دوئل عقل و احساس

دوئل عقل و احساس

نویسنده : m_soltani

پیروز میدان کدام است؟ عقل یا احساس؟

وقتی پای مرز قضاوت‌های درونی روی لبه تیغ تعریف می‌شود، وقتی هر دو با رگ غیرت روی هم تیزی می‌کشند و ادعای شرف می‌کنند و تو آموخته‌ای که عقل حجت است. گاهی تمام تلاشمان را می‌کنیم که از عقل استفاده کرده باشیم اما چرا باز محاسبات‌مان تو زرد از آب در می‌آید و آخر کار پشیمان و شکست خورده می‌شویم.

 

وقتی حدس و گمان بدجوری خود را جای یقین جا می‌زند.

قضیه خیلی ساده است با یک حساب و کتاب دو دو تا چهار تا که مخصوص سیستم فکری خودمان است، تمام فرضیات و گمان‌ها را یقین می‌دانیم و اطمینان داریم که مو لای درزش نمی‌رود، اما در عالم واقع با شکست مواجه می‌شویم.

مثل ازدواج‌هایی که بر پایه شناخت‌های کاذب شکل می‌گیرد یا دخترانی که به عشق‌های خیابانی و مجازی به راحتی لبیک می‌گویند و رسما وارد خندق بلا می‌شوند یا همین چندی پیش که خیل عظیم 6000 دختری که در فضای مجازی جملگی عاشق جنس چینی یک بازیگر می‌شوند و کلاه‌شان برداشته می‌شود (حالا بماند که مقصر اصلی بستر خانواده بوده یا دختر خانواده!)

از آنچه به آن آگاهی نداری پیروی نکن. (اسرا، ایه 36)

 

تقلیدهای کورکورانه

متاسفانه دلیل خیلی از کارهای ما آدم‌ها همین است و بس. تبعیت از رفتارها و عقایدی که صرفا مورد باور اجتماع است. یکی از تجلیات این قلم فکری که ناخوداگاه تحمیل می‌شود  (خصوصا در بحث سبک زندگی و مسائل اجتماعی) آداب و رسوم ناجوری است که گاهی همه جوره تبعات نافرم دارد. مثل مراسم سیسمونی بچه یا پیروی از مدهای هنجارشکن. یا آن موقع که بنده جوان بودم و دیدم به چشم خویشتن، فخر فروشی و سبقت در آن در برخی دبیرستان‌های دخترانه مبتنی بر داشتن حداقل یک دانه بوی فرند کاکل به سر .(که البته هر چه کاکلاش چق چقی‌تر بود، فخرش هم فروشی‌تر می‌شد!) 

 

پیروی از هوای نفس و تمایلات نفسانی و داشتن عرض و ایضا مرز

هوا و هوس آن‌قدر آرام و پیشرونده در سیستم فکری‌مان کودتا می‌کند که خود عقل هم شروع می‌کند به توجیهات عقلانی برای انجام امور. اما وقتی دنیا به خاطر ماست مالی عقل بدجور گذاشت داخل کاسه‌مان، آن موقع است که می‌فهمیم این «دل» بود که هر چه خواست، کرد. با افزایش خودآگاهی و تزکیه نفس می‌توان بین تمایلات و ریشه‌های آن منطقی‌تر کنکاش کرد و به نتیجه رسید و عمل کرد.

کسی غیر از گمان باطل از هوای نفس خود پیروی نمی‌کند .(نجم، ایه 23) 

 

پی نوشت: راستش رسیدن به درجات بالای عقل هم کار هر کسی نیست (آیکون خاراندن سر به انضمام تفکر عمیق) مثلا همین مورد اول به گفته قران بزرگترین لغزشگاه بنی بشر است.

خداوند درصد خلوص جمیع عقول را نم نمک خودش ببرد بالا، اول هم من را.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٢
٠
٠
سلام:برای همین است که مبارزه با نفس جهاد اکبر است.انشاءا... که همه بتوانیم والبته بخواهیم که بر نفس اماره غالب شویم.سپاسگزارم ازشما
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
علیک سلام ,انشاالله ممنون که وقت گذاشتید خوندید
admin
admin
٩٣/٠٧/١٣
٠
٠
یادمه یک مطلب مشابهی در مورد «دل» هم با همین سبک نوشته بودید
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
بله همینطوره ممنون
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١٣
٠
٠
خيلي مبارزه با نفس خودمون كار سختيه لامصب هرچي دوليو چاگي هرچي مومدوليو چاگي هرچي آبدويو يزنم حتي پاكات نريو هم ميزنما مگه از رو ميره. بام متاسفانه گاهي وقتا ضربه فني ميشم:(
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
خخ..اره خوب خیلی سخته واقعا ,خداوند خودش هدایتمون کنه ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
ما نیز برا درصد خلوصش دعا میکنیــــــــم :) آمیناشو بلند بگو :)
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/١٦
٠
٠
الهی امین ,ممنونم دنیادیده ی عزیز:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/١٥
٠
٠
و اکرمنی بنور الفهم....
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات