اما تو خوبی، عشق من، از خوبیت خوبم! / شعر
شعری از خودم

اما تو خوبی، عشق من، از خوبیت خوبم! / شعر

نویسنده : PDrAM

روزی خردمندان خردمند کرده محسوبم

اکنون مَبین پژمرده و رسوا و مخروبم

شعر و هنر، علم وادب، با هم فراهم بود

در آن طبیب شهره و چشمان محجوبم

باید به فکرم می‌رسید دردی بود در راه

روزی که نقشه می‌کشید دنیا به سرکوبم

شکر خدا  کردم به صبر، گر آن نمی‌کردم

کافر شده بودم از این‌که خوار و مغضوبم

روزی که در دانشکده روی تو را دیدم

گفتم که دوری می‌کنم از عشق و مرعوبم

اما چو سایه عشق تو تعقیب ما می‌کرد

آری! دوچشمت می‌نمود پیوسته مجذوبم

اخلاق تو، رفتار تو، زیبایی سیرت

گویا حجابت می‌نمود هر لحظه مقلوبم!؟

هرگز نیاوردم زبان، آخر نمی‌دانی!

اندر حیا مانند یوسف (ع) ابن یعقوبم(ع)

گفتم که می‌خوانی ز چشمانم چنین عشقی

شاید نفهمیدی و شاید کرده مکذوبم

روزی شنیدم دل به دلداری سپردی تو

از غیرتم دم برنیاوردم که مغلوبم

عاشق به جز خوشحالی معشوق چه می‌خواهد!؟

آری! از این خوشحالی نادیده مضروبم!

آری! ز درس و عقل و شعر خود سفر کردم

دنبال کار و عیش و نانِ خشک مرطوبم

هر چند خمار عشقم و غم را به دل دارم

اما تو خوبی، عشق من، از خوبیت خوبم!

باور نما بی‌فکر تو شعری نمی‌آید

از این نهاد سرد و خونین و پر آشوبم

آن اَخم زیبایت چنان آبی به آتش زد

دود از نهادش می‌رود، خاکسترِ چوبم

آهی دگر من می‌کشم شاید هرَزگاهی

بر من نگاهی کرده آن دلدار و محبوبم

آهی کشم، آهی کشم، آهی کشم از بس

منقل خراب است و گران آن جنس مرغوبم!

=================

پ.ن.1: از تمامی دوستان و (بعضا دشمنان...خخخخخ) عزیز جیمی از این‌که کمتر به سایت می‌آیم و تا خرخره غرق در درس وکار و موارد دیگر شده‌ام، از صمیم قلب عذر خواهی می‌نمایم. که البته این دوری و مهجوری سببش مجبوری است!

پ.ن.2: به شما اطمینان خاطر می‌دهم که  شعر فوق کاملا زاییده تخیل است و هنوز هم جنس مرغوب آن‌قدر هم که اغراق می‌شود، گران نشده است!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_zohri
ali_zohri
٩٣/٠٨/٠٣
١
٠
آهی کشم، آهی کشم، آهی کشم از بس منقل خراب است و گران آن جنس مرغوبم!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٣
١
٠
سلام و درود بر شما..!..!!! بلیا...به مناسبت تایید شوما ضمن تشکر از شما از ذهن ما می تراوشد که: //// منقلی باید یافت.../جنس آن فولادی...!!! / آتشش آه درون دل آن عاشق مست..../ جنس خاکش اعلا..../// دودش از ویرانی.../ منقل از بهر کباب جگر خام کسی.../ که تو را باور کرد...///که چه بد باور کرد..../// چون دو چشمش تر کرد....//بعد آن سوگ چه خاک ابدی بر سر کرد...!!! // چه کسی گو که تو را بهر قمار غم ما داور کرد...!!!؟؟؟ // منقلی باید ساخت... // چون که پیدا نشود منقل خوب.... //جنس خوب باید داشت...// یا که در باغچه ی خانه ی خود....// در کنار لاله،شبنم و بوی رز خوب بهار...../// جنس خوب باید کاشت...// بعد آن باید داشت...// صبر تا سرو سهی .../// سایه اش از سر خشخاش دلم کم بکند...!! // تا تجلی بکند گرمی نور....// عشق را در ورق خشخاشم..!!!/// سبدی از انگور...// نعمت پاک خدا.../خمره ای در انبار..../که شود وصل گرانمایه این زوج عزیز...// تا که از گرمی عشق ابدی شاد شوم....//// صبر ما بسیار است....!!!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
کی*
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٣
١
٠
جالب بود! واقعا خنده ام گرفته بود! صادقانه بود و خوش نمک! موفق باشید و همیشه در کنار یار.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٣
٠
٠
سلام و درود...واقعا جالب بود... O____o !!??؟؟!! خوشحالیم که موجب خنده ی شوما را فراهم کردیم..!!!! :)) ولی این شعر همانقدر هم که می تواند طنز باشد می تواند درام هم باشد!!!؟؟ متشکرم از نظر شوما و همچنیین آرزوی موفقیت برای شما..!!!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٨/٠٣
٢
٠
سلامن علیکم ممنون از شما مثل همیشه بخوام نمره بدم میدم 14 .... خخخ البته +6 امیدواریم به وصال یار برسیید به حق این لحظه های عزیز!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
علیکم السلام....14زیاده....همون 10 همیشگی مگه چش بود..!!!؟؟.....دعا بفرمایید اول یار را پیدا بنماییم....ههههههه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٣
١
٠
سلام: موفق باشید.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
سلام و درود و تشکر از حضور شما..... :)...اون مصرع شعر قبلی رو ویرایش کردم....ممنون از شما.....اگه نقدی یا نکته ای برای این شعر دارید ممنوون میشم اگه اشاره بفرمایید استاد عزیز..!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
سلام:قربان شما!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٣
١
٠
بله کاملا موافقم. درامش خیلی تصویری هم بود اتقاقا... . مرسی.
mahboobeh
mahboobeh
٩٣/٠٨/٠٣
١
٠
ااااا این همون شعریه ک ی کپی ازش دس همه ی بچه های کلاسمونه...البت تا نصفه های اخرش...مخسی:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
خواهش میشه.....خب کاملشو بدین گناه دالن بچه های کلاستون.....!!! خخخخخخخخ
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٨/٠٣
١
٠
بسیار زیبا مخصوصا بیت ---->اندر حیا مانند یوسف (ع) ابن یعقوبم(ع)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
سلام و تشکر از حضورتان....!!!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٠٤
١
٠
باریکلا :)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
سلام آقا علیرضا....ممنون از حضورت...حالا این باریک به ما بود یا معشوق!!؟؟...خخخخخخ
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
سلام آقا علیرضا....ممنون از حضورت...حالا این باریک به ما بود یا معشوق!!؟؟...خخخخخخ
zohreh_sh
zohreh_sh
٩٣/٠٨/٠٥
١
٠
بسیار زیبا.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨