ماجرای شیخ‌نا و سایت جیم
طنزیات

ماجرای شیخ‌نا و سایت جیم

نویسنده : Dokhtare Mashreghi

نقل است، پس از انتشار اخبار سایت جیم در روزنامه و فراگیر شدن آن، مریدان تماما مال‌های خود را به شیخ نا سپردندی تا تبلتی تهیه نموده، به نوبت پشت آن نشینند و از عجایب چندین و چندگانه جیم دیدار کنند. اما با اولین دیدار شیخ‌نا از سایت، مریدان مجبور شدند، جملگی جامه بدرند و در دریا فرو روند! چرا که شیخ‌نا بس معتاد شدندی و قصد دل کندن از آن سایت خوفناک و جذاب را نداشت؛ همچنین دایناسورترین فرد سایت را الگوی خود قرار داده و به صورت نامحسوس در نواحی سایت پرسه می‌زد، به طوری که ظرفیت افق را به تنهایی پر نموده بود.

شیخ‌نا در جیم پی برد که دایناسورترین فرد چقدر آدم متشخص و خوب و با استعدادی است و این‌که در نوشتن مطلب هم بسیار مهارت دارد؛ ولی از آن‌جا که صفحه ورود سفید است و آن کاکتوس مطبق رنگ صورتی دوست دارد، میل و رغبتی به نوشتن ندارد و صحنه را برای دیگران خالی می‌کند.

همچنین پی برد که آن دوقلوی شاعر که یکی در خیال مصور عرفان است و دیگری در حال نگاه کردن به قل‌قل‌های میز، بسیار آرام و زور شنین هستند. حتی خوده شیخ‌نا چندین بار به آن‌ها گفت «زور» و آن‌ها هیچ نگفتند. ولی بس در تعجب بود که چرا سبک ننویسیم وجود ندارد و فقط تصویر سر از جناب خاص مشاهده می‌شود.

همچنین شیخ نا فهمید جیم آن ‌قدر آنتن 118 دارد که خوده مخابرات هم آن‌قدر ندارد و تمام این آنتن‌ها با یکدیگر در ارتباطندی و اخبار روز سایت را با هم به اشتراک گذاشته و بحث می‌کنند اما بنیان‌گذار این آنتن‌ها کسی جز بانوی ارغوانی نیست و نخواهد بود.

همچنین با رئیس جمهور طفلی سایت هم دیداری تازه کرد و فهمید تنها دلیل ریاست جمهوری ایشان این است که فرزندشان ریاست جمهوری را دوست دارد. همچنین فهمید فسیل‌ترین فرد سایت هم رخ نمی‌نماید تا زمانی که مسابقه‌ای چیزی باشد و بیاید تا از حق دوم بودن خود دفاع کند. خلاصه در پی اکتشافات بعدی بود که ناگهان دریافت به علت تنگی دست، حجم اینترنتش را شارژ نکرده و آن نامبرده تمام گشته و از همین رو، به دنبال مریدان در دریا رفت تا شاید پولی پیدا کند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
سلام:امیدوارم که پیدا کند.ممنون
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
تا الآن که پیدا نکرده...امیدوار است که پیدا کند..:دی
سرباز ولایتم
سرباز ولایتم
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
با همش واقعا موافقم.. خصوصا قسمت ریاست جمهوری...!!!حرف حساب جواب نداره...!محض اطلاع مخالفین...!!!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
بعلههه...اصن ریاست جمهوریم مضعوفه..خصوصا بخش ولیعهدی ایناش..:دی
tanha
tanha
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
همه فهمیدن چقد من طفلی و مظلومم! خخخ
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
حتی شیخ نا هم فهمیدن دیگ...خواستم از حقوقتونم بنویسم..اطلاعات کامل نبود..:دی
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
طفلکی آقای رئیس جمهور :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
بلی دیگر...طفلکی ادمین پدر که یه همچین کاربرایی داره..:دی
v-qavam
v-qavam
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
شما که بالاخره سر و کارتون به واکسن زدن میافته:) اون موقع یادآوری میکنم که ننوشتن از من توی مطلبتون چقدر کره( گریه) داره خخخخخ خوب توپ عالی بود فقط بیمارکش ترین رو کم داشت
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
واکسن؟؟؟نههه...:دی...از اون جهت که شما خیلی آرومین...نکته ای برا نوشتن نزاشته بودین دیگ...:)
ali_y
ali_y
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
سلام. خیلی خوب بود ..." همچنین" زیاد داشت و به نظر دفاع تمام قد از ننوشتن دایناسورترین بود...موفق باشید
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
سلام...ممنون که ایراد نوشته رو گفتین..:)...اصلنم دایناسورترین نگفته بود اینو بنویسمآ..:دی
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
خخخخخ نفر دوم!!! در افق محو است...جالب بود مشرقی جان ممنون....
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
در عمود محون دیگ فکر کنم...:دی...خواهش میکنم عزیزم..(:
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
:) احسنت به شما... فقط این جایگاه دومو من نفهمیدم قضیش چیه ؟
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
جیم این هفته رو نخوندی؟؟؟مستر خبازی تو هر مسابقه ای شرکت کردن،دوم شدن...برای همین نمیآن تا وقتی که دوم شدنی در کار باشه..:دی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
وای به زور تونستم پیدا کنم........واییییییییی این جدیده چقدر سخته راهنمایی دوستان!!!!!1
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
آره..خیلی سخت شده
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
ooooo
s_a
s_a
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
آفرین آفرین :دی لازمه بگم "عالی" بود؟ خخخ =)) =)) =)) خخخ
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
اون پول من کو؟؟؟:دی
ali_y
ali_y
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
این هم اثبات نظر بنده اعتراف کنین ...
korosh
korosh
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ ! فسیل ترین خیلی خوب بود =)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
باتشکر..:دی
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
من چقد مظلوم هسدم :( من چقد زور شنین هسدم:( من چقد گنا دارمممم :( خخخخ
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
الآن من بهت بگم زور...تو چه میکنی؟؟؟:دی
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
همه به من ظلم میکنن اصن :((( خخخخخخ
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
خصوصا آق صابر..:دی
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
هیچ کس تنها نیست همراه شما هسدیم :دی!مخابراتم خودتی =)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
مخابرات نهه....118..:دی..من 118 رو خیلی دوس دارم...(((:
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات