و من یک ساله شدم!

و من یک ساله شدم!

نویسنده : mr_khas

سلام به همه جیم خوران عزیز، به همه عزیزانی که از زمین‌های خاکی جیم شروع کردند و هم اکنون در لیگ برتر جیم حضور فعال و پویا دارند.

برویم سر اصل مطلب، مدتی است که در خبر گزاری‌ها و جراید اخباری منتشر شده است که باعث ایجاد نگرانی فراوان در دل مخاطبان جان و ایجاد تشنج در اذعان عمومی گردیده است و آن انتشار اخباری مبنی بر انتقال بنده با مبلغ هشتاد میلیون پوند از سایت جیم به سایت‌های بلاد کفر بود که بنده از همین تریبون این شایعات را تکذیب نموده و اعلام می‌کنم بنده هم اکنون دوران سربازیم را در سایت جیم می‌گذرانم و نمی‌توانم به سایت دیگری منتقل شوم! لذا از کلیه عزیزان و همچنین بطن چپ و دریچه ساپکورتیکال ایشان خواهشمندم این‌گونه شایعات را به هیچ عنوان جدی نگرفته و هیچ توجهی نکنند و مراتب را به شماره پیامک جیم 2000999 اعلام کنند تا مورد بررسی مسئولان قرار گرفته و دیگر شاهد این‌گونه مسائل نباشیم،

در ضمن لازم می‌دانم در این ایام که تقریبا تولد یک سالگی جیمی شدن بنده به شکل حرفه‌ای می‌باشد از همه دوستان عزیز و مسئولین سایت به خاطر مزاحت و دلخوری و سر کار گذاشتن‌های مکرر عذر خواهی کرده و به ضرس قاطع اعلام کنم برنامه به روال قبلی خود ادامه خواهد داشت!

و اما برای‌تان بگویم از این یک سال، خلاصه بگویم بسی رنج بردیم در این ساله بیست! جمعه سیاه یکی از وقایع بسیار مهم گذشته بود که این توطئه همواره در ذهن جوامع بشری جیم هک شده باقی خواهد ماند که توسط عوامل استکبار و نفوذی پایه ریزی شده و بسیار هم کیف کردیم که این توطئه با عکس گرفتن با مجسمه نادر شاه افشار به اتمام رسید. البته یکی از عوامله دست نشانده ما از این مجسمه بالا رفته که جلوه خاصی به این عکس بخشیده است !

از دیگر وقایع بسیار مهم سفر علمی، فرهنگی، هنری، اقتصادی و سیاسی یک روزه ما به دیار طرقبه و طرقدر بود که شعر بسیار معروفه «ریخت... ریخت... ریخت» در همین روز و در عصر این جمعه که جمعه خاکستری نام گرفت متولد شد. واقعه مشهور «اخکوک» نیز در همین روز اتفاق افتاد، قضیه اخکوک‌های مشکوکی بودند که 2 تن از همراهانه ما به شکل نامشخصی تهیه کرده که دانه آخر آن سیبل و هدف تیر اندازی بچه‌های غیور جیم بود که همانا به سرعت سرنگون گردید.

البته در این روز به توانایی فوق العاده برخی دوستان که از فاصله یک متر نتوانستند شیشه نوشابه را بزنند نیز پی بردیم که بعدها متوجه شدیم این عزیزان در پرتاب نارنجک تبهر خاصی داشته‌اند و نمی‌خواستند ریا شود! از دیگر وقایع مهم آن روز شکار مار توسط بنده و بهمن بهمنی بود که البته به سرعت خزید و از چنگ‌مان گریخت و البته بهمن بهمنی با تفنگ بادی! به آن شلیک کرد که قطعا به هدف برخورد نکرد! خاطرات بسیار زیاد است که در مطلب بعدی برای‌تان از روز آخر نمایشگاه یا همان روز میز سیاه شکسته سخن خواهم گفت!

ومن الله توفیق

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
از خاطرات بستنی قیفی و اون پرتاب های دارت خودت هم میگفتی دیگه خخخخخ
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
خخخخخخخ رفیق خوبه مثل تو ! :دی با اون تیر کمون زدنت خخخخخخ فکر کنم بیرون رفت کلا تیرت :دی ....
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
تفنگ بادی رو که خوب یادته؟ باز از تو که پرت تر نبودم خخخخخ
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
ای خداااااااا ! من باید حضوری باهات یه صحبتی داشته باشم ! :| این کار کاره بدیست آقااااااااا آقااااااااااا آقااااااااا
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
و من الله توفیق ...
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
:))))))))))
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
تولدتون مبالک خخخ خیلی خوب نوشته بودید:)ومن الله توفیق
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
ممنون :)
v-qavam
v-qavam
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
مصطفی یادم باشه بگم عطا بیاد بخونه این مطلبو خون جلو چشماشو بگیره خخخخخ:) خیلی باحال بود بیست عااااااااااااااالی فقط چند میگیری افشا گری و مطالب بعدیو بی خیال شی؟؟خخخ
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
نه بابا عطا الان درگیر زندگیش شده به شدتتتتتتتت خخخخخخخ من مخلصشم اصن :))
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
راستی شیرینی یک سالگی تو هم بده پس خخخ
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
ب ر ب ب خخخخخخ شیرینیش این فیلمه زیباااااااااااااااااااااایه امشب بود که دیدیم خخخخخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
فردا نیاری شیرینی،تو ورزشگاه حسابتو میرسیم با بچه ها خخخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
ترسیدی که نیومدی ورزشگاه خخخخخ بابا کاریت نداشتم که خخخخخ
admin
admin
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
من بهترین خاطره ای باهات دارم همون عکسی بود که توی نمایشگاه کتاب با هم گرفتم... داستان کشیدن لپ و ... خخخ
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
خخخخخخ اولین دیدار با جیمیون در 7 روزگی عضو شدنم ! اصلا عااااااااااااااااااااااااالی بود ها :) انشالله بشه ببینمتون بازم خخخخ
mahboobeh
mahboobeh
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
:)))
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
:)))) به توان 2
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
کلا خسته نباشید ...خیلی بد گذشته این مدت بهتون ....سختی کشیدید ...حالا میفهمم چرا میخواین عضو سایت بلاد کفر بشین
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
:)) خخخخ اون افعال معکوس بود ! :دی
Niva
Niva
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
ای بابا داشتیم دنبال متهم میگشتیم که خود ایشون اعتراف کرد..پس مشخص شد هر جا جیم با بحرانی رو به رو شده پای یک مستر خاص در میان بوده :) هر جا هستین در پناه خدا خوش باشید و سلامت
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
خخخخخ بله همیشه پای یک خاص در میان است :دی همچنین شما و خانواده ی گرامیتون همیشه سلامت و پیروز باشید :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
:))))اعتماد به نفس........منظورم که با شما نبود!منظورم خودم بودم.....
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
من کلا نفهمیدم چی گفتید :دی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
مگه من فهمیدم؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
سلام: انشاءا... صدساله بشوید با جیم.زنده باشید
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
ممنون آقای حسنی همچنین شما :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
سلام ... تبريك و موفق باشيد.
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
١
٠
بح بح آقای روشناوند ........ ممنوننننننن :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام ... اي بابام من كه هميشه هستم فقط دير ميرسم
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
:) مبارک باشه ! از قاسم آبادم باید می گفتین ^ــ^
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
خاطرات قتسم آباد رو در یک کتاب جداگانه نوشتم منتشر میشه انشالا خخخخخ
فائزه
فائزه
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
شرح قاسم آباد که توی یک کتاب نمی گنجه اصلا :دی
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
خخخخخخخخ کتابش خیلی قطوره خوب :دی حق مطلب بازم ادا نمیشه خخخخخ
فائزه
فائزه
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
بح بح مبارک باشه یک سالگیتون :)))))
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
ممنانیم :) شما چقد کم پیدا شدید همه عمر :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
مبارک باشه...! ایشالا تولد صد سالگی.
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٣٠
١
٠
تشکرات :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
تولد یه سالگی تون مبارک:))) دست و جیغ و هورای بلند.....سایت بلاد کفر...نچ نچ نچ.... جالب بود حتی: دی
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
ممنانم :) تو شادیاتان جبران کنیم :دی
sm-mousavi
sm-mousavi
٩٣/٠٧/٢٩
٠
٠
چه روز خوبی بود، یادش بخیر:)... دست از افشاگری بردار بابا جان!:دی
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
خخخخخخ من خیلی مخلصم سید جان :) وااااااااااااقعا عالی بووووووووووووود اون روز ...:)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
دریچه ساپکورتیکال ؟‌هوووووومممم داریم همچین دریچه ای ؟‌خخخخخخخخ من یه سال ازتون بزرگترم پس آخیییییییییی خخخخخخخخ
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
ترمای بالا برسید میفهمید چیه
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
جالب بود.....من یه ماه دگه یک سالم میشه...هنوز در حال تاتی تاتی هستم
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٨/١٦
٠
٠
موفقیات :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
بزن قتش رفیق :)))))
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٨/١٦
٠
٠
آقا من مخلصتم خخخخخ
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٢٠
٠
٠
ی سوال چرا اسم شما اقای خاصه؟دلیل داره یا نه فی البداه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤