بوسه بزن اما سرد؛ بر پیشانی آرزوهای بی‌قواره‌ات

بوسه بزن اما سرد؛ بر پیشانی آرزوهای بی‌قواره‌ات

نویسنده : m_soltani

گفتم بمان، اما می‌دانستم گیشه دل من از پیش بلیط جدایی صادر کرده است. یادم می‌آید آخرین سانس چشمانت را، که با ولع وصف ناپذیری از دریاچه مکنزی می‌گفت، از قدم زدن در خیابان‌های بارانی و مه گرفته اتاوا، از کارت‌های بانکی که به پشتوانه دلارهای سبز داخل جیب‌هایت شاهانه تکیه داده‌اند، از نگاه به افق‌های دور دست، وقتی که تو ایستاده بودی با پالتوی چرم مارک و معشوقه‌ات ایستاده بود با موهای دم اسبی و بوت‌های رشید و تو برایش با عشق، سیگار اصل برگ آمریکایی می‌کشیدی و در آزادی تام  نشئه می‌شدی و من برای تو و آرزوهای بلندت سپند دود می‌کردم.

****

اصلا زندگی بدون آرزو مفهومی ندارد، می‌گویید نه، این هم مهر و امضا؛

آرزو رحمتی برای امت من است و اگر آرزو نبود هیچ مادری به فرزندش شیر نمی‌داد و هیچ کشاورزی نهالی نمی‌کاشت. (حضرت محمد (ص))

اما آرزوهایی که هیچ تناسبی با واقعیت ندارد را بی‌خیال شویم بهتر است. چون چیزی جز وقت تلف کردن نیست. جایی خواندم، یک روز پیرمردی نشسته بود سر کوچه‌ای. جوانی می‌خواست وارد کوچه بشود. پیرمرد به او گفت: نرو بن بست است. جوان گوش نکرد و رفت و بن بست را دید. وقتی برگشت پیر شده بود و سر همان کوچه نشست. والحق که بزرگان دین ما سر کوچه‌های بن بست خوب نشانی گذاشته‌اند.                    

آرزوهای دراز دیدگان بصیرت را نابینا می‌کند و آخرت را از یاد می‌برد.(حضرت علی (ع))

اما اگر این حرف‌ها سرمان نمی‌شود و دوست داریم «فقط برسیم» به آن‌چه که می‌خواهیم، بد نیست بدانیم؛

جوینده چیزی یا به آن یا به برخی از آن خواهد رسید. (نهج البلاغه حکمت 386)

به هر قیمت، شاید به آن چیزی که دلمان خواست، صرفا «برسیم» اما نه با آن کیفیتی که فکر کردن به آن ما را تا روی ابرها می‌برد.

================

پ.ن: یادم باشد پشت در طمع خواری انتظارم را می‌کشد!

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٧/٢١
٠
٠
:)قشنگ بود
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
خواهش می کنم :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٧/٢١
٠
٠
بعضی "رسیدن" ها، تاوان دارد ... یادگرفته ام که هرگز به زور از خدا چیزی را نخواهم ...
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
موافقم ..
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
سلام:عالی بود متشکرم
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
ممنونم ازین که خوندید :)
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
فلسفه ی این خود به نتیجه ی بن بست رسیدن و این میل آدمی رو هیچ وقت نفهمیدم!
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
گاهی رسیدن به بن بست خودش پنجره ی روشنی از جهان بینی رو برای ادم باز می کنه ,ولی تکرار این بمبستهاست که مشکل افرین میشه هعععی روزگار...سپاس ازین که سر زدید :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
قشنگ بود:))))) ممنون
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
تشکرات :))))
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
ممنونم....
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
سپاس
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
زیبا بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٢٦
٠
٠
آیـــــــــــی گفتی....فريب دو رنمـــــاهاي آرزو خــــــــــوردم / ره سراب گرفتم ز تشنگي مـــــــــردم :/ قشنگ نوشتی مرسی(^_^)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨