به نام «عین» و «شین» و «قاف»
شعری سروده خودم

به نام «عین» و «شین» و «قاف»

نویسنده : اکرم انتصاری

کاش بنشینی دمی، آفتاب را معطل کنی / با نگاهی، سرخی امروز را کمتر کنی

تاب گیسو، برق چشمانت... امان دل برید / با نوای واژه هایم کاش بهتر تا کنی

زلزله شب را تکان داد و ماه ریخت / می‌شود آوارگی‌ها  برسرم بستر کنی؟

عابر بی خواب من با گام‌های بی‌قرار / با دویدن می‌شود گوش فلک را کر کنی

زمزمه، پچ پچ، زمانِ احتمال حادثه / درچه فکری؟ با وقوعت تاریخ را منحل کنی؟

ابرخیس آرزو، جادوی سرمست خزان / می‌توانی بباری و مرا تر..تر..تر کنی؟

با اجازه می‌نویسم از تو ای میم محال / تا که «عین» و «شین »و «قاف» را باور کنی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
به به :)))))))))) ممنون پاییزبانو :)))))) زیبا بود
Paeez
Paeez
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خواهش شعر دست و پا شکسته ای بود تقدیم به دوستان:)
باران
باران
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
wow پاییزمون شاعر شد رفت دی / شعراتو بده یه اهل فنش واست نظرت بده تو پیشرفتت کمک میکنه
Paeez
Paeez
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
گذاشتم جیم اهل فن ببینن دیگه ^_^
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
سلام: از نظر محتوا وموضوع بسیار عالی است وچند مصرع هم خیلی عالیه ولی با عذر خواهی تمام بعضی جاها چند نکته یا جامانده ویا تایپ نشده:بیت2مصرع2-بانوایِ واژه هایم کاش،تا،بهتر کنی.بیت3-زلزله شب راتکان دادوفرو افتاد ماه/میشودآوارگی رابر سرم بسترکنی.بیت5مصرع2-میتوانی هم بباری،همکه مارا تر کنی.مصرع آخر-تاکهک حتما عین وشین وقاف را باور کنی. بازهم عذر میخوام ولی شعر ا این محتوا حیف بود که کلمات جابجا شده بود.سپاسگزارم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
سلام: مصرع آخر: تاکه حتما عین وشین وقاف را باور کنی. ببخشید بد تایپ شد.
admin
admin
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
ممنون از نقد زیباتون؛ من هم برخی از این ها توی ذهنم بود
tanha
tanha
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
با تشکر از آقای حسنی! به راستی که استاد شعرین!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
سلام:خیلی ممنون و عذرخواهی مجدد.انشاءا... که که بیشتر از اشعارتون ببینیم.
Paeez
Paeez
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
زلزله شب راتکان داد و فروافتاد ماه خیلی خوب بود !راستش در مورد اون تر ..تر ..تر کنی خواستم گرفتگی زبان رو نشون بدم و مصرع آخر بیت آخر اون حتم رو به کار نبردم چون میم محال است و دست نیافتنی ...خیلی ممنون و خوشحال شدم از این که نقدی پای سیاه مشقم می بینم !حضور شما استاد گرامی باعث قوت قلبه:)ممنون از آقای ادمین و مستر تنها همچنین:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
سلام:من قبل از حرفهام عذرخواستم وبرای بیت آخر هم درست فرمودیدمیشه بجای حتما شاید را گذاشت ویا کلمه ای دیگر واینکه چندمصرعی را گفتم منظورم ارائۀ نمونه بود وشاید اینجا هم بکار می آیدوالا شما خوب میسرائیدومن خوشحال میشم که دوستان دیگری هم شروع به شعر گفتن کنندوتا واردگود نشوندتوانائی خودشان را کشف نمیکنند.پوزش و تشکر
tanha
tanha
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
به به! :)))) قلمتون مستدام :دی
Paeez
Paeez
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
تشکرات اورجینال :)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
عاشق مجنون شیدا!
Paeez
Paeez
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خودتی منظور دیگه؟=)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
نه یکی هست حالا :دیییییی
فائزه
فائزه
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
عی بابا عی باباااا عی بابااااا خخخخخ :)))
Paeez
Paeez
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
عییی بابا!
همتا
همتا
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
:))) بگم مشکوکی کمر بند می خورم ؟؟ خخخ :))))
Paeez
Paeez
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
نه ما راسته ی کارمون تجزیه اس !=) مشکوک نیستم بی مخاطبه واقعا:)
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
قشنگ بود.
Paeez
Paeez
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
نوش جان:)
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
مبارکه پاییزجان...فقط ان شاءالله ک شما مثل بعضیا(مدیرمخترم ئادمین محترم سرشیفت ولیعهد محترم جنابعالی و غیره...فعلا سران رو گفتم ک بیشتر تو چشمن!!!)از زیر بار مسولیت خطیر دهان شیرین کردن شانه خالی نکنید...!!!
Paeez
Paeez
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
شاعر شدیم شیرینی هم تقدیم می کنیم !من اصلا آدم خسیسی نیستم ^_^
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
"میم" محال رو بیخیال "ها"ی "همه حال" رو بچسب که آرزوی منه برا لحظات پر عین و شین و قافت :)
Paeez
Paeez
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
به به بالام جان :)دنیای شما رنگی رنگی:)
maede
maede
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
آفرین،ادامه بده قشنگ شعر میگی :)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
پاییز وقتشو بیشتر کن (خخخ) :دی
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٧/١٩
٠
٠
آفرییییییین با احساس واقعا زیبا.. از آقای حسنی هم برای زیباشون ممنون @-}--
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤