به کسی میدم که کس باشه!
شعری نوستالژیک

به کسی میدم که کس باشه!

نویسنده : kavir

یادش بخیر...سه ساله بودم این شعر رو بابام برام می‌خوند:

یه دختر دارم شاه نداره صورتی داره ماه نداره

از خوشگلی تا نداره به کس کسونش نمیدم

به همه نشونش نمیدم به راه دورش نمیدم به حرف زورش نمیدم

به کسی میدم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه

شاه میاد با لشکرش شاهزاده‌ها دور برش واسه پسر کوچیکترش آیا بدم آیا ندم ؟

به کسی میدم که تک باشه ملک باشه ملک باشه.

دختر من رفیق من هم نفس شفیق من

نگین انگشتر من عقیق من عقیق من

دختر من یار بابا شب تار بابا تو این گلستون جهان نو گل بی خار بابا

یه دختر دارم شاه نداره صورتی داره ماه نداره

از خوشگلی تا نداره به این و اونش نمیدم به همه نشونش نمیدم

به خواستگارش نمیدم به هر دیارش نمیدم

به کسی میدم که تک باشه ملک باشه و ملک باشه

به کسی میدم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه

شاه شهر ما میاد با صد برو بیا میاد با گنج و هدیه‌ها میاد

آیا بدم آیا ندم ؟ به کسی میدم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٧
٣
٠
آره.یادش بخیر.چه روزای خوبی بود...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/٢٧
٢
٠
الانم وقتی عروسی میرم پدر عروس میاد همین آهنگ و میذارن.....یک غم و شیرینی خاصی توشه برای هردوتاشون....مخصوصا پدر
bye
bye
٩١/١١/٢٧
١
٠
یادمه پدرم همیشه همین متنو ( البته کامل نه ) برای خواهر کوچیکم میخوند
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٢٧
٢
٠
وای من کلی خاطره دارم با این،الان داداشم واسه دختر دو ساله اش می خونه اونم حفظه این قدر با نمک می خوندش:)
sahar-s
sahar-s
٩١/١١/٢٨
١
٠
یادش بخیر بابای منم برام میخوند!!!اما من در حقش بدی کردم خیلی زیاد... هر روز عذاب وجدان دارم
وصال
وصال
٩١/١١/٢٩
٢
٠
مامانم هر وقت میخواست بخوابونم اینو واسم میخوند یادش بخیر واقعا ا..........ما حالا بهش میگم یه ذره کوتاه بیا به یکی از این طرفدار ها بده منو
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٣٠
٠
٠
:دی
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣