استرسی از جنس اول پاییز...

استرسی از جنس اول پاییز...

نویسنده : mina_sh

این روزهای اول پاییز که می‌رسد انگار آدم یک نوع استرس و هیجان خاصی دارد، استرس از بابت معلم‌ها و درس‌های جدید و هیجان بابت شروع شدن سال تحصیلی جدید و دیدن دوست‌های قدیمی و پیدا کردن دوست‌های جدید

اما گذشته از همه این‌ها به تابستانی که پشت سر گذاشتیمش فکر می‌کنیم، به این‌که چقدر توی تابستان گذشته کارهای مفید انجام دادیم. اما خدا نکند به این نتیجه برسیم که توی تابستانی که گذشت، هیچ کار مفیدی انجام ندادیم. چون شدیدا احساس حسرت و افسوس روزهایی که از دست دادیم می‌آید توی فکرمان و جایی میان افکار و خاطرات گذشته و افسوس‌های حال و آینده‌مان قرار می‌گیرد تا زمانی که کاری برای جبران یا بهتر بگویم کارهایی که باید توی تابستان انجام می‌دادیم و انجام ندادیم را انجام بدهیم.

آن وقت است که با کمی تلاش می‌توانیم این حس را از جایگاهش در مغز و بین افکارمان بیاندازیم بیرون .

البته این نکته را هم اضافه کنم که برگشتن به پشت میزهای خاک خورده و قدیمی مدرسه برای همه خوشایند نیست و خیلی‌ها از آن فراری‌اند. البته اگر بتوانیم با برنامه‌ریزی مناسب از پس درس‌های مدرسه بر بیاییم، مدرسه رفتن خیلی شیرین می‌شود. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
درس خوندن هیچ وقت شیرین نیست! :-/
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
"هیچ وقت" و بکنش "اکثر مواقع" مشتری شیم ;)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
دنیا دیده، از همون دبستان برای من "هیچ وقت" بوده! ولی هیچکس باور نمیکنه
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٠٥
٠
٠
مدرسه دوران خوبیه.....خیلی خوش می گذشت.....ممنون و موفق باشی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
سلام:اولین مسئله در اول سال بوی خوش کتاب نو است.مسئلۀ بعدی الان که اول سال است اگر دانش آموزان روزی یکساعت وقت بگذارند و درس همان روز را مرور کننداصلا مشکلی درشب امتحان نخواهند داشت ولی همیشه میگوئیم هنوز وقتش نشده.یک درس چند صفحۀ کم خیلی راحت خوانده شده ودر مغز میماند.متشکرم
korosh
korosh
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
من هم با نظر خانوم هاچ مبافقم :( خوشم نمیاد :( ولی اخرش شیرینه ! زمانیکه از دانشگاه فارغالتحصیل شیم :) به به
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
سلام ... یاد بوی کتابهای نو بخیر
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات