هر که تنها و سبک‌بارتر؛ تندروتر و آسوده خاطرتر
خویش را صافی کن از اوصاف خود

هر که تنها و سبک‌بارتر؛ تندروتر و آسوده خاطرتر

نویسنده : وبگردی

بین راه نجف تا کربلا که استراحت می‌کردیم، حاج اسماعیل می‌گفت: بارتان را سبک‌تر کنید تا زودتر برسیم، تا سریعتر برویم. بار سنگین، راه را سخت‌تر و جان را بیهوده خسته می‌کند. ما هم بین راه به‌وقت هر استراحت نگاه به کوله پشتی‌مان می‌کردیم و یکی‌یکی وسایل غیرضروری را کم می‌کردیم. بشقاب و قاشق و لیوان و ... را به موکب‌ها می‌دادیم و از پتو و لباس‌های اضافی و خوراکی و غیره دل می‌کندیم تا سبک‌بار شویم. تا آن‌جا که جز گوشی موبایل و لباس توی تن‌مان و کوله پشتی‌ سبک و تقریبا خالی چیزی نداشتیم. سرعت قدم برداشتن را بیشتر می‌کردیم، از هم سبقت می‌گرفتیم،  هر که تنها و سبک‌بارتر، تندروتر، آسوده خاطر تر. تا بالاخره برسیم به مقصدی که به شوقش از دل و جان گذشته بودیم .  

حالا  که به خطبه بیست و یکم نهج البلاغه رسیده‌ام، از «سبکباری» گفته؛ که هر چه سبک بارتر، آسوده‌تر. «سبک بار شوید تا برسید». چه ژرف کلمه‌ای و چه ریشه‌دار حکمتی. 

من اما، سبک بار نیستم. پابند تعلقاتی هستم، بس بیهوده و اسیرم. اسیر ریز و درشتی‌های دنیا. نگاه به هر باری می‌کنم جز سنگینی چیزی به کوله بارم نمی‌بینم، سنگینی و زنجیرهایی که دست و دلم را از رها شدن گرفته. دل کندن، به ایمان و باور قلبی احتیاج دارد.

روشنم کن به نور ایمان و هر چه سبک بارتر شدن، به خالی شدن از حب و بغض‌های سنگین، به رها شدن از تعلقات این یک، دو، سه روز دنیا. روشنم کن به نور ایمان تا یاد بگیرم هرچه سبک بارتر شدن را. که هر قدر سبک بارتر، سفر آسوده‌تر، امن‌تر و دل صاف و مشتاق‌تر . 

* خویش را صافی کن از اوصاف خود / تا ببینی ذات پاک ذات خود / بینی اندر دل علوم انبیا / بی کتاب و بی معید و اوستا (مثنوی مولانا)

==========

منبع:

http://miissmonaliza.blogfa.com/post/879

 

 

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admin
admin
٩٣/٠٧/٢٣
١
٠
اولین بار این نوشته رو توی منطقه فتح المبین در اردوی راهیان نور دیدم؛ به عربی هم زیباست: تخففوا تلحقوا
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٣
١
٠
سلام ... «سبکباری» با «سبک باری» متفاوت است. و يكي از دانشمندان در اين باره سخن گفته اند. و با توجه به گفته ايشان «سبکبار شوید تا برسید» درست است . نه «سبک بار شوید تا برسید»
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٢٤
١
٠
آفرین بر نکته سنجی شما. از این اشتباهات مصطلح متاسفانه بسیار زیاده و رایج شده حتی در بین مجریان گرانقدر صدا و سیمای نازنین!
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/٢٣
١
٠
عالی بود
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٢٣
٠
٠
خیلی عالی:) ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
سلام: خیلی عالی بود.آقانگهدارتون باد.التماس دعا.متشکرم
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
البتــــــــــه : خویش را صافی کن از اوصاف خود / تا ببینی ذات پاک صــــــاف خود ....ماکه اضافه بار خوردیم...زیـــــــاد.... مرسی از شما جالب بود :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات