ملاقات با یک مُرده در روز روشن

ملاقات با یک مُرده در روز روشن

نویسنده : وبگردی

آدمِ مُرده، آدمی نیست که در گور خوابیده باشد. آدمِ مرده، کسی است که هیچ نظری در هیچموردی نداشته باشد و هیچکاری برایِ هیچ آرزویی که ندارد، نکند. آدمِ مرده، معمولا نفس می‌کشد، غذا می‌خورد، می‌خوابد و صبح‌ها خیلی به سختی بیدار می‌شود و بیشتر دلش می‌خواهد توی رختخواب بماند و همان‌طور که سیگار اولِ صبحش را روشن می‌کند و دودش را فوت می‌کند زیر سقف به چیزی فکر نکند. آدم مرده معمولا پیاده روی هم می‌کند و توی پیاده روی‌هایش به آدم‌های دیگر نگاه می‌کند و پیش خودش فکر می‌کند اگر از این سوپر مارکت نان و تخم مرغ بخرد و تا خانه ببرد، بهتر است یا از همان سوپرمارکتی که نزدیک خانه‌اش است.

آدم مرده وقتی می‌خواهد کارت بکشد تا پول نان و تخم مرغ را پرداخت کند هرچه به ذهنش فشار می‌آورد یادش نمی‌آید شماره‌ی چهاررقمی کارت اعتباری‌اش شماره‌ی شناسنامه‌اش بوده یا ترکیب سال و ماه تولدش یا همان چهار صفر همیشگی. آدم مرده یک وقت‌هایی یادش می‌رود که کسی روبه‌رویش نیست و این‌که برایش حرف می‌زند، ترکِ دیواری است که معلم کلاس پنجمش می‌گفت فقط به دردِ لایِ جرزِ آن می‌خورد…

=================

منبع:

http://www.fereshtehnobakht.com/?p=1803

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٢١
٠
٠
آدمِ مرده ی بدبختِ بیچاره ی داغونِ فلک زده ی فراموش شده!
مرتضی عارفی
مرتضی عارفی
٩٣/٠٧/٢٢
١
٠
آفرین!
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
جسمی که نام زنده بودن رو یدک می کشه، بیائید مرده نباشیم !
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
چه بد...انگار اینروزا از این آدما زیاد داریم :/
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
دشمن نشناسی های ما

فرهاد که اسکار می گرفتی همه عمر!

٩٥/١٢/١٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

شاید نگیرد چشم تو عشق زلیخا را

٩٥/١٢/٠٩
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
یک وقت هایی برای رهایی باید گفت

بله بله, حق با شماست

٩٥/١٢/٠٩
خوشبختی ورای حرف های مردم است

برای دخترکم

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات