کمیک استریپ در غربت
نگاهی به جای خالی داستان‌های مصور در کتاب فروشی‌ها

کمیک استریپ در غربت

نویسنده : سحر نیکو عقیده

با شنیدن واژه کمیک استریپ یا معادلِ فارسی آن یعنی داستان مصور، ذهن‌مان می‌رود به سمت صفحه‌هایی از مجلات و روزنامه‌ها. همان عکس‌های رنگارنگی که شخصیت‌ها، حرف‌های‌شان را در ابرِ بالای سرشان می‌گویند و احساسات‌شان را با آخ، زارت، زورت و این اصوات نشان می‌دهند. اگر بیشتر به ذهن‌مان فشار بیاوریم و بخواهیم یک کتاب کمیک استریپ نام ببریم، احتمالا «تن‌تن» اولین و شاید تنها کتابی باشد که به خاطر داشته باشیم و در آخر اگر از ما بپرسند کتاب‌های مصور را مخصوص کدام گروه سنی می‌دانیم به احتمال زیاد از گروه سنی کودک و نهایتا نوجوان نام می‌بریم. احتمالا تا این‌جای کار یک ابر با یک علامت سوال و یک چرایِ بزرگ بالای سر شما به وجود آمده است. اگر دوست دارید برای این علامت سوال جوابی پیدا کنید این گزارش را از دست ندهید.

 

|| کمیک استریپ کی و کجا متولد شد؟

شاید بهتر باشد پیش از هر چیز برویم به سراغِ تاریخ و اولین‌ها و بعدش رسیدن به کمیک استریپ‌های امروزی. اولین خطوط نوشتاری، تصاویر ساده گندم، گوزن و درخت و... بر روی دیوار غارها بودند. پس شاید بتوان فرض کرد که اولین تلاقیِ تصویر و نوشتار به هزاران سال قبل بر می‌گردد. به مرور زمان میانه تصویر و نوشتار به هم خورد و هر کدام جدا از هم، در صفحات کتاب‌ها جای گرفتند. اولین جرقه‌های کمیک استریپ به معنای امروزی در مجلات و کتاب‌های آلمان و انگلستانِ قرن بیستم خورد. شخصیت‌ها و قهرمان‌های ماجراجو که در قالب طنز، داستان‌هایی را شکل دادند و رفته رفته جای خود را در مجلات و روزنامه‌ها باز کردند. این داستان‌ها روز به روز گسترش پیدا کردند و کتاب‌هایی مثل تن‌تن و میلو تالیف شدند.

در ایران هم اولین بار کیهان بچه‌ها داستان‌های مصور را به چاپ رساند و مورد استقبال قرار گرفت. بعدها نخستین داستان مصور ایرانی با عنوان رستم و اسفندیار توسط کانون فکری و پرورشی کودکان به چاپ رسید.

رفته رفته داستان‌های مصور پای‌شان را به مجله گل آقا و دیگر مجلات با مخاطبانِ بزرگ‌سال و جوان باز شد و طیف دیگری از مخاطبان را جذب کردند. امروزه کمیک‌ها پایه ثابتِ مجلات و نشریات ایران هستند.

 

|| در جست و جوی کتاب کمیک

این سیر تاریخی ختم شد به مجلات ایرانی. اما برای پیدا کردن کتابِ مصوری درخور مخاطب جوان جیمی، بعد از جست‌وجوی زیاد و زیر و رو کردن و تکاندن دنیای مجازی و برخورد کردن با در بسته، عزمِ جست و جو از جنس حقیقی کردم، بند کفش خود را بستم و رفتم در دل کتاب فروشی‌های سطح شهر.

فروشنده‌ها با شنیدن نام کتاب مصور مخصوص بزرگسالان، کمی چپ چپ نگاهم می‌کردند و بعد به ترجمه‌ای از کتاب تن‌تن یا در حالت خوش بینانه‌تر به کتاب‌هایی بر اساس داستان‌های شاهنامه که مختص گروه‌های سنی مذکور بود، اشاره.

به جرئت می‌توانم بگویم که همه فروشنده‌ها از فروش کم کتاب‌های مصور ناراضی بودند. مشتریانی هم که به کتاب فروشی‌ها می‌آمدند از کتاب‌های مصور شناختی چندانی نداشتند و نهایتا همان تن‌تن را می‌شناختند!

کم‌کم داشتم از دنیای حقیقی هم ناامید می‌شدم و به درجه اشباع شده تنفر از تن‌تن می‌رسیدم که با رسیدن به یک کتاب فروشی امید از دست رفته‌ام را اندکی بازیافتم.

آقای فروشنده بعد از شنیدن خواسته تکراری من کمی چشم‌هایش گرد شد و خیال مرا بابت پیدا نکردن یک کتاب داخلی در مورد آن‌چه مد نظر دارم راحت کرد. هر چند بر این عقیده بود که همین کتاب‌های کمیک استریپی که مختص گروه سنی خاصی هستند، مخاطب بزرگسال خود را هم دارند. اما در میان انبوه کتاب‌ها، دو کتاب به من معرفی کرد تا شاید به دردم بخورد.

«از قر و قمیل‌های قلمی بی‌قال و قیل» نام مجموعه کمیک استریپ‌های بزرگمهر حسین‌پور،  با موضوعات روزمره سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران است و بیشتر طرح‌های آن اصطلاحا دیالوگ باکس دارند. هر چند سیر داستانی در کتاب وجود ندارد و در هر صفحه به موضوعی خاص و جداگانه پرداخته شده است اما مخاطب کتاب شامل کتاب گروه سنی جوان است و تصاویر و دیالوگ‌های جذاب آن، خنده را بر روی لب می‌نشاند.

و اما کتابی که با نگاهی اجمالی به آن، انگار به کشفی پیش بینی نشده و نابه هنگام رسیده بودم و بسی لذتش را بردم «هنر کمیک»، ترجمه‌ای از اسکات مک کلود بود. علی رقم داخلی نبودنش، به شدت مناسب حال یک جوان آماتور است. به همین خاطر ترجیح دادم آن را معرفی کنم. آقای نویسنده با عینک گردش در صفحه صفحه کتاب حضور دارد، با زبان و طرح‌های ساده از ابتدای ظهور کمیک و تحولاتش تا به امروز را می‌گوید و سعی دارد که کمیک و جایگاه واقعی آن را به ما بشناساند و آموزش دهد.

 

|| یک چرای بزرگ و بدون جواب

هنوز آن چرای بزرگ در سرم رژه می‌رفت و روی اعصابم بود. آن علامت سوالی که هیچ کدام از فروشنده‌ها پاسخی برایش نداشتند. چرا کتاب‌های کمیک مورد توجه قشر جوان و بزرگسال جامعه قرار نمی‌گیرد؟ هنری که می‌تواند با توجه به جذابیت‌های تصویری‌اش سرانه مطالعه را بالا ببرد. هنری که به دلیل کمپانی‌های بزرگ در کشورهایی مثل ژاپن و آمریکا جزو هنرهای درآمد زا به شمار می‌رود. هنری که با وجود نیروهای مستعد و خوب در کشورمان شاید به دلیل سازماندهی نامناسب در ذهن مردم با فرهنگ ما سازگاری ندارد.. دنیایی از این شایدها در سرم رژه می‌رفتند.

اما شاید بتوان بهترین دلیل برای مهجور ماندن این هنر چه در ایران و چه در سراسر دنیا را در صفحه‌ای از هنر کمیک خلاصه کرد:

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
آره دقیقا ذهن میره پیشه "تن تن و میلو"! منم داشتم کتاباشو از این جلد تق تقی ها هم بود، ولی اینقدر منظمم که نمیدونم الان کجاست... احتمال میدم بین کتابای توی انباری داره خاک می خوره...
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
من بعد از این گزارش واقعا متنفر شدم از تن تن :/...همون بهتر که خاک بخوره هاچ جان...خودتو ناراحت نکن :دییییییییییییی
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
عالی بود مطلبتون :) جامع و کامل! منم خیلی کمیک دوست دارم، تو اون دورانی که زبان انگلیسی رو با جدیت بیشتری دنبال میکنم داستان های کمیک زیاد میخوندم! بتمن و تن تن و اسپایدر من! عالی و هیجان انگیزن و آدمو بخاطر گرافیکشون خسته نمیکنن! :)
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
خواهش می کنم.ممنون :) اوهوم. این داستان های کمیک خیلی به درد یادگیری زبان انگلیسی میخورن و آدم یجورایی راغب میشه به یادگیری زبان، مطالعه بیشتر و خیلی چیزای دیگه.
korosh
korosh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
واقعا هم ! خیلی جالبه ادم و تشویق میکنه تا ادامش رو ببینه ! مثل یه فیلم کاغذی میمونه :) ممنون خیلی عالی و بجا بود مطلبتون :)
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
اصطلاح خیلی خوبی به کار بردین....فیلم کاغذی :)....خواهش میکنم و ممنون از شما
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٧/٠٤
٠
٠
عااااااالی......ینی کامل..تکمیل....خوب:-)
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
ممنون که خوندی و نظر دادی :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٤
٠
٠
سلام: خیلی خوب بود.سپاسگزارم
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
سلام.خواهش میشه و متشکرم بابت نظرتون :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٠٤
٠
٠
خیلی خوب بود:)))))ممنون
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
:))))))))))
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٧/٠٤
٠
٠
گزارشت جامع و کامل و عالی بود! آفرین واقعا، دغدغه مند و هدف دار... احسنت سحر
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
نظر لطفته دوست خوبم :)
علی
علی
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
مطلب جدید وجالبی بود که کمتر به ان پرداخته می شود شبیه پرده خوانی قدیمها که خیلی مخاطب داشت
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
بله. شاید بشه یجورایی با پرده خوانی هم مقایسش کرد. ولی الان دیگه نه پرده خوانی مخاطب زیادی داره و نه کمیک استریپ متاسفانه.... خیلی خیلی خیلی زیااااااااااد ممنون که اومدین، وقت گذاشتین، خوندین و نظر دادین:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
واقعان هم جاش خالیه... منم کمیک خیلی زیاد دوست دارم... مرسی بابت معرفی کتاب وگزارش قشنگت :)
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
هعیییییییی...درست می فرمایید...جاش خالیه...خواهش می کنم دنیا دیده ی عزیز :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦