آرایش غلیظ؛ یک کاریکاتور ناب
نگاهی به ساخته جدید حمید نعمت‌الله

آرایش غلیظ؛ یک کاریکاتور ناب

نویسنده : دست قیچی

داخل سینما روی صندلی لم داده‌ام و زیر نور آبی پروژکتور از تماشای چهره‌های لبخند بر لب تماشاگران حسابی کیفور شده‌ام. این وسط ناگهان دیالوگ «خب که چی؟ این فیلم یعنی چی؟» که در حال خنده توسط بقل دستی ادا می‌شود، کل فضا را برایم خراب می‌کند. موقع خروج از سینما همین پرسش را از زبان چند تماشاگر دیگر هم می‌شنوم. به خانه می‌رسم و یکی از مجلات سینمایی را باز می‌کنم. یکی از منتقدان فیلم را به خاطر وجود لوکیشن‌های واقعی و بحث شبکه‌های اجتماعی، یک فیلم رئال در نظر گرفته و 2 صفحه راجع به اشکالات درام قلم فرسایی کرده است. از شما می‌پرسم آیا می‌شود فیلمی مثل «مرد عنکبوتی» را به خاطر اتفاق افتادن در نیویورک یا وجود موبایل در آن یک فیلم رئال نامید؟ 

در اولین مقاله‌ای که مخصوص سایت جیم نوشتم از تیتر «اروپازدگی و فرهادی زدگی آفت سینمای ما» استفاده کرده بودم که مخالفت برخی از دوستان را در پی داشت. «آرایش غلیظ» شاید بهترین گزینه برای نمایاندن این معضل باشد که تماشاگر و منتقد تا چه اندازه باید رئالیسم زده باشد که وقتی فریم‌های یک شاهکار در ژانر فانتزی از برابر چشمانش می‌گذرند، قادر به درک‌اش نباشد. 

نعمت الله در طول 12 سال اخیر 3 عنوان فیلم ساخته و هربار تغییر سبک داده و از این نظر شبیه «رابرت زمه کیس» است و در یک قالب نمی‌گنجد. در بوتیک (1382) با یک درام تلخ اجتماعی روبه‌روییم. در «بی پولی» (1386) لحن فیلم به کمدی اجتماعی نزدیک شده است و اکنون «آرایش غلیظ» اولین فیلم سینمایی ایران در ژانر فانتزی است که تمام شخصیت‌های آن مانند «خوب، بد، زشت» سرجیو لئونه، ضد قهرمان‌اند. 

 

زوج «حمید نعمت الله» و «هادی مقدم دوست» فیلمنامه خود را حول یک محموله آتش بازی شکل داده‌اند که مخصوص چهارشنبه سوری وارد کشور شده است. حال افراد مختلفی سعی در تصاحب و کسب منفعت از این محموله دارند. افرادی که مدام سر یکدیگر کلاه می‌گذارند و سعی در پیشی گرفتن از همدیگر دارند و در نهایت هیچ کدام پیروز نمی‌شوند. این سبک فیلم‌سازی شاید بیش از هر کسی به سینمای «گای ریچی» در فیلم‌هایی مثل «قاپ زنی» (Snatch) و «ضامن، قنداق و 2 تفنگ شکاری در حال دود » (Lock. Stock and Two Smoking Barrels) نزدیک باشد. بنابراین:

1- شاید بد نباشد به عنوان پیش نیاز ابتدا این 2 فیلم را ببینید تا بهتر با فضای «آرایش غلیظ» ارتباط برقرار کنید. 

2- به هیچ وجه دنبال ارجاعات سیاسی و اجتماعی که در 10 سال اخیر دامنگیر سینمای ماست، نباشید. این فیلم صرفا برای لذت بصری و انتقال پیام «بار کج به منزل نمی‌رسد» یا به قول یکی از دوستان «گشت ارشاد خود باشید تا رستگار شوید» ساخته شده است.

نعمت‌الله با هوشمندی، محموله آتش بازی را که نماینده شادی است، دستاویز قرار داده تا نشان دهد چگونه طمع، می‌تواند وسیله‌ای را که ذاتا برای شادی است به وسیله‌ای برای تلخکامی تبدیل کند. «آرایش غلیظ» فیلمی شکل گرفته از همین تناقض‌هاست. پوسترش به سبک فیلم‌های قدیمی زمان فردین است که حامد بهداد را در شمایل قهرمانی که با عزم و اراده به سمت دوربین می‌آید و زن در حمایت اوست نشان می‌دهد، حال آن‌که شخصیت مسعود در فیلم یک موجود هیولا صفت است که حاضر است همه چیز را فدای منفعت خود کند. صحنه فوق العاده احساسی اعتراف‌های هومن که باید همدردی را در پی داشته باشد، با خشونت پاسخ داده می‌شود. استفاده از رنگ‌های جیغ و فضاهای شاد، در مقابل تلخی فیلم یک نمونه دیگر از همین تناقض‌هاست. حتی موسیقی سنتی و عاشقانه آخر فیلم با اجرای خاص همایون شجریان و آهنگ‌سازی برادران پورناظری، به سبک راک و heavy metal نزدیک می‌شود. 

 

تناقض و کنتراست از عوامل اولیه شکل دهنده یک کاریکتور خوب است و «آرایش غلیظ» یک کاریکاتور تصویری ناب است. طمع‌های روزمره را چنان بولد می‌کند که به نظر احمقانه می‌آیند و تقوا را در قالب کاراکتر منحصر به فرد برقی نشان می‌دهد که پول را مایه گمراهی خود می‌داند و تقوا پیشه می‌کند و ظاهرا فقط اوست که رستگار می‌شود. 

 

نگاه واقع گرایانه به «آرایش غلیظ» تمام لذت این کاریکاتور بصری را زایل می‌کند. خواهشا کمی از فضای واقعی اطراف‌تان فاصله بگیرید تا ببینید نعمت الله به راستی نعمتی الهی در وانفسای این روزهای سینمای ماست.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/٠٩
٤
٠
حرف خاصی درباره محتوای فیلم ندارم چون ندیدمش هنو !! ولی موسیقیشو گوش دادم عالی بوده چون آقای شجریان عالی کار کردن بنظر من:) سپاس از مطلب:)
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/٠٩
٢
٠
فیلم رو ندیدم اما از این نقد خوشمان امد :)ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٧/٠٩
١
٠
تشکر بابت مطلبتون .خیلی خوب نوشتید :))
dastgheichi
dastgheichi
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
لطف دارید شما
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
با کمال احترام! خیلی فیلم خونوکی بود به نظرم!
dastgheichi
dastgheichi
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
مشکل همون عدم ارتباط با فضای فیلمه که متن حاضر قراره نقش دفترچه راهنمای ارتباط با فیلم رو ایفا کنه . یک معضل جمعیه. شما هم اگه اون 2 فیلم رو ببینین و بعد دوباره با آرایش غلیظ مواجه بشین، به درک متفاوتی از فیلم میرسین
فائزه
فائزه
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
:|
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٧/١١
١
٠
آره من که اصلا شرایطش رو نداشتم و خیلی یگهویی شد که رفتم دیدمش.
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٣/٠٧/٠٩
٣
١
من همین دیشبم رفتم دیدم.. نمیدونم ! به نظرم تنها شاهکار فیلم بازی حامد بهداد بود.. ولی خب.. هر کسی با هر سنی میاد فیلمو میبینه .. بعد از اینکه تموم شد من شنیدم خیلیا میگفتن چجوری این فیلم مجوز گرفته !! در کل به دوبار دیدن می ارزید فقط :) ولی خب مشخصه که پشت این فیلم٬ تفکری بوده نه اینکه آبکی ساخته شده باشه.. ممنون از شما :)
dastgheichi
dastgheichi
٩٣/٠٧/٠٩
١
٠
صحنه شهر فرنگ که از روزنه ذهن برقی به تماشاگر عرضه میشه چی؟ با در نظر گرفتن ممیزی های داخلی اون صحنه نبوغ محض نبود؟ حالا بماند که نیمچه طعنه ای هم به بید مجنون مجید مجیدی میزد
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٣/٠٧/٠٩
٢
١
حق با شماس ! جدا از این ها٬ شخصیت خود برقی هم یک نبوغ بود و میشه راجع بهش کلی حرف زد! مخصوصا همون قسمتی که عینک رو به چشم میزنه تا دلش آزاد بشه اما ذهنش ...
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠٧/٠٩
١
٠
ممم ترغیب شدم ببینمش ... باید جالب باشه
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١٠
١
٠
خیلی دوست دارم ببینم :)))) ممنون از نقد خوبتون
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
منم كه نديدم و نظر هم نميدم:)
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠٧/١٠
٢
٠
البته این رو هم بگیم که با یک فانتزی کاملا ایرانیزه طرفیم و این از نقاط قوتشه.بزرگ ترین فانتزی ساز جهان تیم برتونه که درصد فانتزی بودن فیلم هاش خیلی زیاده(به نحوی خیلی خارجیه!) اما ارایش غلیظ و همینطور با درصد خیلی خیلی کم بی پولی،موفق به ساخت فانتزی های ایرانی پسند شدن
o_edman
o_edman
٩٣/٠٧/٢٣
١
٠
big fan!
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات