یادداشتی از یک نوه بی‌معرفت...

یادداشتی از یک نوه بی‌معرفت...

نویسنده : آرشام ایرانی

مجله جیم را باز می‌کنم، طبق معمول به صفحه 15 و نوشته‌های کاربران می‌روم. ناخودآگاه چشمم به تیتر من یک نوه بی‌معرفت هستم می‌افتد.

گاه این‌قدر در تنهایی پر هیاهوی خویش گم می‌شویم که فراموش می‌کنیم عزیزانی را که تمام حس خوب دوران کودکی‌مان را مدیون آن‌ها هستیم .

گاه یک مطلب آن‌قدر تاثیر گذار است که ساعت 7 صبح گوشی را بر می‌داری و بعد از مدت‌ها غفلت. حال مادربزرگ را جویا می‌شوی و چه راحت می‌شود با یک تلفن دل عزیزانت را شاد کنی.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
faride
faride
٩٣/٠٧/١٠
١
٠
"گاه یک مطلب آن‌قدر تاثیر گذار است" مثل مطلب الان شما که 3خط بیشتر نبود اما اندازه یه دنیا حرف داشت!منکه خیلی غافلم! :((...
همتا
همتا
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
چه خوب !!!:)
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
:))))))))))))))))) پرفکت :)))))))))))))
velayate_eshgh
velayate_eshgh
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
ههعییی منکه بدجور غافل خدا به دادمون برسه روز قیامت کی میخاد جواب پس اخ اخ اخ اخ
korosh
korosh
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
ایول ایول :) ایول به شما :) ایول به سایت جیم :) ایول به اون مطلب :) ایول به نویسندش :) خلاصه ایول به همگی :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١١
٠
٠
خوش به حالتون:)))))
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٧/١١
٠
٠
گوشی من کو؟؟؟
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٧/١٢
٠
٠
به به اقای ایرانی پارسال کاربر امسال هیچی؟!
admin
admin
٩٣/٠٧/١٢
٠
٠
:)... پس اون قسمت کمی تا قسمتی خونده میشه
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/١٢
٠
٠
چه خوب که این طوری شده:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات