باز باران... / شعر

باز باران... / شعر

نویسنده : mohadese.v

باز باران با ترانه 

می‌خورد بر بام خانه

خانه ام کو؟

خانه ات کو؟

آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟

فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران

گردش یک روز دیرین

پس چه شد؟ دیگر کجا رفت؟

خاطرات خوب و رنگین

در پس آن کوی بن بست

در دل تو، آرزو هست؟

کودک خوشحال دیروز؟

غرق در غم‌های امروز

یاد باران رفته از یاد

آرزوها رفته بر باد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٧/٢٣
٠
٠
خیلی قشنگ بود... لایک
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
١
٠
مرسی...:)
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/٢٣
٠
٠
ممنونم...بسیار جالب بود
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٢٣
٠
٠
سلام ... چشمايت را بگشا همه اينها كنار توست
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٢٣
٠
٠
خیلی قشنگ:)))) ممنون
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٧/٢٣
٠
٠
وااااای خیلی دوست داشتمش کاملا بچگیهام برام تداعی شد بسیار مچکررررررررم:))))))))
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
خوشحالم از خوشحال شدنت...
miss_khas
miss_khas
٩٣/٠٧/٢٣
٠
٠
عااااااالی:)
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
ممنون
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
سلام و درود...بلیا...آرزو ها رفته بر باد....!!!!
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
زحمت کشیدین ....
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
بسیار زیبا
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سپاسگذارم
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
آرزوها رفته بر باد چقد زیبا بود..
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
واقعا رفته بر باد
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
شعر خیلی قشنگی بود :))
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
منون که وقت گذاشتین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٤
٠
٠
سلام:زیبا بود.ممنون
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
دستتون درد نکنه نظر دادین
maede
maede
٩٣/٠٧/٢٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود.
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
متشکر
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٢٥
٠
٠
من همون ورژن قدیمی،کلاس چهارمیش رو بیشتر تر دوست دارم...به هرجهت مرسی :)
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
...مسلما اون زیبا تر و دل نشین تر بود
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

شاید نگیرد چشم تو عشق زلیخا را

٩٥/١٢/٠٩
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
یک وقت هایی برای رهایی باید گفت

بله بله, حق با شماست

٩٥/١٢/٠٩
دست های من چقدر کوتاه است

ستاره سهیل

٩٥/١٢/٠٨
تبلیغات
تبلیغات