غفور: می‌خواستم از بانوی کره‌ای معذرت خواهی کنم

غفور: می‌خواستم از بانوی کره‌ای معذرت خواهی کنم

نویسنده : سید علی

بازیکنان تیم ملی والیبال ایران نشان داده‌اند که روی سکو توانایی‌های زیادی برای برپایی جشن قهرمانی دارند و معمولا حرکات جالبی را هنگام گرفتن مدال انجام می‌دهند که مورد توجه عکاسان قرار می‌گیرد. اما بعد از مراسم دیروز عکسی از جشن بچه‌های تیم ملی منتشر شد که در آن دست امیر غفور بر روی سر دختر کره‌ای که وظیفه آوردن جوایز را داشت دیده می‌شود. این عکس در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها به سرعت دست به دست می‌شد و علامت سوالی به وجود آمد که دلیل این اتفاق چه بوده است.

بهتر دیدیم با امیرغفور صحبت کنیم تا شرح داستان را از زبان خودش جویا شویم. ستاره کاشانی تیم ملی والیبال که خیلی هم از تحلیل‌های منتشر شده بعد از انتشار این عکس دل خوشی نداشت در گفت و گوی اختصاصی با سایت برنامه ۹۰ گفت: این عکس دقیقا ثانیه‌هایی بعد از بالا و پایین پریدن بازیکنان تیم ملی روی سکوی قهرمانی گرفته شده است. زمانی که همگی در حالی شادی کردن و بالا و پایین پریدن بودیم آرنج من با سر این دختر کره‌ای بد جور برخورد کرد و معلوم بود که شدیدا دردش گرفته است. من ناخوداگاه دستم را روی سرش گذاشتم تا بابت این اتفاق از بانوی کره ای معذرت خواهی کنم. اما دقیقا عکاس همان لحظه این صحنه را شکار کرده واین سوء تفاهمات به وجود آمده است و هر کسی برای خود یک تحلیلی می‌کند بدون این‌که بدانند داستان از چه قرار است.

===================

منبع: سایت نود

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٧/١٥
٢
٠
موافقم نباید اعصاب و روان انسان های موفق جامعه مان را با این موارد به هم بریزیم.:)
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/١٥
٢
٠
خخخ بنده خدا ،امان از حرف مردم خخخ
سید علی
سید علی
٩٣/٠٧/١٦
٣
٠
واقعا.تو سایت نود نظر دادن "تو راست میگی" .... بنده خدا غفور
رضا
رضا
٩٣/٠٧/١٥
٣
٠
چيكارش داريد ميخواسته معذرت خواهي بكنه خب خخخ دقت كردين بازي هاي اسيايي چقدر حاشيه داشت؟
سید علی
سید علی
٩٣/٠٧/١٦
٠
١
ولی خدایی تو اون صحنه قیافش خیلی زایع ...خخخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٥
٣
٠
ولی من که عکسو دیدم بلافاصله حدس زدم باید دستش خورده باشه تو سر اون بنده خدا :) یه همچین آدم خوبیم من، هیچوقت گمان بد به کسی نداشتم :)))
admin
admin
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
در همین رابطه سعید برند یادداشتی رو در جیم این هفته نوشته؛ زوایای خوبی رو هم اشاره کرده. حتما بخونید.
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
ای آقای برند!! حتما میخوووونیم ! :)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٥
٤
٠
ای بابا حالا انگار چی شده که رفتن اینور اونور این موضوع رو بزرگش کردن. دیوانه کردن مارو با این مسخره بازیاشون
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/١٥
٢
٠
خخخ چه عکسی ..بیچاره امیر غفور خدا بهش صبر بده
fateme_b
fateme_b
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخ چه حادثه اي!!!!!!!!!!
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/١٥
٢
٠
کلا رسانه های زرد منتظرند حاشیه پررنگ تر از متن بگن تا تقی به توقی می خوره:|
مهسـآ
مهسـآ
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
خخخخخ عجب!!!
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٦
١
٠
بیچاره افرادی که در تیر رس نگاه هستن...جرئت اب خوردن هم ندارن
nika
nika
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
همین مونده بود والیبالیستا رو وارد حاشیه کنیم.بیچاره دستشو به نشانه عذر خواهی گذاشته رو سره دختره تازه اونم در یک لحظه .مردم نباید با این حرفا این قهرمانا رو ناراحت کنن....ممنون:)))))))
faride
faride
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
:)
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
اگه مراسم اهدای مدال رو دیده بودند(برخی افراد تحلیل گر) خیلی واضح متوجه میشدن همون موقع ک دستاشونو تکون میدادن خورده.........اصن حتی اگه نخورده بود و خودشم از قصد دستشو گذاشته بود خوب اصن دلش خاسته!خخخخ......به ما چه تا هر چی میشه حرف در میارن واسه ملت!
o_edman
o_edman
٩٣/٠٧/١٦
١
٠
شیطنت خبرنگاری بوده دیگه؛ تابلوئه! اگه کسی آقا امیر و خونوادشو بشناسه اصن یه ذره احتمالشم نمیده که... اصن اینقده قضیه مبرهنه که دیگه کامنتو کشش نمیدم... امیر جان، بیگ فن!
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
بدبخت غفور:(
s_ehsan
s_ehsan
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
چه ملت پیگیری داریم ما.......
Parichehr_r
Parichehr_r
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
امان از این مردُم که همشهری مارا اذیت میکنند :D
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
مفهوم زندگی

پرنده كوچك خوشبختي

٩٦/٠٢/٠٧
پدرم...

کمی قبل تر

٩٦/٠٢/٠٥
خوب بودن یا درست بودن؟

اهمیت درست بودن

٩٦/٠٢/٠٧
همیشه تلخ

شروع یک پایان

٩٦/٠٢/٠٤
نه چپ، نه راست

غرضی بی غرض

٩٦/٠٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات