طلسمِ نبردن سیخی چند؟!
پیرامون باز شدن پای جادو و جنبل در فوتبال!

طلسمِ نبردن سیخی چند؟!

نویسنده : مازیار حکاک

ماجرای جادوگری در فوتبال ما از آن دست اتفاقات تکراری است که هر ساله بعد از داستان مربوط به دلالان و مافیا در یک مقطع از لیگ سر باز می‌کند و با ابهامات فراوان سر رسانه‌ها در می‌آورد. ولی به همان سرعتی که می‌آید، می‌رود و همیشه مسکوت می‌ماند و معلوم نیست چرا نسبت به حل این مسائل در فوتبال ما فکری نمی‌شود. البته در سال‌های اخیر چندین مربی به این بهانه منشوری شده‌اند اما هیچ وقت این موضوع رسانه‌ای نشده است.

 

ماجرای نوشته‌های کف دست آقای سرمربی!

اواسط بازی پرسپولیس و سپاهان تلویزیون اصفهان یک لحظه روی درخشان زوم کرد. جایی که درخشان با حرکات دست بازیکنانش را راهنمایی می‌کرد. اما همین تصویر برای درخشان جنجالی شد و شایعات پیرامون دعانویسی بالا گرفت. طبیعی است مربی در این سطح بر یادداشت‌هایش باید دفترچه مخصوص داشته باشد، مثل تمام مربیان مطرح دنیا. ماجرا وقتی جالب‌تر شد که سرمربی پرسپولیس مدعی شد آیه قرآن کف دستش نوشته و عادت دارد به کلام الله توسل کند. او همین طور گفت: «من بچه مسلمانم و هیچ ایرادی ندارد که یک بچه مسلمان به قرآن توسل کند. من کف دستم آیه قران نوشته بودم.» 

 

علی رغم دفاع درخشان این ابهام وجود دارد که چرا او باید آیه قرآن را کف دستش بنویسد در حالی که سختی‌های زیادی را به همراه دارد. حداقلش این است که او باید تمام طول مسابقه وضو داشته باشد و مراقب باشد تا دستش هر چیزی را لمس نکند .گو این‌که تفاوتی بین نوشتن قران کف دست یا حمل آن برای توسل نیست!

 

وقتی کمیته انضباطی مشکوک است

درست چند روز پس از مسابقه پرسپولیس و سپاهان علی اکبر محمدزاده رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال از احتمال فعالیت دعانویس‌ها و جادوگرها در فوتبال سخن به میان آورد و گفت: «به یکی دو نفر در رابطه استفاده از جادوگر مشکوک هستیم و کمیته اخلاق به صورت غیررسمی و پنهان در حال رصد کردن این موضوع است. درباره استفاده از جادوگر و رمال مواردی به گوش ما رسیده اما نمی‌توانیم بگوییم جادوگر در فوتبال ما وجود دارد یا نه!» رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال البته مثل همه مسئوالان فدراسیون فوتبال برای ریشه کنی این موضوع قول داد و علی‌رغم این‌که استفاده از جادوگر و رمال خلاف قانون و عرف جامعه دانست، گفت: «کمیته اخلاق به چیزی که باعث لطمه خوردن به آبرو و حیثیت فوتبال ایران شود، رسیدگی جدی خواهد کرد. باز هم می‌گویم استفاده از نیروهای غیرطبیعی خلاف قانون است و در صورت مشاهده با آن برخورد خواهیم کرد. »

 

جادوگری در فوتبال، معضلی جهانی!

در آستانه بازی تیم ملی ایران با مکزیک در جام جهانی 2006 ريكاردو لاولپه سرمربی آن روزهای مکزیک مدعی شد برای از کار انداختن جادوگر ایران یعنی علی کریمی به جادوگر واقعی متوسل شده است. مسئله‌ای که البته بعدها با بازی ضعیف کریمی در بازی اول در اذهان پرنگ‌تر شد. به غیر از این مربی، در تمام کشورهای دنیا استفاده از جادوگر به عنوان یک معضل جدی مطرح است. حال این‌که چقدر جادو در فوتبال تاثیر داشته معلوم نیست؟! اگر تاثیر واقعی داشت شاید هر تیم ضعیف ولی جادو بلدی می‌توانست قهرمان جام جهانی شود! به ویژه این‌که در اطراف بعضی از مربیان و بعضا بازیکنان، رمال‌های حرفه‌ای حضور دارند که به نظر پول زیاد فوتبالیست‌ها دکان خوبی برای آن‌ها باز کرده است.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٧/١٨
٠
٠
به حق چیزای ندیده و نشنیده :) خخخ تشکر بابت مطلب
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
سرد و بی تفاوت

وقتی به زمین رسیدم

٩٥/٠٩/٠٩