عنوانی دهن پرکن...

عنوانی دهن پرکن...

نویسنده : میثم

دیروز برای اولین‌بار علاوه بر عناوینی چون پسر خانواده، همسر بانو و برادر برادران عنوان جدیدی نصیبم شد:
"شوهر عمه"
شاید خیلی به کار نیاید و اصلا آن کودک روی شوهر عمه‌اش حسابی باز نکند و همچون باجناق و آن مثل معروف با من برخورد کند و شاید اصلا برایش مهم نباشد که شوهر عمه‌اش چه کسی هست و شاید هم سال به سال و عید به عید و آن هم به زور پدر و مادرش سلامی به من بدهد و عیدی تبریک بگوید و هزارتا شاید مثل این‌ها بشود اما؛ من از داشتن چنین عنوانی خوشحالم و همین برای من کافی است...


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دریا
دریا
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
مبارک باعشد!
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
خب این یعنی تازه متاهل شدین یا خانومتون تازه برادر زاده دار!در هر صورت اتفاق مبارکیست!تبریک:)
imanhkt
imanhkt
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
رسیدن شما به مقام والای ((شوهر عمه ای)) را تبریک میگوییم ... امید است که روزی به مقام های دیگر دست یابید ...
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
آقا تبریک میگم.با آرزوی بالاترین مقامات :)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
کسب مقام اول "شوهر عمه خوشبخت" رو به شما تقدیم میکنیم!به افتخار آقا میثم شوهر عمه!دستا شله!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
مبارکتان باشد دستیابی به این مقام والا:)))
٩١/١٢/٠٥
١
٠
واقعا اشک تو چشمام حلقه زد..تبریک میگم . امیدوارم روزی به مقام شامخ زندایی مهربان برسم...خخخخخخخخخخخخ
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
انشالله عزیزم..... اینو همیشه یکی از عمه ها برام می خوندن که: عمه شدم خاله شدم پس کی زن دایی بشم؟؟؟؟ :))))))) خخخخخخ
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
مبارکه
چرا ناشناس مهشیدم
چرا ناشناس مهشیدم
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
جالب بود..بازم این مطلب 8 تا نظر داره اما هیچ بازدیدی نداره
maryam
maryam
٩١/١٢/٠٦
٠
٠
:)
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
آقا خَعلی مبارکه...... شیرینیش کو؟؟؟؟؟؟
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
خوش باشید
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
تسلیم نشو

عاشق حرفه ای!

٩٦/٠٤/٢٥
تبلیغات