دلواپس مردم یا خود؟!
دلواپسان کیستند؟ دلواپس چه هستند؟

دلواپس مردم یا خود؟!

نویسنده : sjalal

چرا خود را نماینده کل مردم می‌دانند؟ از شروع کار دولت یازدهم این گروه بارها تجمع کردند و در آخرین آن‌ها خواستار برکناری وزیر ارشاد شدند. اگر واقعا نماینده مردم هستند و قصد پیگیری مطالبات مردم را دارند، چرا چند سال سکوت کردند؟ چرا فقط در مورد مسائلی خاص موضع می‌گیرند؟ آیا در گذشته هیچ مشکلی وجود نداشته است؟

این سوالات تاکنون بی‌پاسخ مانده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که این‌ها دلواپس خودشان هستند، نه مردم و هدفی جز تضعیف دولت و فشار به آن ندارند. به امید روزی که شاهد رفتارهای افراط گرایانه از سوی هیچ طیف و جناحی نباشیم و نقدهای‌مان منصفانه و منطقی باشد.

============

پی نوشت: این نوشتار به معنای تایید کامل عملکرد دولت یازدهم نیست.

 

 

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Z_M
Z_M
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
تا حدودی موافقم
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
خخخخخخخخخخخخ...منم با شما موافقم:))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
سلام:!!!!
alireza_kh
alireza_kh
٩٣/٠٧/٢٠
٠
٠
اینکه بصورت واضخ بگوییم نگران و دلواپس خود هستند کمی بی اساس به چشم می اید.باید گفت که 8 سال چشم بر روی همه ی مشکلات،بدبختی ها و فسادها بستند حالا یادشان امده که اقتصاد کشور به سوی تورم میرود.این جا فکر همه مان قلقلک میرود که چگونه 8 سال بسیار فساد های اقتصادی صورت گرفت هیچ کسی زبان باز نکرد اما حالا که دولت پیشین از صحنه ی اجتماعی خارج شده مقصر و بانی مشکلات اقتصادی و معضلات اجتماعی و فرهنگی را دولت کنونی میدانند، و می گویند مشکلات اقتصادی مان از ساپورت زنانمان نشات گرفته است چون دولت کنونی به وضعیت فرهنگی دقت نمیکند. انها با حفظ منافع و مواضع سیاسی و اجتماعی خود به جانب داری میپردازند و دنبال ان هستند تا اذهان عمومی را نسبت به دولت تدبیر و امید و اموراتش مشوش گردانند و بتواند بازی را مساوی و یا با برد خود به پایان برسانند. ( قابل ذکر است موضوعاتی چون : کم ابی ، سقوط مسافران انتونف 140 ، بیکاری جوانان ، نبود عوامل مالی برای ازدواج ، از بین رفتن بسیاری از مشاغل و . . . از مهم ترین دغدغه های امروزه ی مردم است اما به جایش به موارد جزئی تری دلواپسان پرداختند)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨