احداث مرغ داری با یک دقیقه زمان

احداث مرغ داری با یک دقیقه زمان

نویسنده : مرتضی عارفی

دانشمندی برای کنفرانس بزرگ خود به نام «علم جدید احداث مرغ‌داری در یک دقیقه»، از سرتاسر جهان افراد زیادی را جمع کرده بود. او می‌خواست علمی عجیب را به همه معرفی کند. پس شروع کرد: «ما می‌خواهیم امروز علمی جدید را بنیان گذاری کنیم که همه شما را شگفت زده خواهد کرد. با این علم می‌توانید در عرض یک دقیقه یک مرغ‌داری بزنید و آن را در چند دقیقه به هزاران عدد برسانید. نکته جالب این‌که هم اکنون میلیون‌ها نفر در سر تا سر جهان از این علم استفاده می‌کنند» حضار، با چشمان درشت به دانشمند نگاه می‌کردند.

«ما آن را به رایگان به اشتراک می‌گذاریم، یک شانه تخم مرغ بخرید. آن را لا به لای این دستمال بگذارید تا جوجه شود. جوجه‌ها را بفروشید، چون با پول آن کار داریم» جمع حاضرین لحظه شماری می‌کردند تا به اصل علم برسند و خودکار بدست یادداشت برداری می‌کردند. دانشمند ادامه داد: «این عمل را بارها تکرار کنید، پولتان میلیون‌ها برابر می‌شود، با پول بدست آمده یک مرغ‌داری بزنید. این مرغ داری‌ها را چندین برابر کنید» و سپس با لبی خندان و با طعنه گفت: «حالا شما یک عالمه مرغ داری دارید، همه‌اش در یک دقیقه خلوت و تفکر...» و سپس بلند مشغول قهققهه زدن شد.

همه شروع به پچ پچ با کنار دستی خود شدند، فردی گفت: «منظورت از این حرف‌ها چیست؟ ما را از سر تا سر جهان این‌جا جمع کرده‌ای تا این حرف‌ها را بزنی؟» دانشمند خنده‌اش را با سرفه‌ای قطع کرد و در جواب حضار ادامه داد: «خیلی خب. من شما را دست نینداخته‌ام. شما تا هنگامی که بخواهید بدون تلاش کاری انجام دهید، عاقبت‌تان همین گونه خواهد بود. آخر انسان‌های عاقل، مگر می‌شود در یک دقیقه یک مرغ داری زد؟ کار ساخت و سازش فقط ماه‌ها طول می‌کشد. بروید مانند این قدمی که برداشتید قدم‌های دیگری بردارید که هر کس تلاش کرد به چیزی رسید. مجلس تمام شد دنبال کار نکردن نباشید، دنبال این باشید که چگونه کاری انجام دهید.» سپس از جایگاه پایین آمد و از در کنار سالن از میان آن‌ها خارج شد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٠٩
١
٠
بعله:))))) ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٩
١
٠
سلام:در کنار آرزو و فکر عمل هم لازم است.همه چیز که با فکر وخواستن تنها درست نمیشود.خواستن و توانستن مکمل هم است وتا اقدام هم نباشد هیچکاری خودبخود درست نمیشود.متشکرم از مطلب.
مرتضی عارفی
مرتضی عارفی
٩٣/٠٧/١١
٠
٠
دقیقا!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٧/٠٩
١
٠
جالب بودا، تشکر
korosh
korosh
٩٣/٠٧/٠٩
١
٠
خیلی سپاسگذارانم :)
فائزه
فائزه
٩٣/٠٧/٠٩
١
٠
خیلی خوب بود:))))
مرتضی عارفی
مرتضی عارفی
٩٣/٠٧/٢٢
٠
٠
ممنون متشکر!
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
به به! چه مطلب زیبایی! افریییییییییین !:))
مرتضی عارفی
مرتضی عارفی
٩٣/٠٧/١١
٠
٠
ممنون! دقیقا!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
آره با یک دقیقه نمیشه مرغداری رو ساخت ولی میشه با خاک یکسانش کرد! اینم یک نوع تعادل طبیعته!!
پربازدیدتریـــن ها
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

وقتی که دلت...

٩٦/٠٤/٣١
از حسرت هایمان می نویسم

نامه هایی به همسرم / قسمت اول

٩٦/٠٥/٠١

چه حسی تو عمق موهامون!

٩٦/٠٥/٠٢
از قیمت پیاز تا ژن خوب

اونایی که ژن خوب ندارن نیان پیج من، مرسی اه!

٩٦/٠٥/٠٤
امان از روزی که دلمان یخ بزند

سرد نباشیم

٩٦/٠٤/٣١
همه خوبن، دولت بده

رابطه دولت و کودک آزاری چیست؟

٩٦/٠٤/٢٩
قول بده جز من نخواهی

ما مردها از یک بیماری رنج می بریم

٩٦/٠٥/٠٤
رابطه های نیمه تمام

ترس از تنهایی

٩٦/٠٤/٣١
چقدر به هم می آمدیم

شال گردن

٩٦/٠٥/٠١
روز آف؛ بهترین روز هفته

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت هفتم

٩٦/٠٤/٣١
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

نو به بازار آمده...

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

یهو یک عده دختر آفریدند

٩٦/٠٥/٠٤
می گذارم همه چیز از دست برود

ترس از دست دادن

٩٦/٠٤/٣١
در حسرت زندگی بنجامین باتن!

معضلی به نام چاقی

٩٦/٠٥/٠٣
اصیل و گس

خرمالوی من

٩٦/٠٥/٠٤
راز قدرت پدرها

در پیرژامه پدری

٩٦/٠٥/٠١
با حوصله و امید

مرداد را باید سرفرصت زندگی کرد

٩٦/٠٥/٠٣
ترس متفاوت من

دختری که دیوانه وار از پروانه می ترسد

٩٦/٠٥/٠٣
تبلیغات