ورژن جیمی شعر «رسم زمونه»

ورژن جیمی شعر «رسم زمونه»

نویسنده : sjalal

عجب رسمیه رسم زمونه

قصه ادمین و کاربر شیطونه

میرن کاربرا از اونا فقط

نظراتشون به جا می‌مونه

کجاست اون تخته

 چی شد اون سوژه

مسئولاش کجان خدا می‌دونه

نظر کاربر جون هنوز

گوشه تخته تو کامنتدونه

صداش پیچیده تا هفتا خونه

خودش کجاهاست خدا می‌دونه.

پرسید زیر لب کاربری با حسرت

از ماها بعدها، چه یادگاری، می‌خواد بمونه

خدا می‌دونه....

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٨/٠١
٢
٠
یک عکس آواتار به جا میمونه...
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٠١
١
٠
باریکلا جلال :))) خیلی خوب سر همش کردی :دی
rafie.r
rafie.r
٩٣/٠٨/٠١
١
٠
خخخخخخخخخ خدا میدونه!!...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠١
١
٠
سلام: یک اسم خوب و یادگاری خوب هم بمونه کافیه.وقتی که از جیم یاد میکنند حال خوبی با شنیدن اسممون به همه دست بده، کفایت میکنه. ممنون زیبا بود آقا جلال
amin20
amin20
٩٣/٠٨/٠١
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٨/٠١
١
٠
...! خوش ذوق هستید.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/٠١
١
٠
اورین اورین عالی بود:)
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٨/٠١
١
٠
بسیاربسیار بسیارعالی لذت برررررررررردیم:))
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٠١
١
٠
خودش کجاهاست خدا می دونه رو خیلی به جا گفتین واقعا...! دستتون سپاس میدم رسول نجفیان بخونه :دی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠١
١
٠
عالی بود:)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
خخخخ....باحال بود:) ممنون
mina_h
mina_h
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
خخ خیلی جالب بود ممنووووووون:)
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
عالـــــی وبد..ممنون:)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٠٢
٠
٠
حرکتی زدین :) واقعا با مزه بود ممنونم
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
ممنونم......
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
مواظب باشین یه وقت محوتون نکنن
admin
admin
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
:) مرسی جلال عزیز / آقا پاسخ به نظرات واجبه ها، مثل پاسخ به سلام
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
از کاربرآ فقط یادشون به جا میمونه..اونم شاید نمونه....مرسی..:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
سلام بسیار زیبا بود....و تقلیدی مبتکرانه..درود بر شما...!!!
ali007
ali007
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
بح بح...مرسی جلال عالی بود:)))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات