بازی تلخ قایم موشک

بازی تلخ قایم موشک

نویسنده : ZAHRA_R

و باز هم همان بازی تکراری همیشگی، قایم موشک. و این بار هم تو چشم می‌گذاری و من قایم می‌شوم، پشت همان دیوار. این بار هم مانند دفعات قبل تو مرا می‌بینی و خودت را به ندیدن می‌زنی. دنبالم می‌کنی ولحظه‌ای که مرا می‌بینی. لحظه‌ای که می‌توانی به من برسی. دستت را عقب می‌کشی و من باز هم برنده این بازی تکراری‌ام...

حالا سال‌هاست آن روزها گذشته. زمان و زمانه عوض شده. من  و تو هر دو بزرگ شده‌ایم ولی باز هم همان بازی تکراری. همان قایم موشک همیشگی. و این بار هم من در خیال خود قایم می‌شوم. حالا هم تو چشم می‌گذاری و با این‌که مرا می‌بینی، خودت را  به ندیدن می‌زنی.

باز هم می‌توانی به من برسی و نمی‌خواهی. من همیشه بازنده این بازی تلخ بودم و تو همیشه برنده هستی، تو همیشه برنده بودی.

این من بودم، که تا ته ته خط بازنده‌ام...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
هاچ
هاچ
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
چه تشبیه قشنگی. چقدر تلخ :( کودکانه هایمان که بزرگ می شوند چقدر تلخ جلوه می کنند...
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
ممنون هاچ جون.........
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
سلام: نگارش وتوصیفی بسیار عالی دارید.ممنونم
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
ممنون نظر لطفتون هس
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
خیلی قشنگ بود...........ممنون
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خواهش میشود....
admin
admin
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
:)
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
:))
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خیلی زیبابود،ممنون
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
خواهش میکنم....
s_a
s_a
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
wow.......... جزو مطالبی بود که خیلی به دلم نشست...
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
نظر لطفته
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
بردی که قشنگیی نداره.....مرسی ...
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
ممنونم...و آواتار نو مبارک..
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات