من، جادوگر و سیب سمّی!

من، جادوگر و سیب سمّی!

نویسنده : هاچ

من کارتم را آماده می‌کنم و سوار اتوبوس می‌شوم تا بعد از تجربه هشت ساعتِ خاکستری در دانشگاه، به خانه بازگردم. دخترکی که روی صندلی جلویی کنار مادرش نشسته است، دست‌هایش را به پشتی صندلی می‌گیرد و به سمت من می‌چرخد. دخترک آن‌چنان نگاهم می‌کند که گویا من جرقه ناگهانیِ کشفی بزرگ هستم!

پس از دقایقی با همان چشم‌های گِـرد شده‌اش به مادرش می‌گوید: «ماااامااااان این خانومه شبیه جادوگر بدجنسی که به سفید برفی سیب سمّی داد نیست!؟»

این بار چشمان من است که گِـرد می‌شود؛ چرا که اکنون نهادِ جمله‌ای قرار گرفتم که به گونه‌ای حیرت آور، روزم را از خاکستری به سیاه مبدل گرداند!

پ.ن: جادوگر نیستم، اما آن سیب‌های سمّی‌ای که به این و آن داده‌ام را چگونه کتمان کنم؟!

 آخرین باری که به کسی سیب سمّی داده‌ای را یادت هست؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٧/١٣
١
٠
:دی چیزی نگفتین بهش؟خخخخ من اخرین باریادم نمیاداگه یادم اومد میگم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/١٣
٠
٠
#@#@#
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
چی می گفتم لابد بچه یک شباهتی دیده که گفته (خخخ) .. بیای بگی ها :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/١٣
٢
٠
واییییییییی!!!!!!! من بودم کسی بهم میگفت دیگه چهار تا استخون رو تو دهنش خورد میکردم......درسته متن ادبی بود اما شوخی با من !! ممنون از مطلب در مورد سوالتون بار فرهنگیش زیاد بود....
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
بچه که قصدی نداشته! گفته دیگه! اتفاقا خندم گرفت! ولی از دل همین حرفش به اون سوال رسیدم که واقعا نقطه ی عطفه خوبی محسوب میشه
HER_HER
HER_HER
٩٣/٠٧/١٣
١
٠
به نظر میاد که بار فرهنگی مطلبطون خیلی بالاست ............................................... اون قدر بالا که من نمیفهمم
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١٣
٠
٠
هر هر!!كر كر!!خخخخخخخخخخخخخخخخخ
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
دقیقا.....
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
البته باز اقتصادی هم داشت! شاید سیب ها ارزون بشه!
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٧/١٣
١
٠
هوووووومممممممممممم .... سیب سمی به کسی بدم ؟؟؟؟ وات دو یو مین ؟؟؟؟ :)))
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
حتما تا حالا به کسی ندادی که معنیشو نمیدونی دیگه. آفرین دکتر دمت گرم :) اما بازم اگه فکر کردی و یادت اومد یک روزی یک جایی به یک کسی سیب سمی دادی و اونم گاز زده باید بهش فکر کنی...
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١٣
١
٠
والا بقران. دختر بچه اينقد بوووووووووووق؟؟
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
بچه ها زیادی خوبن
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١٣
١
٠
خخ حالا من يه خاطره بگم. ميومديم با بچه هاي كلاس پوست شكولات رو باز ميكرديم روش فلفل ميريختيم پوستشو ميبستيم ميداديم به معلمامون خخخ ديگه بعدشو ................خخخخخخ
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
خب اینا سیب سمی نیست. اینا سادیسمهههههه (خخخ)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١٣
١
٠
البته كم هم سر اين موضوع از معلم و معاون و مدير كتك نخوورديم خخ
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
شاعر میگه چوب معلم گله! هرکی نخوره بووووووق! :دیییی
f_mohtaji
f_mohtaji
٩٣/٠٧/١٣
١
٠
جالب بود ولی سوال اخرت خیلی ذهنمو به چالش انداخت....
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
بح بح بح......چه عجب
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
پس همین الان به خودت قول بده سیب های سمی رو کمتر به این و اون بدی... اصلاح درون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/١٣
٤
٠
آقای فروزان این چه عکسیه رو مطلب گذاشتین دیگه این شکلی هم نیستم یعنی اعتماد به نفسم کلا خورد شد رفت (خخخ) :|
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
زشت،زشت.!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
الهی..خب اقای فروزان راس میگه دیگ دوستم!
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
نخیرم..هاچ به این خوگشلی........
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
خخخخ عکش گیر نیومده حتما!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٧/١٣
١
٠
من فقط میتونم برای قسمت اول نوشتتون بگم «:خخخخخخخخ» اما برای قسمت دوم آره...
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
خودمم برای قسمت اولش گفتم (خخخ)! :دی ... چقدر سخته وقتی می فهمی.. چقدر سخته وقتی میشمری تعداد سیب ها رو و تعداد همینجور نجومی میره بالا...
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٧/١٤
٢
٠
واااای هاچی! من اگ اونجا بودم یه چش غره ه بچه هه میرفتم بعشم کف اتوبوسو گاز میزدم!خخخخخخ ن یادم نی! اصن وجود دارن همچین افرادی؟!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
تو واکنشت خیلی کمه من میزدم تو دهنش بچه اینقدربوووووووووووق........
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
رویایی اروم باش عزیزم..!
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
خب شبیه جادوگرم حتما :)) :دی اتفاقا این بچه حرف جالبی زد. روی حرف بچه ها هم باید زیاد تمرکز کرد. شاید اونا یه چیزایی رو می بینن که ما نمی بینیم. خویشتن دار باش!
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٤
٢
٠
هاچ................من میترسم.....یکی میزدی تو صورت دختره...........
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
نه نترررررررس من این شکلی نیستم!! یکم بهترم! :)) .. شاید یکی از حرف های تاثیر گذار در زندگی من همین حرف دختره باشه. اینکه یادم بیاد سیب های سمی ای رو که به اطرافیان دادم...
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٧/١٤
٢
٠
:)؛ یک مقداری باید محاسبه نفس کنید که چرا به بچه حس جادوگر دادید :)
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
والا با این عکسی که گذاشتن رو مطلب همون نفسی هم که داشتم نابود شد رفت (خخخ) :دی ... محاسبه ی نفس، تغییر روحیات و اصلاح رفتار، مردِ عمل می خواد...
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
سیب سمی...بیشتر بهم سیب سمی دادن تا بخام بدم!!!
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
جادوگرهای بدجنس زندگیتو بشناس. بندازشون بیرون!
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
آخی هاچ زیبای ما رو چشم بصیرت باید داشت و دید:)سیب سمی کجا بود :)
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
سپاس از تعریف اما سیب سمی زیاد به اینو اون دادم...
Z_M
Z_M
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
از 24ساعت 20ساعتشو از 365روز 360روزشو در حال مردم ازادی ام :D
hach
hach
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
باز خوبه 5 روز به خودت استراحت دادی! :دی اما این سیب های سمی با مردم آزاری های شوخی یک کمکی فرق داره
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
هاچ اگه من بودم که واویلاااااااااا!!!! اصلا دیگه این دنیا جای زندگی نیست خودکشـــــــــــــی!!!! باور کن تصورم رو شما این بود با کله ای زنبوری حاضر بشوید.....دی:
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
بی شک با کله ای زنبوری حاضر خواهیم شد :دی
faride
faride
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
زنبورام مگه جادوگر دارن؟!:دییی /// تا جایی که یادمه نع ندادم!
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
آره جادوگرهای قرمز خبیث! ... درود بر تو فریده
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
خیلی خوب و تامل برانگیز:))))) سیل سمی یادم نمیاد ولی شاید داده باشم....ممنون
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
سیل سمی نداریم دیگه :دی امیدوارم نداده باشی...
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خخخ....سیب....امان از تایپ با گوشی:|
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
باز خوبه ننوشتی سیر (خخخ) :دی
باران
باران
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
یه وخ ناراحت نشی ها اشکال از تو نیس عیب از بچه های این دوره و زمونه اس خخخ
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
ها ها مدنم! مدنی همچی خوب روحیه مدی (خخخ)
faride
faride
٩٣/٠٧/١٥
١
٠
خخ هاچ تاثیر لهجه مشدی تخته مونده روتا!خخ
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
آره اون موقع داغ بودم (خخخ)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٥
١
٠
از اون مطلبایی بود که باید ته کامنتای بقیه رو هم درمیاوردی ها....منم همینایی که دوستان گفتن..... منتهی من خودم یک سفید برفیم که بهم سیب سمی دادن....عمق فاجعه رو داری :)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
دیگه گفتم به زور وارد زندگی خصوصی مردم نشم! ... سفیدبرفی بودن هم دردسر داره انگار... ساده بودن شاید بیشتر
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
مرســــــــــــی تحلیل؛ زود گرفتی ها ;) ساده بودن شاید بیشتر.....
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٦
١
٠
و چه سخته توی دنیایی که همه سنگ ساده بودن رو به سینه می زنن، بفهمی تو و سادگی حقیقی چقدر تنهایین...
maede
maede
٩٣/٠٧/١٦
١
٠
چه شباهت جالب و عجیبی!حتمن اون بچه علت جالبی واسه خودش داشته که این حرفو زده.فکر نکنم تا حالا به کسی سیب سمی داده باشم!
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
آره دیگه شباهت دیده بچه (خخخ) :دی .. خدا رو شکر که هرچی سیب به بقیه دادی سالم بوده :)
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٠/٢٢
١
٠
تحت تاثیر قرار گرفتم ممنون
هاچ
هاچ
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
ان شاء الله تاثیر مثبت باشه ;)
Narjes_khatoon
Narjes_khatoon
٩٣/١٠/٢٢
١
٠
چه بچه ها!!!خخخخ سیب سمی!!!وادارم کرد به فکر کردن!
هاچ
هاچ
٩٣/١٠/٢٣
٠
٠
آره بچه های بلا :)) ؛)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣