دل‌های پاییزی... / تخیل ادبی

دل‌های پاییزی... / تخیل ادبی

نویسنده : mohammad_gho

پاییز از نگاهت پیداست

سخت آشنا می‌زند نگاهت، وقتی آسمان ناپیداست

من که می‌دانم چشمانم چه حالی دارد

هر چند که، هر چند که

خدا می‌داند سخت دلم دلگیر است

دوره نافهمی، دوره دلگیریست

من که تو را، نه تو مرا، می‌جویی

ستاره از عمق فلک

فلک فلک

از عمق چشمانت پیداست

شب، آسمان دلگیر است

ستاره‌ها می‌جویم

بخت اقبال من و تو، ناپیداست

می‌جویم، می‌پویم آسمان را با چشمانم

صورت تو در آسمان ناپیداست

دیده‌ای آسمان را از پشت پنجره‌ات؟

آب آبی چشمانم می‌شوید تیره‌گی را، وقتی که صبح ناپیداست

آب چشمانم خشکید

روزها

ماه‌ها

سال‌هاست

وقتی که نگاهت ناپیداست

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahboobeh
mahboobeh
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
ایت واز وری نایس.تنک یو:)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
اهلا و سهلا یا باب افسنجی
F-jafari
F-jafari
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
مرسی عالی بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
سلام: بسیار عالی و قشنگ.زنده باشید.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٥
٠
٠
زیبا بود.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٢٥
٠
٠
امان از پاییـــــــــــــز....قشنگ بود دست شما مرسی.
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
ممنونم...بسیار قشنگ بود
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
بدک نبود:-)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠