ورود بی‌دعوت به خوابگاه!
دستور العمل مقابله با موش

ورود بی‌دعوت به خوابگاه!

نویسنده : mahshid2

تصور کنید یک موش وارد اتاق خوابگاه می‌شود. دانشجویان پسر که معلوم است چه کار می‌کنند (عکس زیر). اما در این‌جا چند متد برای دخترهای شجاع آورده شده است. ملاحظه بفرمایید:

 

یك نمونه از اقدامات دانشجویان خوشفكر برای عبرت گرفتن سایر موش‌های موزی  

 

و اما در خوابگاه دختران :

1. روش کاملا دانشجویی: پس از هماهنگ کردن با هم اتاقی‌ها با کشیدن یک جیغ بلند از اتاق خارج شوید و دیگر به آن‌جا وارد نشوید!

2. روش سرخپوستی: مقداری وسایل قابل اشتعال وسط اتاق جمع کنید، آتش بزنید تا موش خفه شود، سپس مورد ۱ را اجرا کنید!

3. روش معرفتی: به موش بگویید در صورت عدم خروج وی از اتاق خودکشی خواهید کرد، اگر موش با معرفت باشد می‌رود وگر نه مورد ۱ را اجرا کنید!

4. روش تعارفی: به موش تعارف کنید امشب پیش شما بماند اگر موش تعارفی باشد، نمی‌ماند؛ در غیر این صورت مورد ۱ را اجرا کنید!

5. روش گامبالا: چند قبضه اسلحه سرد تهیه کنید و به موش اعلان جنگ کنید اگر پذیرفت مورد ۱ را اجرا کنید!

6. روش دمکراتیک: پس از توصیف فواید گفتمان از موش بخواهید اتاق را ترک کند در صورت عدم پذیرش، مورد۱!

7. روش نه چندان دانشجویی: یکی از گربه‌های محوطه را (از ملزومات هر خوابگاه است، اگر ندارید دانشجو محسوب نمی‌شوید!) به صرف شام دعوت کنید، اگر قبول کرد خوش به حالتان و اگر قبول نکرد به مورد 1 رجوع کنید!

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar
sahar
٩١/١٢/١٦
٣
١
واقعا ناراحت شدم این عکسو دیدم...برای من دردناکه این رفتار....حالا با هر موجودی...حتی با کوچکترین مخلوق خدا...متاسفم براشون
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٦
٠
٠
!!(@_@)!!
fatemeh
fatemeh
٩١/١٢/١٧
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگذاریم
fatemeh
fatemeh
٩١/١٢/١٧
٠
٠
جالب بود
asal
asal
٩١/١٢/١٧
١
٠
kheili khandidam amma badesh azab vojdan gereftam akhe gonah dasht heivoonaki
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢٠
٠
٠
ووووووووووووووویییی یادمه چند سال پیش که رفته بودم کربلا تو اتاق هتل یه موش دیدم با خاله و خواهرم رفتیم خدمتکار و گفتیم اومد.... ولی موش رو ندید.... منم که جلوتر رفته بودم و داشتم بهش می گفتم کجا دیدم یهو شونه امو که رو میز بود انداخت پشت سرم مثلا خواست شوخی کنه..... یک جییییییییییییییییییییییغ بنفشی کشیدم که نگو.... بعدم اینقدر با پسره دعوا کردم که خدا می دونه.... تا روز آخری که اونجا بودیم منو میدید فرار می کرد..... البته جالبه که مسئولشونم اونجا بود..... دچار عذاب وجدان شدم به مسئوله گفتم من منظوری نداشتم اما کارش خیلی بد بود..... شوخی خوبی نبود و اینکه من دیگه اون شونه رو استفاده نمیکنم..... اما معذرت می خوام که اونجوری باهاش دعوا کردم..... ( خاله ام بهم گفت: تا اون روز ندیده بودم اینقدر عصبانی بشی و اینجوری دادو بیداد کنی!!!!!) خخخخخخخخ
bijan0300
bijan0300
٩١/١٢/٢٠
٠
١
جالب بود چقدر خندیدم
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٢٠
٢
٠
طفلی موشه!من می ترسم ازشون اما به صلیب نمی کشمون!
ati200
ati200
٩١/١٢/٢١
٠
٠
وای
sasa10
sasa10
٩١/١٢/٢٢
٠
٠
والا من که عمرا روش های 2 تا7 را انجام دهم.جز روش یک که یه عمر کاملا طبیعی در بین دانشجویان دختر است!
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات