رهرو آن نیست که با اسب بخار شخله رود

رهرو آن نیست که با اسب بخار شخله رود

نویسنده : m_soltani

گاهی حس می‌کنم دارم شبیه این سی.دی‌های خش‌دار درجا می‌زنم. انگار که یک چیزی نیشم زده باشد، بی‌قرار می‌شوم. یکهو با یک انرژی وصف ناپذیری دوست دارم به اندازه 10مرد جنگی کار کنم، آن‌قدر که انرژی‌ام از 1000 اسب بخار هم بزند جلو!

آخ که چه‌قدر خوب می‌شد اگر می‌توانستم بنزین سوپر بریزم توی باک قلبم تا بیشتر و بهتر پمپاژ کند. از آن طرف دریچه میترال و ائورت قلبم را روغن کاری می‌کردم تا دهلیزهایم خوب کار کنند! فکر کنم این‌طوری ریتم زندگی‌ام می‌رفت بالا!

اصلا می‌دانی بیشتر از همه چه می‌خواهم؛ دوست دارم افسار زمان را که لجام گسیخته می‌تازد و ما را آدم هم حسابم نمی‌کند، محکم بکشم، جوری بکشم که پوزش کج بشود و فکش دربرود و بایستد. بعد خفت یالش را بگیرم و در حالی که آرواره‌هایش آویزان است، چشم در چشم، بعد از مکثی کوتاه بگویم: خعلی تند میری داداش، وایستا باهم بریم!

*****

حکمت 285 نهج البلاغه: آنان که وقت‌شان پایان یافته، خواستار مهلتند و آنان که مهلت دارند، کوتاهی می‌ورزند!

خیلی جالب است. آدم‌ها وقتی قدر فرصت‌های‌شان را می‌دانند که دیگر از دست دادن‌شان. ابر فرصت‌ها را باید درک کرد و به موقع، منتظر بارش شد.

حکمت 21نهج البلاغه: فرصت‌ها چون ابر می‌گذرند، پس فرصت‌های نیک را غنیمت شمارید.

خوب که فکر می‌کنم، می‌بینم صرف نمی‌کند با اسب‌های بخار مسابقه بدهم. اصلا کبوتر با کبوتر باز با باز! با یک برنامه‌ریزی درست می‌شود به همه چیز رسید؛ رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود؛ رهرو آن نیست که با اسب بخار شخله رود!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/٠٧/١٧
١
٠
خیلی قشنگ
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
متشکرم اقای فروزان نیا و سپاسگزارم از همه ی دوستان عزیزم که ابراز لطف کردند
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
سلام ممنون قلمتان نوک تیز
PESTEH
PESTEH
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
عنوان مطلبو که دیدم فکر کردم طنزه ....................... در هر صورت زیبا بود ......................و تامل برانگیز.........................
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
فرصت‌ها چون ابر می‌گذرند تامل برانگیز بود..
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
قشنگ بود
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
بح بح :))))))))))
miss_khas
miss_khas
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
قشنگ بود:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
سلام: واقعا خیلی با حال و البته پرمحتوا.اول فکر نمیکردم جدی باشه.متشکرم
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
قشنگ بود.:)
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
و هی تَمُرُّ مَرِّ السحاب...!!!خیلی زیبا گذر زمان رو توصیف کرده بودی:)
admin
admin
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
فوق العاده خوب بود... پیشنهاد می کنم به جای برداشت آزاد سعی کنید عینا از همون جمله در متن استفاده کنید و بعد رفرنس بدید
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
متشکرم ,بله درست میگید شما اینطوری خیلی بهتره
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
رهرو آن نیست که با اسب بخار شخله رود... واقعنم :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤