ای داد به یارانه / شعر طنز
شعری سروده خودم

ای داد به یارانه / شعر طنز

نویسنده : مرتضی تقی زاده

یاران که غریبانه

رفتند از این خانه

رفتند به پیتزایی

خوردند لذیذانه

من مانده‌ام و نیمرو

یک شام فقیرانه

ای داد به یارانه

بی‌داد به یارانه

رفتم پی بقالی

یک دوغ و یه نوشانه

بردم من از آنجا با

کارت پرِ یارانه

ای داد به یارانه

بی داد به یارانه

من در طلب نانم

اندر خم نانوایی

انداخت به من نانوا

یک نان خمیرانه

ای داد به یارانه

بی‌داد به یارانه

ای داد ندارم من 

در داخل این خانه

حتی یکی دو سه تا

یا چارتایی مرغانه

ای داد به یارانه

بی‌داد به یارانه

در آخر این داستان

پس نتیجه شد این‌که

من گشنه پلو خوردم

یک غذای جانانه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
PESTEH
PESTEH
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
خیلی خوب بود خخخخخخخخخخخ
fateme_b
fateme_b
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
گشنه پلو با خورش دل ضعفا :/
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٠
١
٠
سلام: خوب بود ولی کاش از شعر دیگری با آهنگی دیگر استفاده میکردید.زنده باشی آقا مرتضی
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
سلام ممنون مثلا چه آهنگی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
سلام: چون مشابه :یاران چه غریبانه ،رفتند ازاین خانه ،هم سوخته شمع ما ، هم سوخته پروانه.برای این گفتم بر وزن شعر دیگری بود خیلی جالبتر هم میشد.سپاسگزارم از شما.
mahboobeh
mahboobeh
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
خخخخ.خعلی مشنگ بود مخسی:)
mahboobeh
mahboobeh
٩٣/٠٧/٢٠
١
٠
خخخخ.خعلی مشنگ بود مخسی:)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٧/٢١
٠
٠
بعله نوش جان خخخخخ
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٢١
٠
٠
خوب بود:)
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/٢١
٠
٠
قشنگ بود...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
گشنه پلو خیلی هم گزینه مناسبیه ;)
پربازدیدتریـــن ها
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
خلق و خوی ترک ناشدنی

عطرهایی که الکل شدند

٩٦/٠٩/٢٣
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
بالا رفتن از آن دل و جرات می‌خواست

دیوارها

٩٦/٠٩/٢٣
شعری سروده خودم

گرمای عشق

٩٦/٠٩/٢٣
دلم می‌سوزد...

چگونه کتاب نخوانیم و آن را جار نزنیم!

٩٦/٠٩/٢٥
در این شب های پاییزی

تنهایی و درد

٩٦/٠٩/٢٥
تبلیغات