درد دل یک سرد و گرم کشیده از هوای این روزها
چرا آفتاب اعتدال ندارد؟!

درد دل یک سرد و گرم کشیده از هوای این روزها

نویسنده : فاطمه خانووم

چقدر گرم است، باید صبح زود از خانه بیرون بروی تا گرما اذیتت نکند. باید صبر کنی تا عصر... تا خنکی هوا... تا آرام شدن حرارت خورشید. باید از سایه بروی تا گرما زده نشوی. باید آب خنک همراهت باشد و گرنه هلاک می‌شوی از تشنگی. وقتی می‌رسی خانه فقط یک شربت تگری می‌چسبد، یا یک هندونه خنک. وای کولر... خدا هیچ خانه‌ای را بی‌کولر نگذارد. مگر می‌شود بدون کولر؟! شبا می‌پزی از گرما، انگار هنوز خورشید در آسمان است. «این ظل آفتاب چی بوده، نمیشه یه کم ملایمتر بتابی...»

***

بوووووووووو.... دارم یخ می‌زنم، چرا یکهو هوا این‌قدر سرد شد. وقتی بیرون می‌روی باید در آفتاب راه بروی، اگر از سایه بروی قندیل می‌بندی. باید صبر کنی یک کم آفتاب در بیاید، هوا گرم شود، بعد از خانه بیایی بیرون. صبح خیلی سرد است. زود هم باید برگردی، چون طرفای عصر هوا رو به خنکی می‌رود. لباس‌های زمستانی‌ام کجاست؟ چقدر چایی می‌چسبد وقتی می‌رسی خانه. گرما زیر پوستت جریان پیدا می‌کند. دیگر وقت بخاری است. دیگر ننه سرما آمده و باید مراقب باشیم. لباس گرم بپوشیم تا هم سردمان نشود، هم بخاری را مجبور نباشیم زیاد کنیم. «چه خورشید بی بخاری، نمی‌شه یه کم گرمتر بتابی»

***

آفتاب هم افراط و تفریط دارد؟ یا ما از او فرار میک‌نیم یا او از ما... باید با او مذاکره کنیم.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
ینی خودوم اولم خخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
حالا جایزه میخواین؟ خخخ دبل خوبه؟‌
samira_h
samira_h
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
نه نه از اون بستنیا که من دوست دارم لطفا یه کارتن فقد واسه من خخخخخ آقا میلاد 99% تخفیف میدین ؟؟؟خخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
اگه از اون کارنیلو ها بخواین ۳٪ تخفیف داره فقد خخخخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
نع دبل نمیخوام.بزا برم اسمشو ببینم خبر میدم.خخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
خسیس :) 3% چیه ؟ اصن نخواستم ... الان باید بگین سمیرا خانوم شما تشریف بیارین به عنوان یک هم جیمی من دو تا کارتون با 99/9% تخفیف میدم خخ (بعدشم که ورشکسته شدین میتونین مغازه رو جمع کنین خخ)
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/٢٠
١
٠
آدامس خرسی اگه خواستین بهتون تخفیف میدم خخخخخ ولی بستنی نوچ ، هوا سرده الان، سرما مبخورین خخخخخ
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
این فصل فقط آب و هوای بیرجینیا....یعنی مث بهاره مشهده....تووووووووووووووپ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
بیرجنیا کجاست؟؟؟
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
منظورت بیرجنده؟؟؟
samira_h
samira_h
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
واقعا 0_O ???
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
یس
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
مشهد در یه روز 4 فصل سال رو داره.... صب هوا بهاری.....ظهر تابستون...... بعداز ظهر پاییز و شب زمستون
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
واقعا....
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
ممنون...
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
خواهش :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
سلام:بله لباس میپوشی سرما نخوری یکهو گرم میشه و عرق بارون میشی. روزبعد لباس کم میپوشی سرما میخوری.ممنون
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
سلام دقیقا .درست میفرمایید.ممنون از شما.
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
من حاضرم مذاکره کنم، یک میز گرد تشکیل بدین من پایم خخخخ
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
گزینه های روی میز رو گربه خورده!
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
حالا چرا گربه خخهه
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
هاچ از گربه خوشش نمیاد..خخ
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
من از خورشید خوشم نمیاد! نمی خواد کسی مذاکره کنه! اصلا باید یک برنامه ی سفر بریزم و اون 6 ماهی که خورشید نیست برم قطب!
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
ی اشتباه تایپیه چیزی نیس. :) باشه برو عکساشو بفرست
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
امشب که هوا عالیه :)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
بله انگار ی نمه بارون هم اومده. :)
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
من فقط با تیکه دومش همذات پنداری کردم :||||||||| کلن دارم یخخخخخ می زنم ://///// سوز میه :دی
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
خورشید خانوم می فرمان که مذاکره نمی کنن :دی جنگ جنگ تا پیروزی :دی
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
قلت کو ؟
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
رفته گل بچینه
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
بعله !گرم وسرد زندگی با تجربیات فاطمه خانووم!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات