در فراق شیرین
ناله‌های یک شکسته قلب

در فراق شیرین

نویسنده : S_Alami

قلم شکسته‌ام را برمی‌دارم. لحظه‌ای چشمانم را می‌بندم. فکر می‌کنم به او. تمام...

شروع می‌کنم به نوشتن. نوشتن‌های بی‌امان. نوشتن‌های بدون فکر. نوشتن احساسم. نوشتن حالم. نوشتن روزگارم. هر چیز که به فکرم قدم می‌گذارد را روی کاغذ سفیدم نقش می‌زنم.

می‌نویسم از دلتنگی‌های شبانه‌ام. می‌نویسم از غصه‌های روزانه‌ام. می‌نویسم از خاکستری بودن روزگارم. می‌نویسم از خاطراتت.

جای جای صفحه کاغذم پر شده از دایره‌های خیس. نمی‌توانم تحمل کنم، نداشتن او را. نمی‌توانم ببینم این جاده‌ای که می‌روم یک طرفه است خدا. نمی‌خواهم قبول کنم خدا بی‌جواب گذاشت خواسته مرا. من فراموش نمی‌کنم نذرهایم را برای او. من فراموش نمی‌کنم حالم را هنگام خواندن نماز لیله الرغایب. خدایا او نمی‌داند، تو که می‌دانی من چه قدر عوض شدم. تو که می‌دانی کسی که الان تمام مستحباتت را انجام می‌ده،د روزی واجباتت را انجام نمی‌داد. خدایا من عوض شدم در طلب او. خدایا من معامله کردم با تو. خدایا من گفتم می‌شوم همان که توخواهی، تو فقط او را نصیبم کن. چه شده است؟ آیا فراموش کردی عهدمان را؟

میدانم نگاهم می‌کنی. می‌دانم می‌شنوی صدای قلب شکسته مرا، فقط نمی‌فهمم چرا پاسخ نمی‌گویی.

خدایا نوشته‌هایم گواه حال من است. خدایا از مردم شهر بپرس حال مرا. خدایا من می‌سوزم. من می‌میرم. خدایا من کمرم شکست زیر این احساس. خدایا بیچاره فرهاد. چه می‌کشید در فراق شیرین.

خدایا جوهر قلمم دارد تمام می‌شود. آن‌قدر در دلم حرف دارم که می‌توانم ماه‌ها بنویسم برایت. اما نه قلمم جوهر دارد، نه دستانم توان.

خدایا ببخشید دلم خیلی پر بود، جز تو کسی را برای زدن حرف‌هایم نداشتم.

شب و روزتان لیمویی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
گذر زمان همه چیز رو حل میکنه و از تب عشق های فروزان کم میکنه ,روزی درنقطه ای از زندگی خواهید ایستاد و به خاطرات این روزهاتون یه لبخند ساده می زنید ..
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام: تمامِ حرفِ عاشق اینچنین است / خدا عشقِ تمام و راستین است /دل به خدا ببندید همه چیز درست میشود.خدا پشت و پناهتان باد.
korosh
korosh
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
ایشالا مشکلاتتون حل شه :)
فائزه
فائزه
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
ای بابا.... حتما یه حکمتی هست توی این فراق!عشق فقط عشق خدایی نداره غم و جدایی!:))شب و روز شمام لیمویی:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام.زيبا نوشته بوديد. حال اين روزهاي من هم چندان بهتر از حال شما نيست ولي اين كجا و آن كجا....:)
velayate_eshgh
velayate_eshgh
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
ههععییی خیلی سخته واقعا درکتون میکنم ایشالا حل شه
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات