پیله باف / شعر
شعری سروده خودم

پیله باف / شعر

نویسنده : همتا

عاقبت روزی از همین پاییز، از زمستان عبور خواهم کرد

می‌دوم در نسیم و باران را، غرق آواز و شور خواهم کرد

بعد از آن هم ستاره خواهم بافت، ژاکت لحظه‌های عریان را

شب تاریک چشم‌هایت را، محو تصنیف نور خواهم کرد

می‌چکد قطره قطره در باران ، هرچه ایوب توی تن دارم

همه «کاسه»های دنیا را ، پُرِ سنگ  صبور خواهم کرد

من بهارم! بهار دستت را، روزی از دست برف می‌گیرد!

مرد برفی! نگاه کن این بار، در زمستان ظهور خواهم کرد

می‌دوم مثل پیله‌ای در خویش و تو را می‌کشم به آغوشم

من حسودم! قبول! اصلا من، همه را از تو دور خواهم کرد

قد و بالای مهربانت را، زیر چشمی نگاه خواهم کرد

هی برایت «وان یکاد»ی را، راهی چشم شور خواهم کرد

بنشین! حرف تازه می‌خواهم، شب شعری دوباره برپاکن

من خودم هر چه بیت می‌خواهی، همه را جفت و جور خواهم کرد

تا نفس توی سینه پا برجاست، «از تو با هر بهانه گفتن» هست 

پشت هم شعر تازه می‌بافم،  و تو را هی مرور خواهم کرد

شاعر کهنه کار باران پوش، قلمت را نگاه کن، تشنه است

من خودم حرف ناب خواهم شد و به ذهنت خطور خواهم کرد...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
"شب شعری دوباره برپاکن" رو خطاب به دولت نامرئیِ وقت گفتی؟ :دییی
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
وانیا ؟؟؟O_o
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
به من چه من که نام نبردم خودت گفتی (خخخ)
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
زنده باد بهار
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
بعله !‌:)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
متولد زمستان آیا ؟‌:دی
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
نههههههههههههههههه ! زمستان چبه ؟!!!!!!!!!!! اونجوری باشه من می نویسم از زمستان عبور خواهم کرد ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!خخخخ
ali_y
ali_y
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
سلام ... خوبه ولی به نظر مخاطبتون هرکی یا هر چی که هست خودتون را بالاتر از اون می دونین . اون رو به نابینایی تشبیه کردین که میخواین بهش بینایی ببخشین و...
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
عوا ! نهههه باباااااا !!! منظورم این بوده که خودتو لوس نکن دیگه !خخخ ممنون از نقدتون !:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
سلام: بسیار زیبا بود.سپاسگزارم.پاینده باشید.
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام .. ممنون :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
این همون شعر خوشگلس که من دوسش دارم..:)))..واسه من گفته بودی دیگ؟؟:دی
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
عاره دیگه عزیزم :)))) البته قابل تو رو نداره :دی
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
من خودم حرف ناب خواهم شد و به ذهنت خطور خواهم کرد.... دم شما گرم... خیلــــــــــــی هم عالــــــــــی :)
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
:)))) دم شما هم گرم تر خانوم هنـــــــــرمنـــــــــــد :)))
korosh
korosh
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
اگه سروده ی خودتونه که یه پا فردوسی هستین واسه خودتون :) ایول ایول
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
هییییی ! بسی رنج بردم در این سال بیست :دی خخخ ممنانم :)
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
من مطمئنم یه روز یک شاعر بزرگ میشی :)
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
اوه اوه خخخخ ممنانم سحر جانم :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
خانوم دکتر شاعر:))))) به به عالی بود.....ممنون
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
قربان شما خانم دکتر :دی
روح وحشی
روح وحشی
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
درود نگاه زیبا و با احساسی دارید. واژه ها رو هم خوب انتخاب می کنید . اما بین شعر نو و کلاسیک بلاتکلیف می نویسید. انتخاب کنید. اگر شعر نو مینویسید پیشنهاد می کنم در این زمینه بیشتر مطالعه کنید. اگرکلاسیک را دوست دارید . با اوزان و انواع سرایش آشنا شده و اصول را رعایت کنید. موفق باشید خانم دکتر
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
بح بح نقد !‌:) ممنونم ! چشم حتما :)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام واقعا خیلی قشنگ بود... بیت بیتش احساس زیبای شاعشو به همراه داره لذت بردم..ممنونم
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
:)) خیلی ممنونم از شما من هم :)
lily
lily
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
بسیار زیبا بود ممنونم
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
خواهش میشه :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨