ای آفتاب عرفه آرام‌تر غروب کن

ای آفتاب عرفه آرام‌تر غروب کن

نویسنده : وبگردی

آفتاب عرفه! لختی آرام‌تر، می‌خواهم ثانیه‌هایی بیش، با نجوا بمانم. لختی آهسته‌تر، می‌خواهم بیش‌تر شعله‌ور شوم. می‌خواهم در برکه‌ای از اشک، وضو بسازم و دو رکعت نمازِ حضور بخوانم. اندکی آرام‌تر، تا از بام پژمردگی درآیم و به سمت بی‌کرانه آسمان پر گشایم. لحظه‌ای کم شتاب‌تر، نمی‌خواهم! با غروب تو، خورشید آرزوهایم غروب کند.

 ثانیه ثانیه امسالم را بدین امید گذراندم که در عصر امروز، عطر دل انگیز آن موعود را در آغوش گیرم؛ همان که شاید در یکی از همین خیمه‌ها، صوت دلربای قرآنش را، میهمان دل‌های حاجیانش کرده است؛ همان که با گرمی حضور خود، عرفات را تابستانِ میوه‌های شیرین معنویت ساخته است؛ همان که ستون خیمه‌اش، تکیه گاه دل‌های مشتاق است؛ همان که روزی پشت به دیوار کعبه، نغمه «انا بقیة اللّه» را برمی‌آورد و پیراهن مشکی کعبه را به در خواهد آورد؛ همان که ابراهیم بت خانه‌های کفر و نفاق خواهد بود و گلستان‌ساز آتشخانه بغض و عداوت؛ همان که نامش، روح بخشِ «همان که»هایِ من است!

 نمی‌دانم ناله «اللهم کن لولیک» را در کدام سوی این صحرا اجابت گفته است و خلوت کدام خیمه را محل جلوتِ خویش گردانیده است! نمی‌دانم کدام چشم، آشیانه تصویر فرزند فاطمه علیهاالسلام شده است! نمی‌دانم یعقوبِ کدام کنعان، یوسف پیراهن او را به تماشا نشسته است! نمی‌دانم کدام آینه، صلابت او را به تحیّر نگریسته است! و نمی‌دانم ... کدام پرده، میانِ من و او، حجاب شده است که چشمانم بی قرارند!

 ای غروب عرفه! سلام مرا به مسافر همیشه خود برسان و چشم به راهیِ مرا برای آن سوار سپیده بازگو کن...

====================

منبع:http://sahigh.blogfa.com/post/1

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود.........
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٧/١٢
٠
٠
زیبا بسی...
velayate_eshgh
velayate_eshgh
٩٣/٠٧/١٢
٠
٠
خیلی خکشل بود بح بح بح
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤