رفتگر / شعر
شعری سروده خودم

رفتگر / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

نیمه شب از کوچه آمد یک صدا // با خودم گفتم چه باشد ای خدا

لحظه‌ای آن‌جا نظر انداختم // پیر بود یا که جوان نشناختم

از صدای خِس خِسِ در سینه‌اش // یا که دستانِ سراسر پینه‌اش

پیرمردی در نظر آمد مرا // با خودم گفتم که او دیگر چرا

حال، او را استراحت لازم است // درد بر جان و تنِ او حاکم است

لیک دیدم یک جوانِ خسته است // ازخجالت صورتش را بسته است

گفتمش کارِ تو با عزّت بُوَد // پولِ با زحمت، چه با لذّت بُوَد

کارِ تو، دارد ثوابِ بیشمار // فکرِبَد، درذهنِ خود، هرگز نیار

دست‌هایت لایقِ بوسیدن است // افتخار، این جامه را پوشیدن است

کار، کار است،  گویمت تنها همین // سعی کن باشی به کارَت بهترین

گفت این پوشیدن از ناچاری است // ازخجالت نیست، ازبیماری است

حال گویم دوستان با یک سلام // می‌گذاریم ما، به آنان احترام

دست‌هایِ رفتگر را دیده‌ای؟ // یا کلامِ پُر غَمَش، بشنیده‌ای؟

با وجودِ  مشکلاتِ  بیشمار // از کسی، آنان، ندارند انتظار

کُن تأمّل، گر نباشد رفتگر // بین چه می‌آید به حال و روزِ شهر

 با شرافت، مهربان و استوار // می‌دهد پاکیزگی را انتشار

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
ممنون....مثل همیشه زیبا بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
سلام:خیلی متشکرم ازشما.
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
دست هایت لایق بوسیدن است...!!! به به...یاد حدیث پیامبر افتادم...!کاش همه مثل شما چنین دیدگاه زیبایی داشتند...تشکر بسیار بابت این شعر عالی شما استاد...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
سلام: سپاسگزارم از محبت جنابعالی.سلامت باشید
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خیلی زیبا بود.من هم همیشه نیمه شب صدای جاروی رفتگر محل را می شنوم و از کارش حیرت می کنم.از زبان ما نوشته بودید.منتها با قلم زیبای خودتان.ممنونم.:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
سلام: خیلی ممنونم از جنابعالی.انشاءا... که همه قدر زحمت آنان را بدانند.زنده باشید
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
حقا وحقیقتا همینطوره :) مرسی از شما زیبا سرودین.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
سلام: از حضور و لطفتون سپاسگزارم پاینده وشادمان باشید.
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
از کنار رفتگرهای دانشگاه که رد میشم میگم خداقوت... :(
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
سلام:واقعا همین خدا قوت وخسته نباشید برای آنان قوت قلب وخیلی مهمه.که متوجه میشن که قدر کارشون را میدانیم.متشکرم
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خيلي زيبا بود.. قدر داني به زبان شعر ، البته اين شعر فقد قدرداني ام نبود حرف هاي ديگه اي ام براي گفتن داش واقعا رفتگرا زحمت ميكشن يه جا خوندم : يادمون باشه با هر زباله اي كه ميندازيم قامت يه نفر رو خم ميكنيم واقعا ممنونم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
سلام: خیلی قشنگ گفته بودند هرکس که این جمله را گفته است.سپاسگزارم از لطفتون.
همتا
همتا
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
:))) ممنون از شما:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
سلام:زنده و پاینده و سلامت باشید.متشکرم
maede
maede
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
صبحای زود تو هوای سرد رفتگرای زحمتکش دارن کار میکنن.هرچقدر حقوق بگیرن حقشونه،هم کارشون سخته هم متاسفانه بعضی افراد سطحی نگر نگاه و رفتار خوبی ندارن :(
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
سلام:بله درسته ولی حقوقشون خیلی پائینه وبعضی مردم هم انصاف ندارند ومتأسفانه با تحقیر به آنان نگاه میکنند.متشکرم از حضورتون.
ali_y
ali_y
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
سلام ... بیشترین زحمت، کمترین دستمزد !!...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
سلام: کاملا درست گفتید.ممنون ازشما
مهسـآ
مهسـآ
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
سلام:بسیار زیبا و اموزنده:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
سلام: سپاسگزارم ازشما خانم مهسا.
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
مثل همیشه عالی :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
سلام: بسیار متشکرم ازجنابعالی.
شهابی
شهابی
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
سلام اشک ما را در آوردی با این شعر بسیار بااحساستان مخصوصا آنجا که نظر داده بودندبا ریختن یک زباله قامت یک نفر را خم میکنیم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
سلام سید بزرگوار:عید سادات مبارک بادبرشما و خانواده.بله جملۀ بسیار زیبائی بود.متشکرم از جنابعالی.
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
خیلی قشنگ بود:)))))) خدا حفظ کنه این عزيزان رو :)))) ممنون از شما
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
سلام: الهی آمین.سپاسگزارم از حضور با لطف شما.
حسام
حسام
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
بسیار روان و دلپذیر بود .پر از نکته و پر از توصیفات خوب ممنون از قلم پر توانتان
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
سلام:ایزدسبحان پشت وپناهتان دلتون شاد‌.ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤