نکاتی اساسی برای شاگرد اول شدن....

نکاتی اساسی برای شاگرد اول شدن....

نویسنده : ZAHRA_R

دوستان من به شما اطمینان می‌دهم که اگر به نکات ساده زیر توجه کنید این سال تحصیلی را به بهترین شکل ممکن پشت سر می‌گذارید.

دور از دسترس بودن هر گونه سیستم مثل لپ تاپ، تبلت و گوشی و یک پیشنهاد بهتر بروید و نت خانه‌تان را قطع کنید و هم خود را راحت کنید هم ما را...

نت کیلویی چند؟ خجالت نمی‌کشید؟ اینترنت نه برای‌تان آب می‌شود نه نان و نه نمره. فردا که مشروط شوید همین نت جوابتان را می‌دهد؟ فردا که از دانشگاه انداختن‌تان بیرون، بدبخت و معتاد و بیچاره شدید و مهم‌تر از همه ترشیدید! (این مخصوص آقایان محترم بود) همین نت پاسخگو والدین محترم‌تان هست؟!

پاشو بلند شو... اصلا نمی‌خواهد درس بخوانی... من و تو را چه به درس خواندن؟! تو که حواست را نت پرت می‌کند مشخص است هدف نداری، تو اگر هدف داشتی اگر به فکر آینده‌ات بودی دنبال نت و وب‌گردی نمی‌چرخیدی!!!

بلند شو بلند شو برو دنبال کار که حداقل از ترشیدگی در بیایی (باز هم تاکید می‌شود مخصوص برادران محترم است)

درس خواندن کیلویی چند؟ با این همه هزینه از شهریه گرفته تا لوازم التحریر و  مهم‌تر از همه گرانی اتوبوس‌ها باید بی‌خیال درس شد. این همه درس خواندند، به کجا رسیدند؟!

مهم فهم و شعور آدمی است، تن آدمی شریف است نه به لیسانس و مدرک...

============

پ.ن:

دوستان این اولین بار است که من طنز می‌نویسم، اگر جالب نبود عذر خواهم.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
بی نقص بود. مرسی........................ فقط یک نکته: احساس میکنم و تجربه ام بهم میگه؛ قبل از ارسال بیش از حد دچار خودسانسوری شدید. نگرانِ تیزی قلم نباشید. محتوای کلیِ انتخابیِ شما در محدوده قرمز نبود که خطرناک و خطرساز باشه. پس راحت تر بنویسید. حیف از این نگاه زیبا و قلم شیواست. البته چون فرموده بودید اولین طنزِ شما بوده؛ عالی بوده. فراتر از عالی. موفق باشید.
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
ممنونم استاد لطف داشتین.....یک جور ترس از طنز نوشتن همیشه در وجودم بود...ترس از خراب کردن
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
نفرمایید، من استاد نیستم، واقعا نیستم. نترسید، بنویسید بذارید کنار؛ چند روز بعد دوباره برید سراغش. یه غربالِ مختصری بکنید و بفرستید. شما که تازه کار نیستید. ساختارها رو خوب میشناسید، دایره لغاتِ خوبی دارید، به عناصرِ داستانی هم مسلط اید. پس ترس از خراب کردن معنا نداره. موفق باشید. منتظر بعدی هستم، بی صبرانه.
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
باور کنین من این همه نیستم.....
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
باور نمیکنم! هستید.
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
نظر لطفتون هس
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
اگه اینترنت قطع باشه چطوری درس بخونم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
بعله....به نکته ظریفی اشاره کردین
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
من رفدم در کوه ها سکنا گزینم:)
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
:)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
زهراجون حرف من جدی بود ...
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
منم جدی گفتم.......... اینترنت اگه مانع باشه باید حذف شه .مث من
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
اگه نباشه نمیتونم
m_hieydarpoor
m_hieydarpoor
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
خوب بود
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
ممنونم....
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
قابل تامل بود.....هرچی به این شاعر درن میگیم....کتاب و نت و درس و ادامه تحصیل رو ول کن بیا بشین تو خونه ترشی بنداز و رخت بساب و همون تم مرغی که خونه ی مامانت بادگرفتی رو درست کن...گوشش بدهکار نیست که نیست...هییعییی....(آیکون در و دیوار و شنیدن ) خخخخخخخ
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
:)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
خیلی زیبا و طنز بود متشکر (:
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
خواهش میکنم
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
طنز کلامتون مشهود بود...من نتیجه گرفدم نت خیلیم خوبه :)))
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
ممنونم....مث اینکه خیلی تاثیر داشته
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
;)
maede
maede
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
آدم خودشو از نت و گوشی .... دور کنه شاگرد اول که میشه هیچ!کل زندگیش رو نظم و برنامه میفته! D:
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
موافقم.....
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
مخالفم که خودمون ازهمه چی دورکنیم که میخواهیم شاگرداول بشیم آدم اگه بخوادتوهرشرایطی میتونه............
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
عزیزم.طنز بود طنز
Paeez
Paeez
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
پیشنهاد می کنم مودم رو از برق بکشید ،گوشی تون رو قرنطینه کنید به نتایج خوبی می رسید:)))))))
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
:)....سخت است سخت
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
همیشه تلخ

شروع یک پایان

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات