زنبور بی‌عسل / مادرانه نوشت

زنبور بی‌عسل / مادرانه نوشت

نویسنده : وبگردی

زن کارمندی هستم که با کار کردن زن‌ها به‌شدت مخالفم! اگر احساس وظیفه نبود، ریاست خانه را با استخدام خارج از خانه تحت هیچ شرایطی عوض نمی‌کردم. امسال مرخصی بدون حقوق می‌گیرم تا لبخند صبحگاهی فاطمه به گریه بدخوابی تبدیل نشود. تا چشمان خواب‌آلود صبحگاهی‌اش با آب ریخته شده از دستانم‌تر شود، نه اشک بی‌امان جدایی از من. محمد وقتی خبر مرخصی را می‌شنود برایم نامه می‌نویسد:

سلام مامان. من خیلی خوشحالم که مرخصی گرفتی. چون قفل در خیلی سفت است و موقع باز کردنش دست من خیلی درد می‌گیرد. حالا دیگر مجبور نیستم صبر کنم تا برنج دم بکشد. مامان باز برایم کباب تابه‌ای و قورمه‌سبزی درست کن. مامان من خیلی خوشحالم.

خداحافظ؛ پسرت محمد

 دانش‌آموزی داشتم که از میدانی که هر صبح مادرش او را درآن‌جا پیاده می‌کرد تا سوار سرویس‌اش شود متنفر بود. می‌ترسم از روزی که محمد از تمام کلیدها و قفل‌ها متنفر شود. می‌ترسم!

==========

منبع:

http://mrstalabe.blogfa.com/post-128.aspx

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٢٣
٠
٠
خیلی قشنگ بود:)))) ولی تو این دوره و زمانه کی حس مادری رو به حس استقلال ترجیح میده؟ ؟؟؟؟ البته قبول دارم خیلی ها از سر نیاز کار می کنند. ممنون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٣
٠
٠
سلام ... زيبا بود و اي كاش واقعي مي‌بود
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٢٣
٠
٠
الان شما به زنبور و عسل نداشتنش چیکار داشتین :|
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
حق با هاچه! مسائل خانوادگی رو سعی کنید خودتون حل کنید! از شوخی گذشته حق با شماست، کاش میشد هر کسی سرجای خودش بود. و هیچ کس مجبور نبود تن به کاری بده که دلخواهش نیست. من از مخالفین کار خانمها نیستم. اما مشروط بر اینکه کار دلخواهشون باشه با حقوق استاندارد و شایسته و کافی؛ و شاداب و سرحال باشن و این انرژی رو هم آخر وقت با خودشون بیارن خونه. وگرنه این رهی که ما می رویم( صبح تا شب بچه نه پدر می بینه نه مادر) قطعا به ترکستان است!
faride
faride
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
ها یره مِدِنستوم اینجه میای!!:)) میای به مشهدی چی میشه؟! @_@ میِی؟ می یِی؟
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
سلام عالی بود...منم مخالف صد در صد کار بیرون از منزل هستم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
سلام: خیلی ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٢٥
٠
٠
همون زنبور بی عسل...منم مخالفشم ولی دربه درش هم هستم :/
z_ghorbani
z_ghorbani
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
اخییی :(
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات