امر به معروف با جیغ و داد نمی‌شود
قضاوت با شما

امر به معروف با جیغ و داد نمی‌شود

نویسنده : atefeH.mz

بخش اول

داخل اتوبوس نشسته بودم و به خیابان نگاه می‌کردم. درایستگاه اتوبوس، متوجه چند دختر جوان شدم که منتظر اتوبوس بودند. با چهره‌های آرایش کرده و مانتوهای کوتاه و تنگ و با خنده‌های بلند سوار اتوبوس شدند. خانوم مسن و چادری که تسبیح در دستش بود و ذکر می‌گفت، تا چند دقیقه خیره مانده بود به دختران جوان و سرش را تکان می‌داد. یکدفعه از جایش بلند شد و با حالت تندی رو به راننده اتوبوس گفت: «آقای راننده واسه چی این دخترای بی دین و ایمون رو سوار کردی؟! اینا پسرای ما رو از راه به در می‌کنن، موهاتو بده تو دختره چشم سفید...»

داخل اتوبوس همهمه شد و یکی از آن دخترها، با عصبانیت گفت: «حاج خانوم هرکسی رو توی قبر خودش میذارن! شما حواست به دین خودت باشه!»

 متأسفانه دعوای لفظی بین دخترهای جوان و آن خانم مسن آن‌قدر بالا گرفت که از شرح دادن آن معذورم! اتوبوس در ایستگاهش ایستاد و هرسه دختر جوان از اتوبوس پیاده شدند و کنار خیابان ایستادند و سوار اولین ماشین مدل بالایی شدند که جلوی پاهای‌شان توقف کرد...

 

 

بخش دوم

مترو طبق معمول، با تأخیر از راه رسید! با عجله سوار شدم و گوشه‌ای نشستم. روبه‌روی من خانم جوان چادری، مشغول گپ و گفت با دختری جوان بود که صورت آرایش کرده‌ای داشت و مانتوی کوتاهی تنش بود.

خانم چادری با تبسّم و بسیار مؤدبانه گفت: «سلام عزیزم، من می‌تونم چند دقیقه وقتتو بگیرم؟»

دخترجوان: سلام...بله حتماً!

- میتونم ازت بپرسم دلیل این‌که شما این پوشش رو انتخاب کردی چیه؟

- دلیل خاصی ندارم! راستش... نمی‌دونم! تا حالا بهش فکر نکردم! همه دخترا همین جوری لباس می‌پوشن! منم خب جوونم! دوست دارم بهترین باشم!

- عزیز دلم، شما فکر می‌کنی بهترین بودن یعنی پوشیدن لباس‌های تنگ و آرایش‌های جیغ؟! اگه دخترای دیگه همین جوری لباس می‌پوشن، شما باید مثل اونا باشی؟! اینجوری همه دخترا شبیه همدیگه میشن که! من قبول دارم که یک دختر، باید بهترین باشه. شیک بپوشه و آراسته بگرده توی جامعه. دوره و زمونه عوض شده، طرز فکرها تغییر کرده، به قول جوونا همه چی «مُد» و امروزی شده! دخترای ما نیاز دارن که بهترین باشن. من همه اینا رو قبول دارم خانمی. اما به نظرت بهتر نمی‌شد اگه همه دخترامون، بجای آرایش‌های غلیظ و مانتوهای تنگ، آرایش معمولی می‌کردن و مانتوهای بلند و مناسب می‌پوشیدن تا توی خیابون به قول خودمون، جیغ نباشن و انگشت نما نشن و جلب توجه نکنن؟! نظرت چیه؟!

- آره خب! قبول دارم! منم دوست ندارم توی خیابون انگشت نما بشم ولی هیچوقت دلم نمی‌خواد از دوستام کم بیارم! ما توی خونه ماهواره داریم، همیشه زیبارویی بازیگرای ماهواره‌ای منو اذیت میکنه! واسه همینه که دوست دارم اونقدر آرایش کنم که اندازه اونا زیبا بشم و پیش دوستام احترام داشته باشم!

- خوشگل خانم، شما بدون آرایش هم زیبایی، یادت نره، کسی که به خاطر زیبایی یا پول یا موقعیت اجتماعی، باهات طرح دوستی بریزه، خیلی سریع تنهات میذاره! چون به محضی که بهتر از تو رو پیدا کنه، دیگه لزومی توی ادامه دوستی با تو نمی‌بینه! حرف قشنگی زدی که گفتی بخاطر خانم‌های زیبا روی ماهواره‌ای، لباس پوشیدن و رفتارتو عوض کردی! این مشکل خیلی از جوونای ماست! متأسفانه نه تنها روی دخترا، بلکه روی پسرامونم تأثیر می‌ذاره و همین میشه که دخترای ماهواره‌ای که کلی عمل زیبایی انجام دادن و آرایش و گریم میکنن، با دخترای پاک و نجیب ما مقایسه می‌شن و آمار ازدواج میاد پایین و آمار طلاق میره بالا! و دخترا سعی می‌کنن شکل اونا بشن در حالی که فرهنگ‌هامون خیلی فرق داره!

- بله موافقم باهاتون. من هر وقت می‌خوام آرایش کنم و بیام بیرون، یه چیزی مانعم می‌شه! فکر کنم بهش میگن عذاب وجدان!

- آره عزیزم. این ندای قلبته که بهت هربار یادآوری میکنه که تو دختری! تو روح لطیف خدایی،تو پاکی... نباید زیبایی‌هاتو در معرض نمایش قرار بدی. این ندای درونی بهت میگه که تو خیلی با ارزشی و باید از خودت محافظت کنی.

- دخترجوان روسری اش را جلو کشید و گفت: هیچ وقت، هیچ کس اینطوری باهام حرف نزده بود! هیچکس باهام اینطوری از ارزش‌های یک زن صحبت نکرده بود! حتی مادرم! از وقتی که یادمه توی خونه ماهواره روشن بوده و از بچگی قیافه خانم‌های فامیل رو با ماهواره مقایسه می‌کردم و سعی می‌کردم با آرایش کردن از اونا خوشگل‌تر بشم! یه سوال بپرسم؟!

-  بپرس خانومی!

-  حجاب یعنی چادر؟

خانوم چادری لبخندی زد و گفت: نه عزیزم. حجاب فقط چادر نیست. یه دختر، باید توی رفتار و کردار و قلبش هم حجاب داشته باشه. پسرامونم همینطور! باید توی نگاه و قلبشون حجاب داشته باشن... اما،چادر، حجاب خیلی کاملیه. عزیزم، من خیلی خوشحالم که تونستم یه کوچولو طرز فکر و نظرتو درباره حجاب عوض کنم! ولی دلم می‌خواد با خوندن این کتاب، بیشتر با فواید حجاب و ارزش‌های خودت آشنا بشی. این هدیه از طرف منه به تو!...

 به انتهای مرگ می‌اندیشم...

به خاک

که همه چیز را می‌بلعد...

این خاک

پایان همه چیز است...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/١٠
١
٠
کدوم کتاب؟
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١١
٢
٠
سلام:) نکته ای که باید بگم اینه که من همیشه مطالبمو سعی میکنم با داستان کوتاه بگم چون احساس میکنم میتونه بیشتر تاثیر بذاره....این داستان نوشته ی خودمه.ولی ماجراهای زیادی مث این دیدم و تو این داستان از اونا استفاده کردم.ولی در کل واقعیت نداشت...این مسئله ی امر به معروف همیشه دغدغه ی من بوده،واسه همین ی مطلب واسش نوشتم.ممنون ک وقت گذاشتین...
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/١١
١
٠
یعنی همون موقع که مینوشتی هیچ کتابی مد نظرت نبود؟!
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١١
٢
٠
چرا... کتابی مثل "گلپوش" که بنظر خودم خیلی خوبه...کتاب کم قطریه و جذابه. ولی نویسندش یادم نیس..خودم پی دی افشو خوندم :)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/١١
١
٠
سپاس :)
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١١
٠
٠
خواهش میکنم:)
korosh
korosh
٩٣/٠٧/١٠
٠
١
و باز هم سکوتـــــــــ
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١١
٠
٠
چرا خب؟! موافق یا مخالف؟
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١١
١
٠
چه خوب:))) 😍
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١١
١
٠
:)
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٧/١١
١
٠
من هیچ وقت جرئت امر به معروف رو نداشتم، میترسم دعوا بشه! خوش به حالش
GameMaster
GameMaster
٩٣/٠٧/١١
٢
٠
بسیار زیبا بود اللهم عجل لولیک الفرج
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١١
٠
٠
سپاس از شما :)
f_mohtaji
f_mohtaji
٩٣/٠٧/١١
٢
٠
خیلی قشنگ بیان کردین , منم با این موارد خیلی موتجه شدم ولی نمیشه خانمای مسنی که طرز برخوردشون مثل اون خانومه تو اتوبوس بود رو سرزنش کرد اخه بعضیاشون واقعا دلشون میسوزه وقتی این همه ناشکری رو میبینن به امید روزی که بی حجابی ها کمتر بشه وروش صحیح امربه معروف ونهی از منکرو یاد بگیریم
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١١
٢
٠
مچکرم از نظر زیباتون :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١١
٢
٠
چ زيبا بود. ميگم بابا كسايي نيستن كه بخوان كسي رو اينطوري نصيحت كنند همه ميگن به ماچه ما كلاه خودمون سفت بگيريم اما نميدونند كه كلاه اونا كلاه ماهم هست كلاه اونا كلاه اين مملكته ولي خب اگرهم كسي باشه كه اينكارو بكنه هيچكدوم ازين دختر خانوم ها و آقا پسرها فك نكنم حاضر بشن ديدگاهشونو عوض كنند.
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١١
٢
٠
من فکر میکنم دخترها و پسرهای ما،خودشون نمیخان جوری باشن ک الان هستن! توی داستانمم گفتم ک جوونا فقط میخوان از رفیقاشون کم نیارن و جذابتر بنظر بیان.واسه همین دلیلا میرن عمل زیبایی انجام میدن و آرایش میکنن و...الان دیگه عمل زیبایی هم مال پسراس هم مال دخترا!! توی هر سن و سالی!! البته من قبول ندارم ک همه تقصیرا گردن جووناس! جامعه هم بی تقصیر نیس.چرا منه جوون نمیتونم برم بازار و ی تیشرت بخرم ک روش عکس شهید برونسی یا فهمیده یا چمران یا مثلن کوروش کبیر یا آدمای بزرگ این مملکت باشه! هرچی تیشرت تو بازار هس عکسای جذاب خارجیه! عکس اسکلته! یا نوشته هایی ک معلوم نیس چی هس اصن!! خب همین چیزای کوچیک با فرهنگ ما یکی نیس دیگه. اگه سران مملکت به همین چیزای کوچیک توجه کنن و فرهنگ سازی بشه این چیزا،امر ب معروف و نهی از منکر درست انجام بشه،مشکل جوونای ما حل میشه:) (اینقد ما جوونا دغدغه داریم که تا میایم از یکی بگیم،هی شاخه تو شاخه میشه بحث،خودمونم گم میشیم توش!! نمیفهمیم مشکل اصلی چی بوده!) ممنونم از نظرتون:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١٢
١
٠
بله كاملا درسته. گفتيد آرايش مال هم پسراس هم دخترا بايد اينو بگم كه (كلاس ما كلا 18 نفريم كه ازين 18 نفر 13 نفريشون آرايش ميكنند و يه جوري ابرو بر ميدارن كه هه فك كنم از شما دخترا هم دختر تر ميشن)خخ
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١٤
١
٠
هی وای من :( مدل ابروی بعضی پسرا منو داغووون میکنه! له له میشم ینی!! اصن یه وضعیاتی.... :))))
admin
admin
٩٣/٠٧/١٢
١
٠
چه مطلب خوبی بود :)
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١٢
٠
٠
سپـــاس :)
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٣/٠٧/١٢
١
٠
و متاسفانه امثال خانم توی مترو کم هستن. و امثال اون خانومه توی اتوبوس زیادن افرادی که فکر میکنن خودشون بهترینن و باید بقیه رو حتی به زور امر به معروف کنن تا شبیه خودشون بشن. مرسی از مطلبتون
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١٢
٠
٠
خواهش میکنم.مچکرم ک خوندین :)
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٣/٠٧/١٣
٠
٠
عالی بود...بح بح...
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٣/٠٧/١٤
٠
٠
متچکرم :))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤