رکعتی عاشقانه!

رکعتی عاشقانه!

نویسنده : m_moradian

خسته از ابلیس‏های انسان نما، دلگیر از روزانه ‏های تکراری، بیزار از ظاهرسازی‏ های ظاهرپرستان، همه را کنار می‏زنم و ... الله ‏اکبر!

دستم بگیر که راه یابم؛1 تنها از تو خواهم و تنها تو را توان آنست.2 تو ای بی‏نیاز یگانه،3 محبوب بی‏همتای من ... .4 مرا یارای رسیدن به رویای رویت تو نیست. در پیشگاه شان و شکوه تو تنها می‏توان قامت خمیده نمود و زبان به سبحان ‏الله گماشت؛ سبحان ‏الله، سبحان‏الله!

غرق در غوغای عشق، همه‏ی وجودم تو می‏شود و این تویی که می‏گویی: صدایت را می‏شنوم!5 الله ‏اکبر!

آه که دیگر حضور تو، تاب و توان از گام‏های ناتوانم ربوده است؛ به خاک در افتم و حمد تو گویم. ای بلند مرتبه، و ای بزرگوار!6

به بنده‏ی دردانه‏ات قسم که تمام تار و پود حیاتم تنها تنیده ز توحید توست؛ ای تنهاترین معشوق دنیا!7

پرده از چشم دلم برمی‏کنی و دیده‏ام روشن به نور اولیای خود کنی. رحمت و رحمانی‏ات بر پیکران پاکشان باد!8

*********

1. اهدنا الصراط المستقیم.

2. ایاک نعبد و ایاک نستعین.

3. الأحد ... الصمد.

4. و لم یکن له کفوا احد.

5. سمع الله لمن حمده.

6. ... ربی الاعلی و بحمده.

7. ... لا اله الا الله و وحده. لا شریک له.

8. السلام علیکم و رحمه‏الله و برکاته.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
:)
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
D:
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
خیلیییییییییییی زیبا بود................ممنون
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خواهش میکنم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
سلام:بسیار سپاسگزارم از مطلب بسیار زیبایتان.
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
سلام؛ لطف دارید.
admin
admin
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
احسنت به شما؛ از دو جنبه؛ اول اینکه مطلب تولیدی به این خوبی نوشتی و دوم اینکه بعد از مدت ها برای جیم نوشتی :)
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
ممنون، ولی حیف که همه ی نیم فاصله ها یهو ناپدید شده و حروف به هم چسبیده! ؛)
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
قشنگ بود ..ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خیلــــــــــــــــــی هم زیبــــــــــــآ (^_^) مرسی از شما از خوندنش لذت بردم :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١