بدجور سرگرم بازی‌ها شدیم

بدجور سرگرم بازی‌ها شدیم

نویسنده : محدثه عارفی

امروز به پارک رفتیم. با سه بچه قد و نیم قد. سه پسرخاله نگو، سه وروجک. هی از سر و کول هم بالا می‌پریدند. با هم به جرز لای دیوار هم می‌خندیدند. به هزار و اندی روشِِ مختلف از سرسره استفاده کردند؛ روش از پایین به بالا رفتن، از بالا به پایین آمدن، از بالا به پایین پریدن، از پله‌های نردبان آویزان شدن و روش‌هایی که فقط وروجک‌ها می‌توانند اختراع کنند.(اگر وروجک اطراف‌تان داشته باشید، حرف من را تصویری می‌فهمید)

بعد هم که تمام روش‌های سرسره قدیمی شد، پریدند به جان چند تا طناب که کنار وسایل بازی خودنمایی می‌کرد. از این طناب‌های کِشی که بچه‌ها می‌توانند حسابی رویش تفریح کنند و بالا پایین بپرند، اما این وسیله برای بچه‌های خوب، تفریح است، برای این وروجک‌ها بندبازی بود. برای ما تماشاچی‌ها هم تالار وحشت. هر لحظه قلب‌مان به دهن‌مان میآمد که نکند این وروجک‌ها بیافتند. اما حقیقت این بود که اگر طناب‌ها را پاره می‌کردند هم خودشان نمی‌افتادند، تارزانی شده بودند برای خودشان.

من هم یک گوشه نشسته بودم و به بازی این سه تارزان نگاه می‌کردم. ناگهان این فکر به ذهنم رسید که شاید ما مثل این وروجک‌ها هستیم که در میان طناب‌های کشی (تار عنکبوت‌ها) گرفتاریم و خدایی که ما را از بیرون می‌بیند هزار و چهارصد راهنما فرستاده که به ما گوشزد کند؛

«و زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست و البته خانه ‏ آخرت، براى تقوا پیشگان بهتر است. آیا نمى‏ اندیشید؟» (انعام آيه 32)

و وقتی به این وروجک‌ها گوشزد می‌کردم که مواظب خودشان باشند تا نیفتند، این آیه در ذهنم نقش بست:

«ای فرزندان آدم، آيا با شما پيمان نبستم که شيطان را نپرستيد، زيرا دشمن آشکار شماست؟» (یس، آیه 60)

آری خدایی که از بیرونِ تعلقات دنیایی ما را می‌بیند، چند وروجک قد و نیم قد می‌بیند که با تمام وجود به چند طنابِ کشیِِ دنیا آویزان مانده‌اند!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
همچین زیاد قابل قیاس نیستا!
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
جدی؟ چرا اخه؟ این طناب کشی ها که من نوشتم همون طناباییه که مثل تار عنکبوت می مونه .توی کوهسنگی.نه این تابایی که توی عکسه.
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
نمیدونم چرا مثال هایی که در رابطه با خدا زده میشه از نظر من هیچ سنخیتی باهم نداره. البته نظر شما محترمه و این دیدگاه شماست :)
ناشناس
ناشناس
٩٣/٠٧/٠٧
١
٠
الان این 1400 که گفتی یعنی چی؟؟؟ تعدا پیامبراس؟ تعداد سالهایی است که اسلام آمده؟ تعداد ....؟ شاید منظورت 124000پیامبر بوده؟ ها!!!
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
من دیگه عرضی ندارم :دییی. ممنونم که اطلاع دادید.:)
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
قشنگ بود،ممنون
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
هوووورا! یکی هم خوشش بیاد خوبه دیه: دیییییی ممننون از نظرت:)
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
نمی‌دانم مرا چه شده است؟

آگه بخوان...

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات