عقده گشایی یا امر به معروف؟!
نقدی بر ایده گشت های موتوری انصار حزب الله

عقده گشایی یا امر به معروف؟!

نویسنده : alireza_kh

روزگاری بود رضا خان برای آنکه زنان به زور از سر خود چادر بردارند مامور به خیابان ها می‌فرستاد و امروز دیگرانی برای آنکه به زور چادر به سر بگیرند و لاخی از موهایشان بیرون نباشد موتورسوار به خیابان‌ها می‌فرستند.

این تشابه تاریخی و تمایز در اِعمال این امر، نشان تغییر روند فکری و فرهنگی در جامعه است. تغییری که باعث تحولاتی می‌شود که افرادی می خواهند هنوز با همان باور و سبک قدیمی یعنی: همان اعمال زور، در مقابل آن بایستند و آن را به سمت افکار و اهداف خود زاویه دهند.

در تاریخ این موضوع ثابت شده است که به زور نمی توان در مدت زمان کوتاهی همه‌ی افراد جامعه را از شکل "حاضر" به شکل مورد "دلخواه" دگرگون کرد که مطمئنا به جای نتیجه‌ی مد نظر نتیجه ای عکس خواهد داشت. اعمال و انجام اینگونه امورات اصولا نیازمند برنامه‌ریزی بلند مدتی است که باید با هدف گذاری معینی در بین مردم جامعه فرهنگ سازی بشود که توصیه دوستانه‌ی ما نیز به گشت‌های موتوری انصارحزب الله بر این است که به جای هزینه‌ی بنزین برای موتور هایشان، آن را در زمینه‌ی فرهنگ سازی مسایل حجاب خرج نمایند، شاید این عمل گفته شده نتیجه ای بهتری را داشته و از ثواب بیشتری هم برخوردار باشد و همچنین باعث دخالت و مزاحمت در امور و حیطه‌ی شخصی و خصوصی هر فرد جامعه ی اسلامی نشود.

از آنجایی که به گشت‌های موتوری انصار حزب الله از سوی وزارت کشور مجوزی داده نشده و رییس جمهور نیز در سخنان اخیر خود بر این امر خاطر نشان کردند که «فرهنگ با پاسبان و ون درست نمیشود» اما همچنان این گروه بر ادامه‌ی کار خود مصر است.

حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی رییس جمهور و عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ضمن انتقاد از راه اندازی گشت موتوری انصار حزب الله خطاب به عبدالحمید محتشم دبیر کل این گروه گفت: «خوب است به یاد داشته باشید که دوران تک تازی دهه ی 70 به پایان رسیده است. نه نیروی انتظامی، نه ارشاد، نه قوه قضاییه، نه وزارت کشور و نه حتی بسیج از موتورسواران وی استقبال نمی کنند. به خصوص اینکه کلاه ایمنی به سر نداشته باشند!.(ایلنا)»

همچنین محمد علی اسفنانی عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس پیرو سخنان آشنا در گفت و گو با خانه‌ی ملت طرح و برنامه ی اعلام شده برای اجرای امر به معروف، نهی از منکر توسط نیرو‌های موتوری انصار حزب الله را اقدامی کاملا غیر قانونی و غیر قابل توجیح دانست. وی با بیان اینکه برخورد با منکر به عنوان یک فریضه‌ی دینی قابل تمجید است اما در قانون برای هیچ گروه خاصی وظیفه ی امر به معروف تبیین نشده است. او تصریح کرد:یک گروه که نگاه سیاسی هم دارد زیر یک عنوان فراگیر نمی تواند بصورت تشکیلاتی و ساختاری به بهانه ی امر به معروف گشت موتوری راه اندازی کند. وی برنامه اعلام شده گشت ارشاد موتوری انصار حزب الله را خالی از تاثیر مثبت و دارای تبعات منفی ارزیابی کرد و با بیان اینکه ممکن است عقده گشایی هایی که توسط عده ای محدود تا امروز امکان بروز نداشت نمود پیدا کرده و در جامعه اثرات منفی بگذارد گفت: اگر هر کسی با خود رایی بخواهد اعمال قانون کند‌، در جامعه سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.

در سخنرانی اخیر آیت الله صادق املی لاریجانی رییس قوه قضاییه با تاکید بر این که معلوم نیست تعداد کسانی که از روی "عناد" تن به حجاب اسلامی نمی دهند، چندان زیاد باشد افزود: البته همواره بر ضرورت رعایت موازین شرعی و قانونی تاکید کرده و میکنیم و امر به معروف و نهی از منکر را در همه ی امور با "حفظ شرایط شرعی" آن لازم می‌دانیم چون به اصلاح جامعه و آبادانی بلاد منجر می شود و لکن نکته‌ی مد نظر این است که هر خطایی را در حد خودش ببینیم و از "افراط" و "تفریط" بپرهیزیم. وی گفته بود : این کار غلطی است که هر خانمی را که کمی از موهایش دیده می شود، فاسد بخوانند.

همان گونه که از صحبت های افراد نامبرده نکاتی را متوجه شدیم باید در ادامه ی این یادداشت اضافه کنم، فردی که برای امر به معروف به میدان می آید باید شرایط خاصی را در خود داشته و از اصولی صحیح  و افکاری عاری از هرگونه افراط، تفریط، نظر و نگاه سیاسی برخوردار باشد. و بطور کلی فرد باید از یک سری فیلتر هایی گذشته باشد و نواقصی را در خود و اطرافیانش پاکسازی کرده باشد تا اکنون بتواند به فرد دیگری امر به معروف کند و به انگونه نباشد که «امر به معروف»وسیله ای برای «عقده گشایی» افراد باشد.

باید به دبیر کل انصار حزب الله که به جمله ی « ما آمده ایم که بگوییم به آنچه در جامعه میگذرد بی تفاوت نیستیم » تاکید دارند یاد آور شویم، آن کس که به آنچه در جامعه می گذرد بی‌تفاوت نیست قطعا به اوضاع جامعه و مردم "دغدغه مند" است ، نه "دغدغه ساز" و میداند که امروز دردسرهایی که مردم هر روز با ان دست و پنجه نرم میکنند، مشکلات روزمره ای که گریبان گیر هر یک از هموطنانمان است ، چیست ! واین را هم میداند که اولویت را برای حل کردنشان به کدام یک از انها بدهد.

امیدواریم که دبیر کل حزب الله از انچه که در جامعه آگاه است و می‌خواهد برای آن راه حلی را ارایه دهد آن چیزی باشد که مطابق میل و نظر خود مردم است و مردم نیز از این ارایه راه حل به خوبی استقبال کنند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٧/١٢
٠
٠
نقل قول ها و تنظیم خبرت خوب بود ولی در نوشتن متن و جمله بندی ها هنوز باید بیشتر دقت کنی. بماند که ایرادات نگارشی هم فراوان داشت
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/١٢
٢
٠
من تضمین می کنم این بحث ها کمِ کم تا سالِ 1600 ادامه داره!
alireza_kh
alireza_kh
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
مطمئن باشید بیش از اینها. . . تا زمانی که مبنای فکری ما اصلاح نشود و فرهنگ سازی زیر بنایی در اندیشه و اعمال هر یک از ما صورت نگیرد و عده ای به نام دین و مذهب زندگی ما را فریب و تحریف کنند.قطعا نمیتواند اندیشه و و رای خود، ملاکی برای خوب بودن مان باشد.باید ایران و ایرانیان بفهمند هر انچه که از امروزمان ضربه میخوریم نتیجه ی بعضی کارهای اشتباه گذشته گانمان است.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١٢
٠
٢
هركار هركدومشون دوس دارن بكنن. مام طرف اونارو ميگيريم تا برامون مشكلي پيش نياد.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣