
١
٠
آخه چرا سیگار؟ من واسم قابل هضم نیست اصلا!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
سلام. ... من هم سيگار رو ميكشم. تا حالا سعي نكردم بخورم ببينم هضم ميكنم يا نه؟
faride
faride
٩٣/٠٧/٢٧
٠
٠
خخ باید اعتراف کنم جوابتون عالی بود...:)))
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٢٦
١
٠
چی؟ چی شد؟؟؟ چرا اینجوری شد؟؟؟ :|||
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
سلام ... چيزي نشده فقط با اين مطلبم پدر خودم را در آوردم . يكي از دوستان نوشته «حاج رضامون سيگاري شد.» و ....
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٧/٢٦
١
٠
بعضی کارها شهامتی لازم داره ... به درست یا غلط بودن امر یا زیبنده بودن یا نبودنش کاری ندارم ... اما میدونم که خیلیام هستن که شاید واقعا هم دلشون میخواد یه کاری رو انجام بدن اما شهامتشو ندارن ولو برای یک بار ... (این کامنت در رد یا تایید سیگار نبوده و نیست!)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
سلام ... متشكرم جالب بود و منتظر مطلبي از شما در اين خصوص هستيم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٦
١
٠
انجام دادن کارها و آداب غلط( چه سیگار که علم پزشکی رد میکنه؛ چه قمه زدن در مراسم؛ چه زنده بگور کردن دختران در سال 2014 بیخ گوش خودمون؛ چه به زور و کتک دختر رو شوهر دادن و ....) شجاعت لازم نداره که! اغلب بیشتر به یک لجبازی مدنی شبیهه تا شجاعت. مثلا طرف حجابش رو رعایت نمیکنه که مبارزه ای کرده باشه خیر سرش! در حالیکه همون آدم اگر تحقیق کنه و مثلا درباره نفوذ اکسیژن یا تاثیر نور آفتاب بر مو و پوست مطلعِ حقیقی باشه و بهش عمل کنه (مشروط بر اینکه در تضاد با قانون و عرفِ غالب نباشه) اشکالی نداره والا! مشکل ما عدم آگاهی و لجبازی هاست... .
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٧/٢٧
٠
٠
اتفاقا کاملا برعکس! این خطر کردن ها خودش شهامتی لازم داره که البته اگه بخواد منجر به خطرات جانی یا مالی یا اجتماعی بشه دیگه شهامت نیست و حماقته! اما من معتقدم که در هر خطرکردنی (چه مثبت و چه منفی) شهامتی به هرحال نهفته ست که باید قبول کنیم از عهده هرکسی هم برنمیاد! اما همونطور که در کامنت اولم هم اشاره کردم به معنی تایید رفتار طرف نیست! کمااینکه خیلی از تابوها و مقررات هم بودن که اشتباه بودن ولی حکومتها عوام رو مجبور و مجاب به رعایتشون می کردن اما بالاخره یک انسان شجاع پیدا میشده و مقابلش می ایستاده ولو به قیمت همون ضررهای جانی و مالی! مثل گالیله یا لینکلن یا ژاندارک یا خیلی از بزرگان دیگه ... اونام در زمان خودشون دیوانه قلمداد میشدن اما کس دیگری در حقیقت تهور اونا رو نداشت ... و اگه اونا شهامتشونو به کار نمیگرفتن و مثل بقیه، نون رو به نرخ روز می خوردن و توی پستوی خودشون پنهان میشدن و فکر شکستن مرزها به ذهنشون خطور نمی کرد که بشریت دیگه پیشرفت نمی کرد! (مقصود من، قراردادی بودن بعضی از تابوهاست!)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٧/٢٦
١
٠
ما هم کم و بیش گرفتارشیم/ولی خب فکر و اعصاب رو آروم میکنه.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٧
٠
٠
سلام ... متشكرم . گرفتاري كه نيست بي ضرر هم نيست
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٧
١
٠
سلام: عالی بود.انشاءا... که هیچکس گرفتار هیچ دودی نشود.متشکرم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٧
٠
٠
سلام ... متشكرم و دعايي زيبا فرموديد سپاس
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٧
٠
٠
سلام: قربان شماوالتماس دعا.
admin
admin
٩٣/٠٧/٢٧
٢
٠
کلن یکی از سؤالاتی که همیشه ذهنم رو مشغول می کرد اینه که واقعن دود کردن یک چیز تلخ و بد مزه چرا برای خیلی ها لذت بخشه؟ من ترجیح میدم آدامس های مختلف رو امتحان کنم :))
faride
faride
٩٣/٠٧/٢٧
١
٠
احسنت!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٧
٠
٠
سلام ... يك نفر شيرين پلو دوست ندارد و ديگري زرشك پلو /// يكي شكلات تلخ 99% مي خورد و ديگري شكلات 1% شيري . مهم ترجيح دادن است كه عالي بود.
admin
admin
٩٣/٠٧/٢٧
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات