چرا امام باقر(ع) به شکافنده علوم معروف‌اند؟!
به بهانه شهادت پنجمین ستاره آسمان امامت

چرا امام باقر(ع) به شکافنده علوم معروف‌اند؟!

نویسنده : mandana

امام باقرعلیه السلام ، علاوه بر «شاکر» و « هادی » به ویژه به «باقر» به معنای شکافنده ملقب است ، و جابرن یزید جعفی در توضیح لقب اخیر می گوید : آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت . یعقوبی نیز می نویسد : به این دلیل باقر نامیده شد که علم را شکافت . راغب اصفهانی هم مانند این عبارت را گفته است .ابن منظور در مورد کلمه «باقر» می گوید : «تبقر» ، داشتن علم و مال زیاد را گویند و به محمد بن علی بن حسین بن علی علیه السلام بدان جهت باقر گفته می شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بیان فرمود .

یکى از علماى بزرگ سنّى به نام ابن حجر هیتمى درباره ایشان مى نویسد: «محمّد باقر به اندازه اى گنج هاى پنهان معارف و دانش ها را آشکار ساخته، حقایق احکام و حکمت ها و لطایف دانشها را بیان نموده که جز بر عناصر بى بصیرت یا بد سیرت پوشیده نیست و از همین جاست که وى راشکافنده دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده اند»

بسیارى از دانشمندان بزرگ اسلامى درباره جایگاه علمى امام، جمله هاى بسیار زیبایى بر زبان رانده و یا نگاشته اند که همچنان تاریخ، آن را در خاطر خود نگاهدارى مى کند. دانشمندان بسیارى چون «ابن مبارک»، «زهرى»، «اوزاعى»، «مالک»، «شافعى»، «زیاد بن منذر نهدى» و... درباره برجستگى علمى او سخن گفته اند. دامنه گسترده روایات امام در زمینه هاى گوناگون علمى، اندیشوران اهل سنت و محدثین آنان را بر آن داشت تا از ایشان روایت کنند و سخنان وى را درج و نقل نمایند که از جمله آنها «ابوحنیفه» را مى توان نام برد.

روایات در باره‌ی گستردگی علم امام باقر علیه السلام بسیار است. مثلا : حبابه والبیه می گوید:« مردی را در فاصله در ِ کعبه و حجرالاسود دیدم که بر بلندی نشسته و دست به دعا برداشته بود. پس از مدتی مردم او را شناختند، برای سؤال به سوی او هجوم آوردند و از مشکلات خود از هر دری پرسیدند. و او از مسجدالحرام خارج نشد مگر وقتی پاسخ هزار مسأله را داد. وقتی که خواست حرکت کند، ندا کننده‌ای فریاد زد:« آگاه باشید که او همان نور درخشان و نسیم خوشبو و حق پویاست. او محمد بن علی الباقر، پرچم علم و گوینده‌ای فهیم و بادرایت است»

روایت دیگری هست که روزی امام باقر علیه السلام به دو نفر از اصحاب خود فرمود:« اگر به شرق و غرب بروید، اگر عالم را زیر و رو کنید، هیچ علمی پیدا نمی‌کنید مگر اینکه ریشه در خانه ما اهل بیت دارد؛ اهل بیتی که جبرئیل به آنها نازل شده است»

محمد بن مسلم می‌گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:«اگر گمان می‌کنید که ما شما را نمی‌‌بینیم و سخنان شما را نمی شنویم، در اشتباهید. چرا که در این صورت ما بر سایر مردم فضیلتی نخواهیم داشت.» عرض کردم:« اگر ممکن است به من چیزی نشان دهید که با آن برای دیگران استدلال کنم»

فرمود:« در راه که می آمدید، وقتی به ربذه رسیدید، میان تو و همسفرت، بحثی در گرفت و او تو را برای محبت و معرفت به ما سرزنش کرد»

گفتم:« آری، به خدا قسم همین طور بود! آیا شما ما را می دیدید؟»

امام فرمود:«با اطلاع و قدرت خداوند تعالی. من ساحر یا غیبگو یا دیوانه نیستم، بلکه اینها از علم نبوت است. ما از آینده هم خبر داریم»

پرسیدم:« چه کسی به شما خبر می دهد؟»

فرمود:« گاهی حقایق به قلب ما وارد می‌شود و گاهی در گوش ما گفته می شود. در عین حال ما خادمانی از جن در اختیار داریم که مؤمن و شیعه اند و از شما مطیع تر»

همین محمد بن مسلم می‌گوید: «من هر سوالی داشتم، از امام باقر علیه السلام می‌کردم تا زمانی که در مجموع سی هزار حدیث از او شنیدم؛ پس از امام باقر، از امام صادق علیه السلام نیز حدود شانزده هزار حدیث پرسیدم»

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام: بسیار عالی بود متشکرم.السلام عل%8
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام: بسیار عالی بود متشکرم.السلام علیک یا باقرالعلوم.
velayate_eshgh
velayate_eshgh
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
بح بح بح خیلی معرکه بود
korosh
korosh
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
عالی :) نمدونستم ممنون :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١١
٠
٠
شهادتشان تسلیت:(
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات