یک هدیه شگفت انگیز
خیال بافی‌های یک خبرنگار بی پول

یک هدیه شگفت انگیز

نویسنده : وبگردی

امروز پس از مراجعه به شهر کتاب الف؛ در شمال شهر تهران؛ تنها و تنها به یک آدم خیر که البته مثلا میتواند یک آقایی باشد که عاشقم هم شده باشد فکر کردم و یا حتی یک نفر که خانم هم باشد و فکر کند من حیف شدهام کلا؛ که بیاید و بگوید برویم شهرکتاب الف و تو می‌توانی یک میلیون خرید کنی!

البته آن وسط فکر کردم خاک بر سرت دختر؛ عزت نفس داشته باش و بگو کاش یک عالم پول داشتم؛ بعدش فکر کردم نه! من یک میلیون پول دستم بیاید باید بزنم به یک عالم زخم. یک نفر باید بیاید که خودش کارت بکشد و آن پول را ندهد دستم و بگوید یک میلیون تومن خرید کن؛ بعد من کتاب بخرم و خودکار و جامدادی و برچسب و تراش و مجسمه و کیف و دوباره کتاب و کره زمین و مقوا و دفتر فانتزی!

همینک خبرنگاری هستم بدبخت که به خانه برگشتهام و یک رواننویس هم نخریدهام و باید گزارشم را تایپ کنم. خب روان نویسهایش ۲۵۰۰ تومن بود و من نمیتوانستم ۲۵۰۰ تومن هم خرج کنم. در این حد!

==============

 منبع:

http://almatavakollll.blogfa.com/post/1237

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام:خسته نباشید!آخرش میخرید.نگران نباشید.ممنون
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
خوب بود:)))))
korosh
korosh
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
واه :| چه شیر تو شیره :|
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات